|  ورود به سايت  |  1397/08/29
                 
آرشیو شماره‌های گذشته
 چاپ   

آخرین اخبار
تاریخ: 1391/11/05 نظرات: 0 نظر نمایش: 1364 مرتبه تعداد امتیاز: 2   (Article Rating)
مدیریت هنری در ایران صدای هنر را به گوش مردم نمی‌رساند

مدیریت هنری در ایران صدای هنر را به گوش مردم نمی‌رساند

  مدیر گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران:مدیریت هنری در ایران صدای هنر را به گوش مردم نمی‌رساند

ارتباطات و هنر دارای جنبه‌های مشابه و مشترک بسیاری هستند که از دیرباز مورد توجه و بررسی پژوهشگران قرار داشته است. این فضای مشترک به سبب تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی که بر فرهنگ جوامع دارد، جلوه‌های عینی زیادی ازجمله آثار هنری را شکل می‌بخشد. در این میان وقتی از مدیریت کردن عرصه هنر صحبت به میان می‌آید از دو جنبه می‌توان ورود پیدا کرد: یکی تعامل هنر و ارتباطات و دیگری مدیریت و هدایت هنری یک جامعه. از این‌رو و برای تشریح این بحث، در سی‌وسومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات گفت‌وگویی با مسعود کوثری، مدير گروه ارتباطات اجتماعي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران منتشر شده است.

بخش‌هایی از دیدگاه‌های این استاد دانشگاه را در ذیل می‌خوانید:

-    برای هرگونه سیاست‌گذاری و توسعه هنری فقط کافی نیست که در بخش هنرمند و به صورت پاداش دادن، ارائه یارانه و دیگر شیوه‌های حمایتی در جهت تولید آثار هنری سرمایه‌گذاری کنیم، بلکه در حال حاضر چرخه واسط نقش بسیار مهمی را بازی می‌کند. این چرخه‌های واسط و توزیعی هستد که تعیین می‌کنند اثر هنری چگونه توزیع شده و در دسترس جامعه قرار بگیرد. بخش مؤثر دیگر، چرخه‌های نقد و تفسیر است که در سیاست‌گذاری فرهنگی باید مورد توجه و دقت قرار بگیرد تا منجر به نتایج مفیدی شود.

-    سیاست‌های حمایتی ما برای اینکه صدای هنر به گوش مردم برسد خوب عمل نکرده‌اند. بی‌شک یکی از علل اصلی آن هم به ساختار مدیریت هنر در جامعه بازمی‌گردد که نتوانسته در موضعی اثربخش قرار گیرد.

-     عدم اثربخشی در ساختار مدیریت هنری تنها محدود به عرصه فرهنگ نیست، بلکه در آموزش و پرورش هم خوب عمل نکرده است. در سطوح مختلف آموزشی در کودکستان، دبستان، راهنمایی و... فرزندان ما کمترین تماس و مواجهه را با آثار هنری دارند. حتی تلاش خیلی کمی صورت می‌گیرد که فهم هنری به عنوان یک شیوه تدریس شود.

-    80 درصد دانشجویان یک کلاس ارتباطات نمی‌دانند که ساز عود چه شکلی است! این برای جامعه‌ای با یک پیشینه فرهنگی غنی که این ساز یکی از سازهای سنتی و اصلی‌اش محسوب می‌شود، خیلی وحشتناک است. طبیعتاً انتظار می‌رود که جوانان آن را بیشتر از سازهای غربی مثل پیانو، ویلون‌سل و گیتار بشناسند، ولی متأسفانه این نقص به وضوح دیده شده و در عمل هیچ تلاشی هم برای برطرف کردن آن صورت نمی‌گیرد تا این کالاها، تولیدات و آدم‌ها به مردم معرفی شوند. مردم در خیلی موارد نام هنرمندان برجسته را نشنیده‌اند. تمامی اینها و بسیاری موارد دیگر دلایلی است که بیانگر اثربخش نبودن ساختارهای مدیریتی موجود در عرصه هنر است.

-     هر روزنامه‌نگار یا ژورنالیست، باید بتواند نقش یک مترجم و میانجی و مبدل اثر هنری به فهم و زندگی روزمره مردم را بازی کند. نیاز به هنر باید در زندگی روزمره مردم جا بیافتد متأسفانه این در جامعه ما جا نیفتاده است. در واقع هنوز هنر نقش دکوراتیو و لوکس دارد و این تنها مسأله محدودیت مالی مردم نیست که ما به راحتی بگوییم چون درآمد مردم کم است پس هنر جایگاه و نقش اشرافی و لوکسی دارد. به نظرم این تحلیل بسیار ساده‌انگارانه‌ای است. این کار میانجی‌ها مثل رسانه است که این احساس را در توده مردم به وجود آورده و در ادامه ارتباط بین هنرمند و توده مردم را برقرار می‌کند. پس فقط مسأله، موضوع مادی نیست که بگوییم دولت باید یارانه بدهد تا مشکلات برطرف شود. مادامی که این چرخه کامل نیست تشویق، تأیید و حتی تحسینی از سوی مردم صورت نمی‌گیرد و در نتیجه آنها هنر را به عنوان یک شیوه فهم جهان قبول نمی‌کنند.

-     متأسفانه در بحث ژورنالیسم به معنای واقعی کلمه، عملکرد خوبی نداشته‌ایم و کار ما در این حوزه شبیه عملکرد دندانپزشک تجربی است؛ یعنی آدم‌ها به طور تجربی یاد می‌گیرند که چگونه به گالری‌ها سر بزنند و آن را معرفی کنند، در صورتی که این حوزه باید به صورت یک گرایش در دانشکده‌های ارتباطات و هنر تدریس شود. امروزه در دانشکده‌های هنر ما گرایشی به عنوان ژورنالیسم هنری وجود ندارد تا دانشجو در آن به تحصیل بپردازد و متخصص شود.

-    واقعیت این است که رسانه‌های ما گرفتار یک انفعال سیاسی هستند و مفهوم رسانه را به مفهوم صرف سیاسی آن می‌فهمند. این مسأله در روزنامه‌ها پررنگ است و در رسانه‌ای مثل صداوسیما نیز پرداختن به هنر با خط‌مشی صداوسیما سازگار نیست. به عبارت دیگر، سبد مصرف عامیانه در صداوسیما حذف شده و روزنامه‌ها هم به دلیل سیاسی بودن آن را کنار می‌گذارند. در ایران معدود روزنامه‌هایی هستند که به صورت خوب و نسبتاً حرفه‌ای به هنر و تحولات دنیای هنری می‌پردازند.

-    باید در عرصه هنر با حساب و کتاب مشخص و یک نظم معین که شایسته فرهنگ و هنر سرزمین‌مان است حرکت کنیم و برنامه‌های هنری را به صورتی جدی انتخاب و عملیاتی کنیم تا به مرور هنر تبدیل به اولویت اولی و اصلی جامعه ما شود.

متن کامل تحلیل‌های ارزنده دکتر کوثری را در سی‌وسومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.

کد: 419
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  • مدیریت هنری در ایران صدای هنر را به گوش مردم نمی‌رساند
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

گفتگو های ویژه


  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH