|  ورود به سايت  |  1397/10/30
                 
آرشیو شماره‌های گذشته
 چاپ   

آخرین اخبار
تاریخ: 1392/01/18 نظرات: 1 نظر نمایش: 3637 مرتبه تعداد امتیاز: 1   (Article Rating)
ارتباطات ديجيتال چيست؟

ارتباطات  ديجيتال چيست؟

  نوشتهديويد اي. بلك

مترجم: دکتر يونس شكرخواه/ استاد رسانه

منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات- فروردین 92

از نظر فني رسانه‌هايي هستند که مي‌توانند داده‌ها را به صورت ديجيتال ذخيره، ارسال و دريافت کنند. منظور از ديجيتال مجموعه‌اي از سيگنال‌هاي خاموش/ روشن است (ميليون‌ها در هر بار). اصطلاح ديجيتال معمولاً با آنالوگ درک مي‌شود. رسانه آنالوگ از فرم‌هاي نوساني پيوسته مثل امواج و نور استفاده مي‌کند، حال آنکه در سيستم ديجيتال، اطلاعات به صورت بيت‌هاي(Bit)خاموش و روشن عرضه مي‌شود. اصطلاح بيت در علوم کامپيوتري و فناوري ديجيتال مفهومي فني دارد؛ در واقع هر بيت کوچک‌ترين واحد تجزيه‌ناپذير حافظه يا اطلاعات است كه همواره در حالت خاموش يا روشن قرار دارد. اين سيستم در رياضيات رقمي (دوتايي) که در کامپيوتر مور استفاده قرار مي‌گيرد، به صورت 1 و 0 (يک و صفر) عرضه مي‌شود.

رسانه ديجيتال همه چيز را به صورت همين 1 و 0 نشان مي‌دهد. سطح يک سي‌دي موسيقي پوشيده از اين بيت‌هاست. نامه‌هاي الکترونيک و اسناد اينترنتي به وسيله آنها منتقل مي‌شوند. در سيستم پخش شبکه‌اي ديجيتال، تصاوير به بيت تبديل مي‌شوند و البته کاربران رسانه‌هاي ديجيتال به جاي آنها، موسيقي مي‌شنوند و متن و تصوير مي‌بينند و علي‌القاعده، در اين ميان، وظيفه رمزگذاري و رمزگشايي از اين داده‌هاي صفر و يکي بر عهده تجهيزات است.

تجهيزات صوتي و تصويري از اطلاعات ديجيتال استفاده مي‌کنند تا صداها و تصاوير را با وضوح مناسب بازسازي کنند. حواس انسان به اين وسيله آنها را به صورت پيوسته و ممتد دريافت مي‌کند. اين پديده (يعني ساخت تصوير با صدا و واحدهاي منقطع اطلاعات) در واقع شبيه پديده نگاه کردن به يک عکس است که از نقاط ريز تشکيل شده. اگر چشم به حد کافي با عکس فاصله داشته باشد، نقاط به يکديگر پيوند مي‌خورند و اشکال يکپارچه و يکدست به نظر مي‌رسند.

البته مي‌توان گفت اساس ارتباطات ديجيتال (digital communication) در سطوح گسترده بر همين پديده استوار است و به همين دليل مي‌توان فناوري‌هاي ديجيتال را کاملاً بر اساس جنبه‌هاي فني شناسايي و تعريف کرد. در عين حال، برخي از اين فناوري‌ها کارهاي متفاوت زيادي انجام مي‌دهند و به شکل‌هاي متفاوتي يك فناوري ديجيتال را به فناوري ديجيتال ديگري مرتبط مي‌سازد -براي مثال ارتباط سي‌دي با تلويزيون‌هاي وضوح بالا -(HDTV)  يا ارتباط اينترنت با موبايل- شيوه‌اي است که در آن اصطلاح «ديجيتال» به نماد نوعي ارتباطات خاص، زيبايي‌شناسي و حتي نوعي نظم اجتماعي تبديل شده است.

اين اصطلاح براي بسياري از مصرف‌کنندگان و بينندگان رسانه‌هاي الکترونيک اهميت چنداني ندارد. با اين حال، واژه ديجيتال از سوي صنايع الکترونيک و دست‌اندرکار سرگرمي به عنوان دال و نشانه مدرنيته، کارآيي و وضوح انتخاب شده است. براي طبقه‌بندي فناوري‌هاي ديجيتال بايد استراتژي مشخصي در بازاريابي داشت و همچنين در قبال رسانه‌ها و کارکردهاي مخاطبان. از ديگر سو، بايد به ارتباط رسانه‌ها با يکديگر آگاهي و با آن برخورد دقيقي نيز داشت. واژه «ديجيتال» براي اهداف مبتني بر نظريه‌ها نيز هيچ مفهومي ندارد؛ براي مثال براي پژوهشگري که در حوزه تأثيرات رسانه‌ها کار مي‌کند، مطالعه اعتياد به تلويزيون از اين زاويه که آيا سيگنال‌هاي تلويزيوني ديجيتال هستند يا آنالوگ، هيچ محلي از اعراب ندارد. به همين ترتيب، مفهوم «ارتباطات ديجيتال» نيز به عنوان مفهومي منتزع و منفرد چيزي جز خيال نيست؛ البته خيالي جذاب که بسياري از تاريخ‌دان‌ها و حتي همين نظريه‌پردازها را به خود جذب کرده است.

 انعطاف و افسانه رسانه‌هاي همگرا

از آنجا که انواع رسانه‌هاي ديجيتال براي ذخيره اطلاعات (متن، صدا، تصوير، سيگنال تلويزيوني و غيره) از يک شيوه استفاده مي‌کنند، رسانه‌هاي متفاوت از انعطاف بالقوه‌اي برخوردار شده‌اند. مجموعه‌اي از آهنگ‌ها را مي‌توان در يک فايل کامپيوتري ذخيره و با استفاده از نرم‌افزارهاي کامپيوتري به دلخواه در آنها تغييراتي ايجاد کرد و در عين حال مي‌توان براي تأمين دسترسي همگاني به اين مجموعه موسيقي، آن را در سايت اينترنتي مشخصي گذاشت.

نکته ديگر اين است که بازسازي و تکثير کامل و بي‌عيب و نقص اطلاعات ديجيتال نيز امکان‌پذير است چرا که داده‌هاي ديجيتال بر خلاف داده‌هاي آنالوگ کاملاً در قالب صفر و يک و به شکل توالي‌هاي تکرارشونده قابل ذخيره شدن هستند اما همين سهولت تکثير اطلاعات ديجيتال، در ميان شرکت‌هاي دست‌اندرکار توليد داده‌هاي ديجيتال که در عين حال به دنبال سودآوري هرچه بيشتر هستند، نگراني‌هايي را دامن زده است. امکان کپي کردن اين اطلاعات و از جمله کپي يک آلبوم موسيقي يا يک فيلم سينمايي با اهداف چنين شرکت‌هايي مغايرت دارد و اين امور در حالي به وقوع مي‌پيوندند که خود اين شرکت‌ها به دنبال ديجيتال‌سازي کل يک فرهنگ هستند. طرح موضوع انعطاف رسانه‌هاي ديجيتال و سازگاري اين رسانه‌ها با يکديگر تا حد زيادي به افسانه شبيه است و حتي مي‌توان گفت گاه چيزي جز ابزار بازاريابي نيست.  شرکت‌هايي که در عرصه فناوري‌هاي ديجيتال فعاليت مي‌کنند، براي ايجاد رقابت، استانداردهاي خاص خود را از جمله در سيستم‌هايي ذخيره داده‌ها يا در نرم‌افزارهاي پردازش تصاوير به کار مي‌گيرند و در اين حيطه هرگز با يکديگر همکاري نمي‌کنند. بنابراين کاربران مجبور مي‌شوند به جاي شرکت در يک جهان واحد ديجيتال در دنياي ديجيتال خاص يک شرکت به سر ببرند.

جالب اين است که وقتي پاي بازاريابي براي همين شرکت‌ها به ميان مي‌آيد، به جاي بحث انعطاف و سازگاري تجهيزات ديجيتال با يکديگر، هر شرکت با استفاده از عبارات و شعارهاي اتوپيايي دنياي واحد، به تبليغ کالاهاي خود مي‌پردازد. واقعيت امر اين است که در پشت صحنه اين تجهيزات ارتباطي ديجيتال -که قرار است يکپارچه و همگرا شده و از استانداردهاي يکسان استفاده کنند- اصلاً چنين قصد و غرضي وجود ندارد و قرار هم نيست که به وجود آورده شود.

کهنه شدن سريع برنامه‌ها و ابزارها که به نظر مي‌رسد امري تعمدي است و همچنين خطاپذيري و نقص‌هاي دستگاه‌ها و تمايل نداشتن شرکت‌هاي جاه‌طلب به همکاري با يکديگر باعث شد که بينش آرمان‌شهري کاملاً پوچ به نظر برسد. با اين همه، بسياري از صاحب‌نظران، بحث ارتباطات ديجيتال را جدي گرفته‌اند و معتقدند اين ايده در قياس با ساير شکل‌هاي الکترونيک يا ارتباط جمعي تفاوت اساسي دارد و ظهور رسانه ديجيتال نويدبخش تحولات اساسي در سازمان‌هاي اجتماعي، رفتار و ضمير ناخوداگاه انسان است.

خدمات‌رساني يکپارچه يا همگرايي يکي از افسانه‌هاي ديجيتال‌سازي است که به طرزي پيوسته و مستمر به آن دامن زده مي‌شود و اين بحث چيزي جز تمرکز بر جزئيات بي‌معني نيست. براساس اين همگرايي که ظاهراً به زودي تحقق نيز خواهد يافت، تمامي وسايل ارتباطي منازل مردم از جمله تلفن، اينترنت، تلويزيون، راديو و ديگر خدمات ارتباطي، فقط با يک منبع تغذيه خواهند شد. اين منبع نيز همان سيمي است که وارد خانه مي‌شود. در حال حاضر تمامي تحقيقات و برخوردهاي تبليغاتي حول همين سيم دور مي‌زند به اين معني که يک کابل فيبر نوري جايگزين سيم‌هاي تلفن، تلويزيون و احتمالاً آنتن‌هاي هوايي خواهد شد.

با اين همه، برخي نيز معتقدند که تعداد سيم‌ها -چه پنج سيم يا شش سيم- ارتباطي به عادات استفاده از رسانه‌ها و بحث تعاملي شدن آنها يا دسترسي مردم به منابع توليد محتوا ندارد. از اين منظر، همگرايي، پديده‌اي خيره‌کننده و صرفاً فناورانه، اما از جنبه سياسي پديده‌اي انحرافي و نامربوط به شمار مي‌آيد. در اين زمينه دو کتاب وجود دارد که دو ديدگاه کاملاً متضاد را در قبال فرهنگ ديجيتال به تصوير مي‌کشد. از يک‌سو نگروپونته (Negroponte) ارتباطات ديجيتال را عامل تعيين‌کننده در تمامي فرهنگ‌ها و جوامع مي‌داند و معتقد است ارتباطات ديجيتال عصر حاضر (و آينده) را از گذشته جدا مي‌کند و از سوي ديگر استول (Stoll)  اظهار مي‌دارد که بسياري از شيوه‌ها و کنش‌هاي غير ديجيتال ويژگي‌ها و اهدافي دارند که فناوري ديجيتال هرگز قادر به تأمين آنها نيست. استول که در پاره‌اي اوقات در استدلال‌هايش به جاي واقع‌گرايي به نگاهي نوستالژيک تکيه مي‌کند، جاروجنجال‌هاي تبليغاتي حول و حوش فناوري‌هاي ديجيتال را به طرزي سيستماتيک بررسي کرده و تا حدي زيادي از نيرنگ‌هاي تبليغاتي اين عرصه پرده برداشته است.

کد: 442
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  • ارتباطات  ديجيتال چيست؟
  • ارتباطات  ديجيتال چيست؟
  • ارتباطات  ديجيتال چيست؟
  • ارتباطات  ديجيتال چيست؟
امتیاز بندی

نظرات
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

گفتگو های ویژه


  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH