|  ورود به سايت  |  1397/08/26
                 
آرشیو شماره‌های گذشته
 چاپ   

آخرین اخبار
تاریخ: 1392/08/29 نظرات: 0 نظر نمایش: 1179 مرتبه تعداد امتیاز: 2   (Article Rating)
اگر صفحه فيسبوک نداشته باشيد، شما کسي نيستيد!

اگر صفحه فيسبوک نداشته باشيد، شما کسي نيستيد!

ترجمه فصل 11 از کتاب پژوهش تأثيرات رسانهاي  نوشته گلن جي اسپارکس توسط ناصر اسدی در چهل‌ودومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است.

بخش‌هایی از این ترجمه را در ذیل و متن کامل آن را از اینجا تهیه و مطالعه فرمائید:

 ·در طول 75 سال گذشته، پژوهشگران در مطالعه تأثيرات رسانههاي نوظهور همواره با تأخير همراه بودهاند. تا اواخر سال 1960، زماني که تلويزيون آغاز به کار کرد، انديشه غالب در بين کارشناسان تأثير محدود رسانههاي الکترونيک بود. اين تفکر غالب، نتيجه يک مطالعه موردي بود؛ پيمايش گستردهاي که در مبارزات انتخاباتي سال 1940، يعني پيش از آغاز به کار تلويزيون انجام شده بود. تا ميانه دهه 1960، يعني تقريباً 25سال پس از پيمايشي که سرآغاز دوره تأثير محدود رسانهها بود؛ نظريه غالب ديگري مطرح نشد اما پس از آن پژوهشگران مطالعه منظم در مورد تأثير تلويزيون را آغاز کردند.

·فرد خوششانسي خواهيد بود اگر به عنوان دانشجوي رشته رسانه، در محيط مجازي با زندگي دوم  روبهرو شويد. زندگي دوم را ميتوانيد در تار جهانگستر ببينيد، نرمافزار دانلود کنيد، يک رخنما  ايجاد کنيد و کارهاي بسيار ديگري در زندگي دوم انجام دهيد که در زندگي عاديتان نيز ميتوانيد انجام دهيد. شايد پيش از اين تصويري در اين محيط داشته و معمولاً دوستان خود را در هر جاي دنيا ملاقات کرده باشيد و نيز ممکن است زندگي دوم ماهيت و طبيعت دومي براي شما به نظر برسد.

·وقتي توضيح ميدهم که برخي افراد بابت فروش هنر، لباس و موي مجازي براي تصوير مجازي شما حقوق شش رقمي دريافت ميکنند، مردم يا در اين مورد بسيار کنجکاو ميشوند يا از درک آن طفره ميروند. اگر زندگي دوم را نميشناسيد، ميتوانيد آن را از گوگل بجوييد. به تازگي از يک مدير اجرايي شنيدم که شرکتها به گونهاي فزاينده به پيشواز فناوري ميروند تا به جاي پيمودن هزاران مايل مسافت براي ملاقات چهرهبهچهره مشتريان خود، نشستهاي مهم را در فضاي مجازي انجام دهند.

·ناگفته پيداست که فناوري جديدي که ما را احاطه کرده، امروزه به سرعت در حال دگرگوني است. حتي گاهي سرعت تغيير بسيار زياد به نظر ميرسد. زماني که ويرايش پيشين اين کتاب را منتشر کردم، تنها 25درصد از دانشجويانم صفحه فيسبوک  داشتند. تنها طي يک دوره کوتاه چندساله شرايط تغيير کرده است. سال گذشته دانشجويي که ته کلاس مينشست و در طول ترم به ندرت صحبت ميکرد، در پاسخ به پرسش من، که چه کسي صفحه فيسبوک دارد، سر را بالا گرفت و بيپرده گفت: «اگر صفحه فيسبوک نداشته باشيد، شما کسي نيستيد». بقيه کلاس هم موافق او بودند. دانشجويي در کلاس نبود که بگويد صفحه فيسبوک ندارد.

·هنگامي که درباره تأثير فناوري نوين رسانهاي صحبت ميکنيم، ممکن است دستهاي خاص از تأثيرات مورد نظرمان باشد. رايانهها و صفحههاي گسترده جهاني  رفتارهاي (ارتباطي) ما را در هر حوزهاي تغيير دادهاند. مردم برخط خريد ميکنند، سهام معامله ميکنند، خبر ميگيرند، ارتباط دوستانه برقرار ميکنند و غيره. بچهها هم زماني را صرف آخرين بازي رايانهاي ميکنند. لذا تأثيرات بالقوهاي که ميتوانيم درباره آن بحث کنيم، ممکن است به اندازه يک کتاب جداگانه حجيم باشد.

·همه آنچه اين فناوري جديد برايمان انجام ميدهد، چيست؟ کاري که اکنون ميکند، تقويت تأثير رسانههاي سنتي است که دانشپژوهان، پرسشها و الگوهاي جديد پژوهشي را در مورد آن طراحي ميکنند يکي از اصطلاحات قديمي که در دورههاي آموزش رسانه در دانشگاههاي مختلف به کار ميرود، عنوان «ارتباطات جمعي» است. اگر در مورد برخي از فناوريهاي نويني که امروزه پديد ميآيند بيانديشيد، روشن است که مفهوم سنتي ارتباطات جمعي را به چالش ميکشد. بنا به تعريف پيشين، منبع يک پيام ارتباط جمعي يک سازمان بزرگ بود. اين پيام به مخاطبان زياد، پراکنده و ناهمگن فرستاده ميشد. اما امروزه تکتک افراد از تار جهانگستر براي راهاندازي صفحههاي وب  استفاده ميکنند که ميتوانند ميليونها نفر مخاطب داشته باشند. کاربران بسياري، از برخي از اين تارنگارها بازديد ميکنند، اما برخي از آنها بازديدکنندهاي ندارند. به نظر ميرسد همه اينها مرز بين نگاه سنتي به ارتباطات جمعي و فضاي ارتباطي جديد را نامشخص و مبهم ميکند. در نتيجه دانشپژوهاني که در چارچوب پنداشتههاي فضاي پيشين ارتباطات آموزش ديدهاند، اکنون درمييابند که بايد ديدگاهشان را در مورد آنچه درست ميپنداشتند، اصلاح کنند. به هر حال با وجود اين سردرگمي، شور و هيجان بسياري نسبت به پژوهش در مورد رسانههاي نوين وجود دارد، رسانههايي که ممکن است به شيوههاي گوناگون و ناشناختهاي بر ما اثر بگذارند. دو پژوهشگر رسانهاي، جان براون  و جوان کانتر  پرسشهاي مهمي را پيرامون فناوري نوين مطرح کردند که همه پژوهشگران بايد آنها را در سالهاي آينده مطالعه کنند. آنها اين پرسشها را در قالب يک عنوان مفهومي «پيوند هميشگي»  مطرح کردند که عبارت است از بستري جديد براي جوانان تا بتوانند از راه برخي از انواع اين فناوريها، با يکديگر ارتباط پيوسته داشته باشند. اين دو پژوهشگر بيان کردند که:

«تأثير تقويت و ارتقاي ارتباطات در رسانههاي جديدتر چيست؟ ارتباطاتي چون پيوندهاي هميشگي و فناورانهاي که جوانان با بهرهگيري از تلفن همراه، فراخوانندهها ، رايانامه و ابزار ديگري که رو به رشدند، با يکديگر برقرار ميکنند. همچنين تأثير اين ارتقا در مورد ارتباطي که جوانان فقط از راه پيوندهاي فناورانه با ديگران دارند، چگونه است؟ براي مثال آيا پيوندهاي اجتماعي جوانان به واسطه ارتباط مجازي بلندمدت ميتواند قويتر باشد؟ يا اين که به دليل هزينهبر بودن اين گونه پيوندهاي فناورانه در حد ارتباطات چهرهبهچهره، موجب گريز بيشتر آنان از يکديگر ميشود؟»

 

تهیه ادامه این مطلب از اینجا 

 

کد: 579
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  • اگر صفحه فيسبوک نداشته باشيد، شما کسي نيستيد!
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

گفتگو های ویژه


  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH