|  ورود به سايت  |  1397/08/25

                 
آرشیو شماره‌های گذشته

 شماره102 آبان 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره101 مهر 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره100  شهريور 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره99 مرداد 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره98 تير 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره97 خرداد 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره96  ارديبهشت 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره95 فروردين 1397 همراه با متن کامل مطالب

 شماره94  اسفند 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره93  بهمن 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره92  دی 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره91  آذر 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره90  آبان 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره89 مهر 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره88 شهريور 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره87 مرداد 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره86 تير 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره85 خرداد 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره84 ارديبهشت 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره83 فروردين 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره82 اسفند 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره81 بهمن 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره80 دي 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره79 آذر 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره78 آبان 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره77 مهر 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره76 شهريور 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره75 مرداد 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره74 تير 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره73 خرداد 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره72 اردیبهشت 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره71 فروردین 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره70 اسفند 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره69 بهمن 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره68 دی 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره67 آذر 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره66 آبان 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره65 مهر 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره64 شهريور 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره63 مرداد 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره62 تير 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره61 خرداد 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره60 ارديبهشت 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره59 فروردین 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره58 اسفند 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره57 بهمن 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره56 دي 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره55 آذر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره54 آبان 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره53 مهر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره52 شهریور1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره51 مرداد  1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره50 تیر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره49 خرداد 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره48 ارديبهشت 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره47 فروردين 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره46 اسفند 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره45 بهمن 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره44 دي 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره43 آذر 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره42 آبان 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره41 مهر 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره40 شهريور 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره39 مرداد 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره38 تير 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره37 خرداد 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره36 ارديبهشت 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره35 فروردي 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره34  اسفند 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره33  بهمن 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره32  آبان 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره31  آذر 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره30 آبان 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره29  مهر 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره28  شهريور 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره27  مرداد 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره26 تير 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره25  خرداد 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره24  ارديبهشت 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره23 فروردين 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره22 اسفند 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره21  بهمن 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره20  دي 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره19  آذر 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره18  آبان 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره17 مهر 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره16 شهريور 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره15 مرداد 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره14 تير 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره13 خرداد 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره12  ارديبهشت 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره11  فروردين 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره10  اسفند 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره9  بهمن 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره8  دي 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره7  آذر 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره6  آبان 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره5  مهر 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره4 شهريور 1389  همراه با متن کامل مطالب
 شماره3  مرداد 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره2  تير 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره1  خرداد 1389 همراه با متن کامل مطالب

 چاپ   

آخرین اخبار
تاریخ: 1392/09/27 نظرات: 0 نظر نمایش: 2849 مرتبه تعداد امتیاز: 2   (Article Rating)
نقد در خدمت ارتباطات هنري

نقد در خدمت ارتباطات هنري

در چهل‌وسومین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات و در پرونده مدیریت ارتباطات هنری موضوع «نقد در خدمت ارتباطات هنري» مورد توجه قرار گرفته و در آن این مطالب به چاپ رسیده:

·        نقد نشانه شناختي؛ رهيافتي ارتباطي براي خوانش متون هنري نوشته حجت اله مرادخاني

·        بيان نقادي‌هاي هنري بر بستري از ارتباطات نوشته محمد حيدري

·        مخاطب هنري و بسترهاي شكل‌گيري نگرش هنري نوشته بهروز بلمه

·        شرط منتقد خوب اين است كه خودمحور نباشد؛ گفت‌وگوی حسين اكبري نسب با هادي ضياءالديني؛ مجسمه‌ساز

·        نقد تحول می‌خواهد نوشته تارا بهبانی

·        شيوا مقانلو، منتقد سينما و مدرس دانشگاه در گفت‌وگو با پيمان مرادخاني: هنر براي ماندگاري به حضور منتقدان نياز دارد

·        کثرت‌گرايي در نقد هنري و گستره ارتباطي ناشي از آن نوشته آتنا آل ياسين

·        در ايران واژه نقد داراي بار منفي است؛ گفت‌وگوی حجت اله مرادخاني با احمد كاميابي، منتقد و پژوهشگر تئاتر

·        امير نصري، استاديار فلسفه هنر دانشگاه در گفت‌وگوی با حجت اله مرادخاني: مخاطبان فعال هنر تعاملي مرگ سوژه هنري را رقم مي زنند

·        نظام ارزشي جامعه ما نابود كننده فرهنگ و هنر است؛ گفت‌وگوی بهروز بلمه با دکتر مسعود كوثري

در ذیل یکی از مطالب این پرونده را می‌خوانید. برای تهیه و مطالعه سایر مطالب به اینجا مراجعه کنید.

 
 نقد نشانه‌شناختي

 رهيافتي ارتباطي براي خوانش متون هنري

حجت‌اله مرادخاني

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

هر چيزي در دنياي اطرافمان را مي‌توانيم نشانه بناميم. در واقع گستره دانايي و تجربيات انسان براساس نشانه‌ها شكل گرفته و هر آنچه که انسان توسط حواس پنجگانه خود دريافت مي‌کند و با معناي آن ارتباط برقرار مي‌کند، در حکم نشانه است. نشانه چيزي است که نماينده هر چيز ديگري به غير از خودش باشد و بر آن دلالت کند. مانند کلمه «مجسمه» که در زبان فارسي بر نوعي اثر هنري دلالت دارد. اين توضيح با اندکي تأمل به خوبي عرصه وسيع نشانه‌ها را در زندگي انسان به تصوير مي‌کشد. بنابراين تمام ساختارها و پديده‌هاي جهان، نظام‌هاي نشانه‌اي محسوب مي‌شوند که شناخت و تحليل آنها مستلزم کارکردها و پيام‌هاي نهفته در نشانه‌هاي سازنده آنهاست. در قرن بيستم اين حوزه توجه انديشمندان را به خود جلب کرد و به طور جدي در گام نخست تحت تأثير آراي فرديناند دوسوور و چارلز ساندرس پيرس، دانش نشانه‌شناسي پا به عرصه وجود گذاشت و پس از آن با تلاش‌هاي ديگران بسط و توسعه يافت.

اين دانش، به بررسي و تحليل نظام‌هاي نشانه‌اي گوناگون پرداخته و روابط ميان اجزاي آنها را مورد خوانش قرار مي‌دهد. همچنين با بررسي انواع نشانه‌ها و قوانين حاکم بر آنها، چگونگي جريان يافتن معنا و برقراري ارتباطات در نظام‌هاي نشانه‌اي مثل زبان و هنر را مورد بررسي قرار مي‌دهد و ساختارهاي نشانه‌اي متون مختلف و روابط دلالي بين نشانه‌هاي آنها را تحليل کرده و رمزگان‌هاي به کار رفته در آن نظام‌ها را شناسايي مي‌کند. بديهي است که در رهگذر اين بررسي‌ها مي‌توان چگونگي فهم افراد از پديده‌هاي هنري، ارتباطات فردي و جمعي، نحوه خوانش متون هنري و روندهاي ارتباطي را که منجر به کنش‌هاي انساني مي‌شوند شناخت و مورد خوانش قرار داد. «نشانه‌شناسي با بررسي نشانه‌ها در ساخت‌هاي گوناگون زندگي اجتماعي بشر مي‌كوشد به سه پرسش بنيادين پاسخ گويد: نخست اينكه، دنياي پيرامون ما با توجه به اينكه ما به‌واسطه نشانه‌ها به درك و فهم آن نايل مي‌شويم، به‌عنوان يك محيط انساني چگونه ساخته شده است. دوم آنكه اين دنيا چگونه به كمك نظام‌هاي نشانه‌اي گوناگون رمزگذاري و رمزگشايي مي‌شود و در نتيجه، چگونه به يك قلمرو فرهنگي بدل مي‌شود، قلمرويي كه از فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌هاي گوناگون و شبكه‌هاي نشانه‌اي خاص پيچيده و پرشماري تشكيل شده و سوم اينكه، ما چگونه از رهگذر نشانه‌ها ارتباط برقرار مي‌كنيم و دست به كنش مي‌زنيم تا اين قلمرو را به جهان فرهنگي جمعي و مشتركي بدل كنيم» (نبوي، 1387 :4). نشانه‌شناسي از آنجا به تحليل پيام‌ها و نحوه انتقال معني برآمده از نشانه‌ها مي‌پردازد، رهيافتي ارتباطي براي خوانش متن‌هاي هنري به شمار مي‌رود و با اين رويکرد ساختارهاي کلاني همچون فرهنگ و مناسبات درون آنها را مورد بررسي قرار داده و با تحليل معاني و مفاهيم برآمده از آثار هنري جايگاه آنها را در ساختارهاي کلان اجتماعي نيز مورد شناخت دقيق‌تر قرار مي‌دهد. با توسعه نشانه‌شناسي و ارائه نظريه‌هاي مختلفي در اين حوزه امروزه شاهد گرايشات مختلفي از آن مثل نشانه‌شناسي ادبيات، نشانه‌شناسي فيلم، نشانه‌شناسي تصويري و ... هستيم. به نظر مي‌رسد كه با توسعه كاربرد آن در علوم انساني، به مرور با گرايشات جديدتري مواجه خواهيم شد.

ازجمله کاربردهاي رايج نشانه‌شناسي، تحليل نظام‌هاي نشانه‌اي هنر است. در نشانه‌شناسي هنر با تحليل متون هنري مختلف مانند نقاشي، معماري، موسيقي، سينما و...، روابط ميان عناصر سازنده اثر هنري مورد بررسي قرار گرفته و جايگاه هر نشانه در اين نظام و ارزش آن نسبت به ساير نشانه‌هاي موجود تعيين مي‌شود. همچنين با شناخت رمزگان‌هاي به کار رفته در ساختار پديده هنري، مي‌توان موقعيت آن پديده را در نظام فرهنگي که به آن متعلق است، مشخص کرد و با تحليل روابط دلالي ميان نشانه‌هاي هنري ، مضامين نهفته در آنها را استخراج کرد. بر اين اساس وقتي از نقد آثار هنري صحبت به ميان مي‌آيد در واقع همان بررسي نشانه‌شناختي يک اثر هنري است؛ زيرا عناصر سازنده اثر هنري مثل يک تابلو نقاشي، هر يک به مثابه نشانه‌اي محسوب مي‌شود که بر مفهومي خاص دلالت دارد. نقاشي از به‌کارگيري عناصر تجسمي مثل نقطه، خط، رنگ، بافت، ترکيب‌بندي و... به وجود مي‌آيد و قرارگيري اين عناصر روي بوم نقاشي، کليت واحدي را ايجاد مي‌کند که ما آن را به عنوان تابلوي نقاشي مي‌شناسيم. اين کليت در واقع نظامي بصري و تشکيل شده از نشانه‌هاي گوناگون است که هر يک در ارتباط با ديگر نشانه‌هاي موجود در تابلو و همچنين در ارتباط با عناصر فرهنگي جامعه‌اي که اثر در آن خلق شده است، مورد خوانش قرار مي‌گيرند. اين ارتباط دوسويه در درون و بيرون اثر هنري، تأثير بسيار زيادي در فهم و چگونگي دريافت اثر هنري دارد. به اين معني که وقتي منتقد هنري به تحليل آثار هنري مختلف مي‌پردازد، از يک‌سو روابط بينانشانه‌اي در درون اثر را بايد مورد توجه قرار دهد و از سوي ديگر ارتباط دلالي بين نشانه درون اثر هنري و بافت اجتماعي اثر را مورد توجه قرار دهد. بديهي است که در روند نقد آثار هنري نمي‌توان بدون توجه به هر دوي اين ارتباطات، خوانش و در نتيجه نقد درستي ارائه کرد.

 دستيابي به مبنايي عقلاني براي ادراک هنر

درباره نقد آثار هنري گفته مي‌شود که يکي از اهداف نقد هنري دستيابي به مبنايي عقلاني براي درک پديده‌هاي هنري است. اگر از اين منظر هم به نقد نگاه کنيم در اين ديدگاه نيز رسيدن به مبنايي عقلاني براي تحليل آثار هنري به واسطه تحليل نشانه‌هاي آن اثر هنري مقدور مي‌شود. به عبارتي اينکه بخش‌هاي مختلف يک اثر هنري بر چه معاني و مفاهيمي دلالت دارند و اصولاً حضور آنها در يک ترکيب‌بندي معين، ناظر به چه ديدگاه و انديشه‌اي است، کمک مي‌کند تا خوانش اثر براي مخاطب تسهيل شده و مواجهه او با انواع ابژه هنري به صورتي فعالانه صورت بپذيرد. نقد نشانه‌شناختي اين امکان را در اختيار منتقد قرار مي‌دهد که با توجه به دلالتگري‌هاي اثر هنري، بتواند با بررسي روابط ميان نشانه‌هاي موجود در اثر، نزديک‌ترين برداشت را به پيام يا پيام‌هاي نهفته در قالب آن داشته باشد. شايد در بررسي يک فيلم بتوان تحليل‌هاي مختلفي ارائه کرد، اما نبايد فراموش کنيم که هر فيلم در ظرف زماني خودش يک پيام اصلي يا غالب را بيان مي‌کند و برداشت‌هاي ديگر از آن ناظر به پيام‌هاي فرعي نهفته در آن است. در رويکرد نشانه‌شناختي به نقد آثار هنري چون تأکيد اصلي بر ارتباطات موجود بين عناصر سازنده اثر هنري و همچنين روابط آن عناصر با بافت اجتماعي اثر است، در نتيجه تحليل‌گر با بررسي اين نظام‌هاي ارتباطي موجود در لايه‌هاي مختلف يک اثر هنري مي‌تواند نزديک‌ترين نقد و تحليل را نسبت به پيام اصلي آن داشته باشد. براي مثال در تحليل تابلوي «گرانيکا» اثر پابلو پيکاسو، مي‌توان از جنبه‌هاي مختلفي مثل کارکردهاي بصري، نوع ترکيب‌بندي، نحوه استفاده از خط و رنگ و غيره، نقدهايي مفصل را ارائه کرد. اما زماني که با رويکرد نشانه‌شناختي به خوانش اين تابلو نقاشي مي‌پردازيم، چون منتقد با نگاه به ارتباط بين عناصر سازنده اثر و نيز رابطه آنها با فضاي اجتماعي که تابلو در بستر آن خلق شده است، به ارائه نقد دست مي‌زند، برهه زماني که گرانيکا در آن خلق شده و عنوان اثر نيز هر کدام در حکم نشانه‌هايي بر پيام اصلي تابلو که همانا انتقاد صريح هنرمند نسبت به پديده شوم جنگ و نظام فاشيستي ژنرال فرانکو در اسپانيا باشد، دلالت مي‌کند و منتقد با در کنار هم قرار دادن تمام اين تحليل‌ها، نقدي جامع ارائه مي‌دهد که هم به لحاظ صوري اثر را مورد توجه قرار مي‌دهد و هم مفاهيم نهفته در آن را و ارتباطشان با مفاهيم روز را بيان مي‌کند. با توجه به اين نمونه مي‌بينيم که نقد نشانه‌شناختي در عين حال که رويکري کلنگر است، اما تمام جزئيات اثر را نيز به عنوان نشانه‌هايي دلالت‌گر مورد توجه قرار مي‌دهد. اگر اين مثال را براي ديگر نمونه‌هاي هنري نيز مطرح کنيم با نتايجي از همين دست مواجه خواهيم بود. در تحليل آثار سينمايي مي‌بينيم که نقدهاي متنوعي در رسانه‌هاي مختلف منتشر مي‌شود که هر کدام ممکن است با نگاهي خاص به ساختار فيلم‌ها بپردازند، اما در نشانه‌شناسي کليت فيلم به عنوان يک متن هنري مورد توجه بوده و با بررسي روابط دروني و بيروني آن به نقادي مي‌پردازد.

همچنين بايد افزود وقتي از دلالت نشانه‌ها بر معاني خاصي صحبت مي‌شود، بايد به اين نکته توجه داشت که اساس اين دلالت كه از آن ياد شد، قراردادي است. پس معناي نشانه‌ها ازلي و ذاتي نيست، بلكه معنايي كه از هر نشانه دريافت مي‌شود به واسطه يك قرارداد تعيين مي‌شود. زبان ، مثال ملموسي براي اين موضوع به شمار مي‌رود. واژه‌هايي مثل کوه، mount le montaine و... همگي بر مدلولي خاص که همانا يک پديده طبيعي است دلالت دارند، اما اينها در نظام‌هاي زبان فارسي، انگليسي و فرانسوي داراي دال‌هايي متفاوت است که بر اثر قراردادهاي معين شده در آن نظام زباني تعيين شده‌اند. اين قراردادي بودن نشانه‌ها در نظام‌هاي نشانه‌اي هنر نيز وجود دارد و در نقد آثار هنري بايد به آن توجه داشت. نشانه‌اي در يک اثر هنري بر معنايي خاص دلالت دارد، در حالي که ممکن است همان نشانه در يک اثر ديگر بر معاني ديگري دلالت کند. «معنا نوعي رابطه است و اين رابطه هر معنايي را در دل معناي جديد مي‌نهد. پس اگر قرار باشد كه نشانه‌شناسي علم نشانه‌ها باشد، بايد همه دانايي و تجربه انسان را دربرگيرد؛ چرا كه همه چيز نشانه است؛ همه چيز دال است و همه چيز مدلول است». (گيرو 1387 : 63)

 رويکردهاي نشانه‌شناسي تصوير و نقد بصري آثار هنري

تصوير و متون تصويري از آثاري هستند که در رويکردهاي مختلف نشانه‌شناسي تمايل براي تحليل و نقد آثار مربوط به آنها وجود دارد. رويکردهاي نشانه‌شناسي فرهنگي، نشانه‌شناسي اجتماعي و نشانه‌شناسي لايه‌اي هر يک از دريچه‌اي خاص به مطالعه متون تصويري پرداخته‌اند. در هر يک از اين رويکردها نظام نشانه‌اي تصاوير به مثابه کليتي از روابط دلالت‌گرانه در نظر گرفته مي‌شود. بايد توجه داشت مطالعه نشانه‌شناختي، يک مطالعه زيباشناسانه نيست. البته اين امکان وجود دارد که به مطالعه زيباشناختي کمک کند ولي همان گونه که اشاره شد اهدافي که مطالعه نشانه‌شناختي در تحليل و نقد تصوير دنبال مي‌کند با اهدافي که احتمالاً مطالعه زيباشناختي دنبال مي‌کند، متفاوت است. نقد نشانه‌شناختي، متن تصويري (اثر هنري) را ماده و فضاي ديداري را به عنوان مجرايي ارتباطي تلقي مي‌کند. در واقع مسأله اصلي نقد نشانه‌شناختي، دلالت و معناست؛ يعني اينکه مخاطب در مواجهه با يک اثر تصويري، چه معاني را دريافت مي‌کند و از رهگذر آن با تصوير چه نوع ارتباطي برقرار مي‌کند. از سوي ديگر منتقد به اين نکته نيز توجه مي‌کند که چه سازوکارهايي در تصوير وجود دارد که منجر به ظرفيت‌هاي ارتباطي صوري براي آن شده است. همين تصوير يا به اصطلاح قاب تصوير ممکن است طيف گسترده‌اي را دربربگيرد. کارکرد عکس‌هاي خبري، سياسي با کميک استريپ متفاوت است. در حالي که عکس‌هاي خبري در خدمت گزارش بي‌کم و کاست خبر و در واقع ايجاد باوري خاص نسبت به جهان پيرامون ما هستند. نشانه‌شناسان در همه اين موضوع‌ها قائل به يک وجه مشترک هستند و آن اشتراک به برقراري ارتباط توسط آن آثار بصري است، زيرا هر کدام از آن تصاوير به مثابه يک دال، بر مفهومي خاص دلالت دارند و در اين روند معناي توليد شده منتقل مي‌شود. به عبارت ديگر مخاطب با مشاهده هر يک از اين آثار ، متأثر از معاني برآمده از آنها به بازسازي جهان در فضاي ذهني خود مي‌پردازد و در اين بازسازي بي‌گمان تحت تأثير عواملي چون گفتمان قدرت و مسلط بر جامع قرار داشته و باوري که در ذهن وي شکل مي‌گيرد سمت و سويي از اين دست پيدا خواهد کرد. در نقد نشانه‌شناختي به دليل پرداختن به موضوع معنا و روابط دلالي ناشي از نشانه‌هاي محيط اطراف ما، مي‌توان عوامل نامحسوسي مثل تأثير گفتمان‌هاي مسلط و فرهنگ‌هاي غالب را بر روابط ميان فردي انسان‌ها و همچنين ارتباطات آنها با پديده‌هاي پيراموني‌شان مورد بررسي و شناسايي دقيقي قرار داد؛ پديده‌هاي نامحسوسي که شايد مصداقي عيني براي تحليل آن وجود نداشته باشد.

براي مثال در رويکرد نشانه‌شناسي اجتماعي، تصوير يا نظام‌هاي نشانه‌اي تصويري در سه سطح بازنمودي، تعاملي و ترکيبي مورد تحليل و بررسي قرار مي‌گيرند. از اين منظر هنرهاي بصري مورد نقد و بررسي قرار گرفته و در هر يک از اين سطوح سه‌گانه، بخشي از معاني نهفته در تصاوير رمزگشايي شده و ارتباطات و کنش‌هاي ميان مخاطب و اثر هنري مورد توجه قرار مي‌گيرد. اهميت اين تحليل تصاوير از آنجاست که بخش عمده‌اي از هنر معاصر و ارتباطات موجود در عصر کنوني، به واسطه تصاوير و بيان‌هايي بصري صورت مي‌گيرد. از اين رو شناخت و تحليل تصاوير امري حياتي و مهم در تحليل ارتباطات جهان امروز است. در تحليل تصاوير در سطح بازنمودي، تحليل‌گر چگونگي شکل‌گيري ساختارهاي روايي و مفهومي تصوير را مطرح مي‌کند. هنگامي که سطوح تعاملي تصاوير مورد نظر است، آنچه زيربناي کار قرار مي‌گيرد عواملي است که به کنش‌هاي متقابل ميان تصاوير و عناصر درون تصوير مي‌پردازد. در سطح ترکيبي نيز نحوه پديد آمدن و تأليف تصوير از راه هم‌نشيني عناصر تصويري بررسي مي‌شود. در اينجا نيز روابط هم‌نشيني ميان اجزاي سازنده تصور مورد توجه هستند.

 نشانه‌شناسي انتقادي و سازوکارهاي قدرت در هنر

نسبت ميان نشانه‌شناسي و گفتمان را از اين حيث مي‌توان مورد بررسي قرار داد که گفتمان‌هاي مختلف، نظام‌هاي معنايي خود را در قالب نظام‌هاي نشانه‌اي متفاوتي تجلي مي‌بخشند. به عبارت ديگر سازوکارهاي معنايي موجود در گفتمان در نظام‌هاي نشانه‌اي مثل زبان و تصوير تجلي پيدا مي‌کنند. از اين رو شناخت و تحليل موقعيت گفتمان‌هاي از طريق تحليل نظام‌هاي نشانه‌اي مقدور است. اين امکان شرايطي را به وجود مي‌آورد تا از رهگذر آن بتوان سازوکارهاي روابط قدرت و ساختارهاي مسلط را در جوامع مورد واکاوي قرار داد و از طريق نقد ساختارهاي نشانه‌اي متأثر از آنها، گفتمان‌هاي مسلط را مورد انتقاد قرار داد. «نشانه‌شناسي انتقادي هدف خود را برخورد انتقادي به عملکردهاي سوگيرانه متن‌ها در مناسبات اجتماعي، نشان دادن فرآيندهاي طبيعي‌سازي و توليد باورهاي جمعي، آشکار کردن عملکرد قدرت در کانوني‌سازي برخي باورها و به حاشيه‌راني برخي ديگر و مشابه آن مي‌داند». (سجودي، 1387: 181) بديهي است در اين رويکرد انتقادي نسبت به خوانش نظام‌هاي نشانه‌اي، سوگيري‌هايي در برابر ساختارهاي قدرت در جامعه وجود دارد و تحليل‌هاي صرفاً پرداختي خنثي و بي‌طرفانه نخواهند بود. با اين نگرش آثار هنري مختلف مثل فيلم، سريال، عکس، تابلوهاي نقاشي و انواع تبليغات هر يک به مثابه ساختاري نشانه‌اي در نظر گرفته مي‌شود که بخشي از نظام معنايي قدرت را به تصوير کشيده يا در برابر آن ايستاده و به انتقاد آن پرداخته است. رويکرد نشانه‌شناسي انتقادي کمک مي‌کند تا هر دو گروه از اين آثار يعني موافقان و مخالفان ساختارهاي مسلط جامعه را از نظر پيام‌هاي مختلف مورد تحليل قرار داده و بسياري از جنبه‌هاي نهاني آنها را آشکار مي‌کنند. اين آشکارسازي سبب مي‌شود تا در سطح ارتباط مخاطب با اين آثار شفاف‌سازي صورت گيرد و کنش‌هاي افراد در مواجهه با نمونه‌هاي تصوير از هنرهاي مختلف تغيير پيدا کند.

در پايان بايد افزود از آنجا که پديده‌هاي هنري به عنوان نظام‌هايي نشانه‌اي داراي روابط درون متني و برون متني هستند، در نتيجه تحليل‌هاي نشانه‌شناختي آنها براي بررسي ساختارهاي ارتباطي موجود در اين آثار ضروري به نظر مي‌رسد. در خوانش نشانه‌شناختي با تحليل ساختار معنايي پيام‌هاي هنري مي‌توان نسبت آن اثر و خالق آن را در ارتباط با ساختارهاي کلان اجتماعي و سوگيري وي را نسبت به گفتمان‌هاي مسلط بر جامعه مورد بررسي و خوانش قرار داد و بدين ترتيب امکان مؤثري براي مخاطب آثار هنري به وجود آورد تا در بستري عقلاني با هنر و پديده‌هاي هنري در هر دوره زماني مواجه شود يا در برابر آنها موضعي منتقدانه اتخاذ کند.

 

  منابع

اکو، امبرتو. (1387) نشانه شناسي، مترجم پيروز ايزدي، تهران: نشر ثالث، چاپ اول.

پل کابلي - ليتزا يانتس، (1380)  نشانه‌شناسي، مترجم محمد نبوي، تهران: ناشر شيرازه، چاپ اول.

سجودي، فرزان. (1387) نشانه‌شناسي کاربردي، تهران: نشر علم، چاپ اول.

چندلر، دانيل. (1387)  مباني نشانه‌شناسي، مترجم مهدي پارسا، تهران: انتشارات سوره مهر، چاپ دوم.

گيرو، پير. (1387) نشانه‌شناسي، مترجم محمد نبوي، تهران: ناشر مؤسسه انتشارات آگاه، چاپ سوم.

 

 

کد: 589
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  • نقد در خدمت ارتباطات هنري
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

 

گفتگو های ویژه

گفتگو با حمید بقایی

 گفتگو با هاشمی رفسنجانی

‌گفتگو ‌با‌ سید محمد حسینی

 گفتگو با کمال خرازی

 گفتگو با محسن رضایی

 گفتگو با حسین توفیق

 گفتگو با مهدی کلهر

 گفتگو با فاطمه طباطبایی

 گفتگو با منوچهر متکی

گفتگو با حسن خجسته

گفتگو با محمد حسین صوفی

گفتگو با معصومه ابتکار

گفتگو با باقر لاريجاني 

گفتگو با کاظم معتمد نژاد

گفتگو با جواد شمقدری

گفتگو با محمد جعفر محمد زاده

گفتگو با مسعود جزایری

گفتگو با رامین مهمانپرست

گفتگو با محمد هاشمی

گفتگو با احمد مسجد جامعی

گفتگو با سعید رضا عاملی

گفتگو با رضا تقی پور

گفتگو با علیرضا کریمی

گفتگو با صابر فیضی

گفتگو با پدرام پاک آیین

گفتگو با یحیی کمالی‌پور

گفتگو با مهدی محسنیان‌راد

گفتگو با محمد جواد آقاجری

گفتگو با شهیندخت خوارزمی

گفتگو با‌علی‌اصغر‌شعردوست

گفتگو با باقر ساروخانی

گفتگو با علی اکبر جلالی

گفتگو با یونس شکر خواه

گفتگو با حسام الدین بیان

گفتگو با حسام الدین آشنا

 گفتگو با حسین انتظامی

 گفتگو با خلیف کدیه موسی

گفتگو با محمد سلطانی‌فر

گفتگو با پدرام پاک آیین

گفتگو با عفت مرعشی

گفتگو با امیر خوراکیان

گفتگو با علی معلم

گفتگو با رضا سجادی

گفتگو با محسن گودرزی

گفتگو با اسحاق صلاحی

گفتگو با محمدرضا عارف

گفتگو با سیداحمد معتمدی

گفتگو با  علی زارعی‌نجفدری

گفتگو با سید محمد غرضی

گفتگو با حسن نمکدوست

گفتگو با محمد‌رضا صادق

گفتگو با محمد سلیمانی

گفتگو با علی‌اکبر فرهنگی

گفتگو با مسعود کوثری

گفتگو با کامبیز نوروزی

گفتگو با بهمن نامور‌مطلق

گفتگو با سیدرضا صالحی امیری

گفتگو با مجید رضاییان



  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH