|  ورود به سايت  |  1397/10/27
                 
آرشیو شماره‌های گذشته
 چاپ   

آخرین اخبار
تاریخ: 1392/09/25 نظرات: 1 نظر نمایش: 2845 مرتبه تعداد امتیاز: 6   (Article Rating)
نقد سيدفريد قاسمي بر کتاب تیتر نویسی مجید رضائیان

 نقد سيدفريد قاسمي بر کتاب تیتر نویسی مجید رضائیان

 با وجود فرنگرفتگان دانشآموخته، روزنامهنگاري ايران در سده نخست حيات بر شانههاي تجربه باليد. روزگاري هم که  آموزشکده مطبوعات بر پا شد بيشتر در پي اديبپروري بودند تا ادوارينويسي و بر همين بنياد 118سال روزنامهنگاري ايران کتاب آموزشي نداشت.

بيگانگي جامعه ايراني را با اينگونه متون در مقدمه امينيان، از نخستين مؤلفان کتابهاي آموزش روزنامهنگاري در ايران ميتوان دريافت، آنجا که در توجيه انتشار کتاب فن روزنامهنگاري نوشت: «چون درباره «پخت انواع سوپ»، «نقاشي» خانهها و «پيادهروي» کتاب انتشار دادهاند تصميم گرفتم که براي طالبان فن روزنامهنويسي که اکثريت جوانان را تشکيل ميدهند کتابي به اسلوب روزنامهنويسي در کشورهاي خارجه و ميهن خودمان تدوين کنم». البته تلنگر او راه به جايي نبرد، چرا که شمار کتابهاي مهارتآموز عرصه روزنامهنگاري در 4 دهه (1330 تا 1370) از انگشتان دو دست فراتر نرفت. آنچه در اين زمينه نشر شد يا مطبوعات را بررسيده بود يا نمايه، آمار، شيوه ردهبندي، فهرست، تاريخ و اخلاق ميگفت. متنهايي هم که چاپ و تبليغات ميآموخت راه به تحريريه نميجست. وانگهي بيشتر کتابهاي مهارتآموزي چون ايرانيزه نشدند، دوري فضاي نظر تا عمل را از ژنو تا سولقون نمايان ميساختند. اگر کتابهاي مهارتآموز روزنامهنگاري را در ايران بدون احتساب عکاسي مطبوعاتي و صفحهآرايي به سه رده کليگويي، قالبنگاري و جزيينويسي تقسيم کنيم بايد بگويم که جامعه روزنامهنگاري ايراني از آغاز دهه 1370 خود را از رده نخست به سرعت به ردههاي دوم و سوم افکند. به سخن ديگر از سطح به عمق رفت. نوع مهارتآموزي از کليگويي دوره اول به قالبنگاري در دوره دوم رسيد و خبر، گزارش و گزارش خبري، نقد، مصاحبه، سرمقاله و مقاله و يادداشتنويسي، کتاب شدند. در اين دوره همزمان با عمقبخشي به قالبهاي پايه، «مديريت مطبوعاتي»، «روزنامهداري»، «اقتصاد مطبوعاتي» و «مديريت و ويراستاري اخبار» را هم در ظرف کتاب ريختند. دوره اول کتابهاي مهارتآموز چهل ساله بود اما دوره دوم کمتر از بيست سال پاييد و ما به سرعت به دوره سوم رسيديم. کتاب «تيتر نويسي» نوشته دکتر مجيد رضاييان، آغازين سالهاي کتابنويسي در دوره سوم را نويد ميدهد. همچنين زين پس اميد داريم کتابهايي درباره ديگر اجزاي نانوشته را ببينيم. البته اينگونه نگارشها بايد توأمان با رهروي در مسيري باشد که دکتر يونس شکرخواه در زمينه روزنامهنگاري سايبر گشود و انتقال گفتمان از روزنامهنگاري چاپي -يا به قول بعضي دوستان سنتي- به سوي «روزنامهنگاري آنلاين با گونه پيشتازش يعني روزنامهنگاري سايبر با چالشها يا فرصتهايش را در آينده» پيش روي ما قرار داد. باري، پيش از تورق کتاب تيتر نويسي لازم ميدانم اشارهاي گذرا به پيشينه عنواننگاري را به قلم آورم. بايد دانست که شهر يا کشور خبرساز رويدادها نخستين تيترهاي مطبوعات ايراناند. اولين تيترها را در سرآغاز روزنامهنگاري با حروف نچيدهاند بلکه با خط نسخ و گاه ثلث خوشنويسي کردهاند. «دارالخلافه طهران»، «مملکت ايتاليا»، «ينگي دنيا»، «انگلند» و «اسلامبول» اولين تيترهاي مطالب مطبوعاتاند. تيتر در سپيدهدم روزنامهنگاري فارسي ايران افزون بر شهر و کشور خبرساز، به محل و موضوع وقايع کشيده شد: «وزارت جنگ»، «وزارت علوم»، «وزارت خارجه»، يا «امورات تجارتي» و «امور قشوني». البته با اينگونه عنواننگاري گاه مرز تيترنويسي با نامگزيني صفحه و ستون مخدوش ميشد. اما عنواننگاري در همان ايستگاه اول نماند: «ورود موکب مسعود به خاک دولت عليه عثماني»، «تفصيل ساعات شب و روز ماه مبارک رمضان و انکسار»، «در تحقيق ماه و روز ولادت با سعادت حضرت خاتمالانبيا صلي الله عليه و آله»، «شرح حال حکيم قاآني»، «اسامي سلاطين ماضيه قاجاريه»، «قيمت مأکولات و ساير اجناس در شهر اصفهان» ، «مسلمين در چين»، «در زير کاسه هست يقين نيمکاسه» و «نتيجه قشونکشي فرانسه در تونس» نشان از حرکت به سوي تيتر درست داشت. در روزگار مظفري که سادهنويسي و تملقزدايي مطبوعاتي وسعت بيشتري گرفت و بر شمار روزنامهنگاران زباندان افزوده شد، آداب روزنامهنگاري اروپايي در مطبوعات ايران بروز و ظهور بيشتري پيدا کرد. نهضت مشق عملي از شيوههاي فرنگي آغاز شد. تيتر با ترجمه «اخبار تلگرافي خارجه» سامان  بيشتري يافت و به مرور به اخبار داخلي تسري پيدا کرد. اين نکته را بايد يادآور شد که با نگاه جزيينگرانه و با همت خودآموختگان باتجربه بود که تيتر هويت پيدا کرد و اصطلاحاتي ساخته شد. به عنوان مثال به آنچه امروز «تيتر يک» ميگويند «تيتر سراسري»، «تيتر بزرگ»، «تيتر اصلي»، «شاه تيتر» و «تيتر اول» ميگفتند. به طور کلي نبايد از ياد برد که حرفهايگري مطبوعاتي، آموزشکدهها، دانشگاهها و  انتشار متون آموزشي هر يک به سهم خود در جايگاه امروز تيترنويسي نقش داشتهاند. اما تيتر از مقاله و فصل يک مجموعه به کتاب مستقل به وسيله دکتر مجيد رضاييان با اطلاعات کتابشناختي ذيل محقق شد:

 

تيتر نويسي/ مجيد رضائيان، تهران: دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها، 1391، 192صفحه رقعي.

در کتاب ياد شده، «يادداشت ناشر» و «مقدمه» آغازگر و «پيوست» «واژگان انگليسي به فارسي»، «منابع» و «نمايه» پايان بخش کتاباند. همچنين ذيل 13 فصل، متن کتاب را از اين قرار ميتوان خواند: «تيترشناسي پيش از تيترنويسي»، «زبان تيتر»، «ساختار تيتر»، «اطلاعات، پيام و کارکردهاي تيتر»، «ويژگيهاي تيتر»، «مکملهاي تيتر»، «تکنيکهاي روزنامهنگاري»، «موسيقي در تيتر»، «تيترنويسي»، «تيترنويسي فرمي»، «تفاوت تيترهاي چاپي و اينترنتي» و «تيتر و صفحهآرايي». با نيمنگاهي به فهرست درمييابيم که از تيترنويسي چه ميتوان آموخت. سياهه، قدر و قيمت اثر را هويدا ميکند. پديدآورنده نيز نامآشناست. مجيد رضائيان، زاده 1340، با مدرک دکتراي روزنامهنگاري، پس از 33سال تجربه حرفهاي، 17سال تدريس، معماري 3روزنامه ملي، نگارش جزوهها و مقالههاي آموزشي، کتاب تيترنويسي را به قلم آورده است. اول بار او را در کلاسهاي نخستين دوره آموزش روزنامهنگاري پس از انقلاب (1359) ديدم و دوستداريم در سرآغاز نشر روزنامه ايران عمق گرفت. وي را همواره تکاپوگر دانشافزايي و تجربهاندوزي يافتهام. اثر او به شيوهاي استادانه درآميختگي نظر و عمل را دربردارد و سبب شده تجربه ديگري به يغما نرود. اما چه کنم به سنت کتابگزاري ايراني بايد از پيشنهادها و سليقههايم درباره اين کتاب بنويسم تا چنانچه منطقي بود و دکتر رضائيان پسنديد در ويرايش دوم به کار گيرد:

1- پيشنهادم اين است که قاطع ننويسيم «بايد روزنامهنگاري را هم هنر و هم مهندسي خواند» (ص 18). شايد بهتر باشد بنويسيم: بايد روزنامهنگاري را براي روزنامهنگار علم، فن، هنر و مهندسي ناميد و براي روزنامهدار صنعت و مهندسي؛ البته دريغ که شماري از ناشران نشريههاي روزانه تلقي سياسي و بازرگاني از روزنامه دارند.

2- ذيل سه عنصر عملکرد تيتر (ص 21) بهتر به نظر ميرسد بنويسيم: اطلاعدهي، تحريکآفريني، ترغيبزايي.

3- «سير تحول تيترنويسي در تاريخ مطبوعات» (ص 31) ايراني نيست. به يقين اشاره به سير تحول ايراني ضرورت دارد. وانگهي داده خام و توصيف درست به دانشجو ارائه نشده تا او بخواهد به پرسش 9 (ص 34): «تحليلي از تاريخ و سير تطور تيترنويسي» پاسخ گويد. «پير آلبر» و «فرناند ترو» حرفي درباره تيتر ندارند. اگر هم مراد «استرومن» است که ميشود: دگرگوني تيترنويسي در انگليس از نگاه يک پژوهشگر. همچنين در اين بحث سطر 13 تا 16 (ص 32) گويا افتادگي حروفنگارانه دارد، نامفهوم مينمايد و به نظر ميرسد بايد بازنويسي شود.

4- نکتهاي که درباره روزنامه انتخاب نوشته شده (ص 41) بايد اصلاح شود. بهتر است بنويسيم: روزنامه انتخاب پس از حدود دو دهه گسستگي، روزنامهنگاري تحليلي را احيا کرد.

5- زماني که حرفهاي بسياري از خارجيها را از فيلتر عقلي خود عبور ميدهيم به بيربطي سخنانشان پي ميبريم. مثل اين جمله «دانو تاريح» که گفته «روزنامهها متوني بيدوام هستند که فقط براي همان روز خبر را ميرسانند» (ص 57). اين جمله از بيخ و بن درست نيست. فروکاهي تاريخ روزنامه به يک ذات مشخص سالهاست مردود اعلام شده، روزنامه تاريخ يک روز و شايد هم بيشتر را دربردارد. «پيشنويس تاريخ» را نميتوان متن بيدوام قلمداد کرد.

6- نادرستيهاي حروفنگارانه کتاب بايد اصلاح شود. مثل نغيضه (ص 83) که به جاي نقيضه آوردهاند.

7- کتاب کممثال و گهگاه بيمثال است. «تشبيه مطلق» (ص 90)، «تشبيه مشروط يا مقيد» (همانجا)، «تشبيه تفضيل» (همانجا)، «تيتر براي فرم يادداشت/ سرمقاله» (ص 133) مثال ندارند. مثالهاي «تيتر براي فرم مقاله و نقد» (ص 134) مثال تيترهاي نقد هستند نه مقاله.

8-  جمله «دوتيترهها در مجلهها کارآيي بيشتري از روزنامه دارند» (ص 103) نياز به توضيح دارد. کدام مجلهها؟ عمومي، اختصاصي، تخصصي؛ کداميک؟

9- همه مثالهاي کتاب، روزنامهنگارانه به معناي نشريهنگاري روزانه است و جز اشارتي کوتاه (ص 155) مثالهاي مجلهنگارانه در کتاب ديده نميشود. رواست پيش از «تفاوت تيترهاي چاپي و اينترنتي» (ص141) تيترنويسي براي انواع مجلهها بيايد و تفاوتهايش با تيترهاي روزنامهاي برشمرده شود.

10- کتاب تيترنويسي نشانگر آن است که ما در زمينه ثبت تاريخ شفاهي تيترنويسي نبود داريم نه کمبود. اگر دستمان پر بود گزينگويههاي ايراني همپاي نقل و قولهاي خارجي ميآمد.

11- اگر ديگران پيشگام علمياند ما نسبت به اينرانيها زبان بينظيري داريم. تيتر را چون فارسي مينويسيم بايد از ظرفيت زبان فارسي بهره بيشتري بگيريم. نقش پرخواني به ويژه شعرخواني در گنجينه واژگان فردي و مهارتهاي تيترنويسي مدام بايد يادآور شود. البته کتاب تيترنويسي اشارتي گذرا دارد.

12- به نظر ميرسد رواست يک پيوست به عنوان ويژگيها و تجربههاي شوراي تيتر به کتاب افزوده شود. شورايي که شماري از اعضايش افزون بر تيترنويسي و تيترسازي، به جابهجايي يا جايگزيني کلمه، واژهکاهي، واژهافزايي و آنچه پشتيبان به «نجات تيتر» تعبير ميکردند، مبادرت ميکند. تبحر و تجربه پديدآورنده اثر، اين توقع را به وجود ميآورد.

در چهل‌وسومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، می‌توانید نقد و نظر ساره گودرزي و احمد توکلی را نیز در همین زمینه به همراه گفت‌وگو با مجید رضائیان را بخوانید. اینجا

 

 

کد: 588
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  •  نقد سيدفريد قاسمي بر کتاب تیتر نویسی مجید رضائیان
امتیاز بندی

نظرات
مهدی جامی

# ارسال کننده: مهدی جامی
   تاریخ ارسال: 1392/09/26
معرفی و نقد بسیار خوبی بود. لذت بردم!
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

گفتگو های ویژه


  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH