|  ورود به سايت  |  1397/08/28
                 
آرشیو شماره‌های گذشته
 چاپ   

آخرین اخبار
تاریخ: 1392/09/13 نظرات: 0 نظر نمایش: 1213 مرتبه تعداد امتیاز: 4   (Article Rating)
مشکل ما توسعه کيفي است

مشکل ما توسعه کيفي است

 محمدحسن خازني در چهل‌وسومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات در گفت‌وگو با دکتر علیرضا دهقان به بررسي نسبت بين رسانه و توسعه پرداخته و در آغاز آن آورده:

 

رسانه عصر حاضر را به نام خود ثبت کرده است. اين نهاد ارتباطاتي ميتواند در همه حوزهها وارد شود و بر آنها تأثير گذارد و متقابلاً از آنها تأثير پذيرد. رسانه مهمترين وظيفه اجتماعي که همان آگاه کردن و اطلاعرساني است را برعهده دارد. با توجه به اين اهميت، نسبت بين رسانه و توسعه از موضوعات جالبي است که ارزش واکاويدن را دارد، چون توسعه با کل نهادهاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و... يک کشور در ارتباط است و متقابلاً رسانه در تعامل با همه اينها قرار ميگيرد. متني که پيش رو داريد، مصاحبهاي است که با عليرضا دهقان، دانشيار گروه ارتباطات اجتماعي دانشگاه تهران، نويسنده و مدرس حوزه نظريات ارتباطات صورت گرفته است. در اين مصاحبه به «نسبت بين رسانه و توسعه» و مسائل گوناگوني که اين دو حوزه در ارتباط با يکديگر پيدا ميکنند پرداخته شده است که شما را به خواندن آن دعوت ميکنيم.

 بخشی از این مصاحبه را در ذیل و متن کامل را هم از اینجا تهیه و مطاله فرمائید.

 

 آقاي دکتر! نسبت بين «ارتباطات توسعه» و «توسعه ارتباطات» در برنامهريزيهاي توسعه ملي چگونه است؟

بحث «ارتباطات و توسعه» و «الگوهاي توسعه» از دهههاي 1950 و 1960 ميلادي مطرح بوده و به ويژه الگوهايي که در آنها از وسايل ارتباطجمعي و نقش آنها در توسعه صحبت ميشده است مثل کارهاي دانيل لرنر و کساني مثل او. از دهه 50 و 60 به بعد بحثهاي توسعه شروع شده و به ويژه پس از خاتمه جنگ جهاني دوم که آمريکا به کشورهاي صدمه ديده کمک ميکرده است و همچنين ارتباط بين کشورهاي توسعهيافته آمريکاي شمالي و اروپاي شمالي با کشورهاي آسيايي و آفريقايي و کمکهاي مشاورهاي، پژوهشي و آموزشي که اين کشورهاي آمريکايي و اروپايي به آنان ميکردند و گذر از جامعه سنتي (TRADITIONAL SOCIETY) است که لرنر مطرح کرده و براساس تحقيق در چند کشور مثل ترکيه، ايران، و چند کشور ديگر خاورميانه و... به دست آمده است. در اينجا بين شهرنشيني و توسعه و گسترش استفاده از رسانهها به ويژه مطبوعات و روزنامهخواني پژوهشهايي انجام داده و نشان داده است که بين آنها ارتباطي قوي وجود داشته است و يک نوع همدلي و همبستگي اجتماعي براي توسعه مورد نياز است که از طريق رسانهها تأمين ميشود. توسعه از نظر فني و اقتصادي مستلزم توسعه شهرهاست. شهرها نهادهاي سنتي هستند که افراد را به هم متصل ميکنند و اين نهادهاي سنتي در فرايند توسعه تبديل به نهادهاي جديد ميشوند. در اينجا يک خلأ ارتباطي احساس ميشود. روند توسعه از جنگ جهاني دوم به بعد شروع شده و توسعه سياسي، اقتصادي و فرهنگي را دربرميگيرد. تا زماني که روند توسعه ادامه پيدا کرده، اين بحث هنوز ادامه داشته است، به ويژه کشورهايي که فرايند سياسي و اقتصادي در حال توسعه در جريان است و بيشتر در همين کشورهاي در حال توسعه مثل کشورهاي آسيايي و آفريقايي مصداق دارد، گرچه که مربوط به کشورهاي توسعهيافته نيز ميشود. انتشار نوآوري و روشهاي زندگي چه در حوزه بهداشت، چه در حوزه کشاورزي و چه در حوزه نوآوري صنعتي، مستلزم دخالت رسانههاي جمعي است. اين يک جريان مداوم است. بنابراين رسانهها از طريق انتشار فرهنگ جديد ميتوانند کمک به توسعه کنند. بين توسعه صنعتي و فرهنگي فاصلهاي است که رسانهها بايد آن را پر کنند. رسانهها جامعه را از جهت فرهنگي، صنعتي و فني با يکديگر هماهنگ و همراه ميکنند.

  پس جناب آقاي دکتر، رسانهها لازمه توسعه و ابعاد گوناگون آن هستند. يعني با توجه به مسائل توسعهاي که گفتيد رسانهها امور را در دستيابي به توسعه اقتصادي، فرهنگي، سياسي و... تسهيل ميکنند.

بله. مثلاً يک نمونه آن بحث آموزش است. رسانهها در مبحث آموزش ميتوانند بسيار مؤثر باشند به ويژه اگر در مناطقي اين کار صورت بگيرد که به لحاظ جغرافيايي، مناطق پراکنده هستند. در اين مناطق پراکنده تلويزيون ميتواند در حکم کلاس درس باشد يا از راديو به منظور انتشار ايده جديد در اين مناطق استفاده شود. روستا يکي از همين مناطق است.

رسانهاي مثل روزنامه ممکن است به خاطر مسائلي مثل سطح سواد و نداشتن وقت کافي تأثير نداشته باشد، اما رسانهاي مثل راديو ممکن است در آنجا به کار بيايد. يک بخش، آموزش است. بخش ديگر بهداشت. يک بخش ديگر سياست است و چيزهاي ديگر. همراه با توسعه اقتصادي، توسعه سياسي قرار ميگيرد که اين توسعه سياسي از طريق مشارکت بيشتر مردم در رأيگيري و در يک فرايند دموکراتيک صورت ميگيرد. اين امر به دليل ضرورت مشارکت مردم در سرنوشت خويش، احتياج به موجسازي و بسيج عمومي دارد. در اين جاست که نهادهاي سنتي ضعيف ميشوند و رسانههاي جمعي مردم را به مشارکت هرچه بيشتر در مسائل سياسي ترغيب ميکنند و در آنها احساس نياز به آشنا شدن با مسائل مملکت و اينکه چه گروههايي ميتوانند به هدايت مردم بپردازند را به وجود ميآورند. اين توسعه بايد آگاهانه باشد و مردم آگاه به صورت سنجيدهتر در سرنوشت خود شرکت کنند و رأي مردم به صورت تزييني و فريبکارانه نباشد.

رسانهها ميتوانند چنين نقشي را ايفا کنند. باز از جهات ديگر، توسعه مستلزم اين است که نمايندگاني که انتخاب ميشوند در جريان فواصل انتخاب، بايد يک کسي بر همينها، بر مجلس و دولت نظارت کند تا کار خود را خوب انجام دهند. باز اين يک نقش توسعهاي رسانه است. در زمينه بهداشت، تشکيل خانواده و آموزشهاي فرامدرسهاي، رسانهها ميتوانند به خوبي کار کنند. مثلاً سرگرمسازي و آموزش قبلاً در خانوادهها صورت ميگرفت. الان آموزش را رسانههاي جمعي ميتوانند انجام دهند. هر چه قدر اين کار منطقيتر صورت بگيرد، فرايند توسعه جامعتر خواهد بود.

  نسبت بين توسعه شهرنشيني، توسعه سوادآموزي و گسترش ارتباطات به چه صورت است؟

اين بحث از لرنر شروع شد. اينها همديگر را تقويت ميکنند. شهرنشيني بدون توسعه ارتباطي ميتواند در شکل روستاهاي رنگ و لعابدار باشد.

بخشي از شهرهاي کوچک به لحاظ فرهنگ و توسعه سياسي و اجتماعي، واقعاً شهر نيستند يا مثل کلانشهرها که بخش عمدهاي از کلانشهر بودن به خاطر مهاجرت از روستاهاست. بنابراين شهرنشيني فيزيکي، شهري و مهاجرتي ميتواند سريع اتفاق بيافتد. مثلاً در يک فاصله زماني کوتاهمدت، هزاران واحد مسکوني بسازيم و ديگران را به مهاجرت به آنجا تشويق کنيم، ولي فرهنگ و ارزشهاي اجتماعي به اين سرعت اتفاق نميافتند. اين رسانهها هستند که بايد اين خلأ را پر کنند.

ارتباطات توسعه و توسعه ارتباطات، بيشتر معطوف به بخشي ميشود که در قسمت اول آن، رابطه رسانهها و تسريع فرايند توسعه را داريم و در قسمت دوم توسعه فرهنگي و ارتباطي را داريم. مثلاً سرانه مصرف کاغذ، تعداد صندليهاي سينما، ميزان رفتن مردم به سينما، ميزان کتابخواني و توسعه کتابخانهها. اينها زيرساختي هستند ولي راجع به آنها محتوايي هم ميشود بحث کرد. مثلاً محصولات فرهنگي و رسانهاي ما چهقدر وارداتي هستند.

همان طور که کالا ميتواند داخلي باشد محصولات فرهنگي هم همين است. يک مجله انگليسيزبان را يا به همان صورت انگليسي ميتوانيم وارد کنيم و در اختيار مخاطب قرار دهيم يا اين که آن را ترجمه کنيم و سپس به مخاطب ارائه دهيم. بنابراين يک بخش از قضيه، بخش کمي، فيزيکي و ظاهري است. مثل اين که تاکنون تعداد صندليهاي سينماهاي ما 10هزار عدد بوده اما اکنون به 30هزار عدد افزايش پيدا کرده است. اين صورت قضيه است. اما بايد ديد در سينما فيلم خارجي يا ايراني، همراه با توسعه و رشد فکري افراد هست يا اين که فقط جنبه سرگرمي دارد. اين وجه کيفي است.

در روزنامهها هم وضعيت به همين گونه است. مباحث منطقي، عقلاني، مقالات تحقيقي و تسريعکننده رشد اجتماعي و توسعهاي، به لحاظ کيفي، کارايي ايجاد ميکنند ولي يک زماني اين طور نيست و روزنامهها فقط و فقط يک عادت را تقويت ميکنند و آن خواندن مطالب سرگرمکننده و پرکننده وقت و بدون آگاهيرساني و ارتقاي سطح دانش افراد است. پس توسعه ارتباطات، هم بسترهاي ارتباطي را ايجاد ميکند و هم کيفيت در مجاري ارتباطي  در آن مطرح است.

  پس جناب دکتر ميتوان گفت که توسعه کمي و کيفي لازم و ملزوم همديگر هستند.

بله، دقيقاً. يکي لازم است ولي کافي نيست. توسعه کمي لازم است ولي کافي نيست و بخش ديگر توسعه کيفي است.

 

در ادامه این مصاحبه دکتر دهقان به پرسش‌های ذیل هم پاسخ داده است:

  آيا نقش رسانهها را چيز ديگري ميتواند پر کند يا نقش رسانهها در توسعه جايگزيني ندارد؟

 چالش ابعاد توسعه ملي با مسائل فرهنگي، اقتصادي،  سياسي، اجتماعي جهانيشده به وسيله رسانهها چطور است؟

 نظامهاي رسانهاي غالب در ارائه الگوهاي توسعه چه آسيبهايي به همراه دارند؟

  نقش اين نظامهاي رسانهاي غالب در شکلگيري بوميگرايي در برابر کشور- ملتها و تأثير آن بر توسعه جوامع را چگونه ميدانيد؟

  يک نمونه از آن، ايالت کاتالان در اسپانيا و روحيه جداييطلبي مردم اين ايالت است که سابقهاي طولاني هم دارد.

  ظرفيتها و موانع توسعه ارتباطي و ارتباطات توسعه را به طور مشخص در ايران چگونه ارزيابي ميکنيد؟

  ولي ما در ايران با مشکل دسترسي به اينترنت مواجه هستيم.

  چه ارزيابياي از جايگاه رسانه در برنامهريزيهاي توسعه کشور داريد.

پس ما بايد برتري کيفيت بر کميت را لحاظ کنيم، البته اينها ميتواند در کنار هم نيز قرار بگيرد.

  به عنوان سؤال آخر، چه راهکاري براي ارتقاي وضعيت رسانه و نسبت آن با توسعه در ايران داريد؟

  مردم چگونه ميتوانند کمک کنند؟

چهل و سومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات در 84 صفحه رنگی و با قیمت 6 هزار تومان بر روی پیشخوان مطبوعات قرار گرفته است. گفتنی است علاقه‌مندان می‌توانند تمام شماره‌های ماهنامه را توسط نرم‌افزار «برگ» (کیوسک الکترونیکی مطبوعات) بر روی گوشی‌ها و تبلت‌های دارای سیستم عامل اندروید خریداری کرده و مطالعه کنند. نرم‌افزار اندرویدی «برگ» از نشانی http://barg.asr24.com یا cando.asr24.com  قابل دریافت است.

همچنین نسخه الکترونیکی این شماره و آرشیو کامل ماهنامه مدیریت ارتباطات از نشانیwww.magiran.com/cmmagazine  قابل تهیه و مطالعه است.

این ماهنامه از طریق سایت  www.prshop.ir نیز برای درخواست‌کنندگان، ارسال می‌شود.

 

 

 

کد: 584
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  • مشکل ما توسعه کيفي است
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

گفتگو های ویژه


  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH