|  ورود به سايت  |  1397/08/26

                 
آرشیو شماره‌های گذشته

 شماره102 آبان 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره101 مهر 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره100  شهريور 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره99 مرداد 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره98 تير 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره97 خرداد 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره96  ارديبهشت 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره95 فروردين 1397 همراه با متن کامل مطالب

 شماره94  اسفند 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره93  بهمن 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره92  دی 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره91  آذر 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره90  آبان 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره89 مهر 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره88 شهريور 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره87 مرداد 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره86 تير 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره85 خرداد 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره84 ارديبهشت 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره83 فروردين 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره82 اسفند 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره81 بهمن 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره80 دي 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره79 آذر 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره78 آبان 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره77 مهر 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره76 شهريور 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره75 مرداد 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره74 تير 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره73 خرداد 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره72 اردیبهشت 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره71 فروردین 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره70 اسفند 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره69 بهمن 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره68 دی 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره67 آذر 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره66 آبان 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره65 مهر 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره64 شهريور 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره63 مرداد 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره62 تير 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره61 خرداد 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره60 ارديبهشت 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره59 فروردین 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره58 اسفند 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره57 بهمن 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره56 دي 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره55 آذر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره54 آبان 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره53 مهر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره52 شهریور1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره51 مرداد  1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره50 تیر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره49 خرداد 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره48 ارديبهشت 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره47 فروردين 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره46 اسفند 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره45 بهمن 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره44 دي 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره43 آذر 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره42 آبان 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره41 مهر 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره40 شهريور 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره39 مرداد 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره38 تير 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره37 خرداد 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره36 ارديبهشت 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره35 فروردي 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره34  اسفند 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره33  بهمن 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره32  آبان 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره31  آذر 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره30 آبان 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره29  مهر 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره28  شهريور 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره27  مرداد 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره26 تير 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره25  خرداد 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره24  ارديبهشت 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره23 فروردين 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره22 اسفند 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره21  بهمن 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره20  دي 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره19  آذر 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره18  آبان 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره17 مهر 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره16 شهريور 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره15 مرداد 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره14 تير 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره13 خرداد 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره12  ارديبهشت 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره11  فروردين 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره10  اسفند 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره9  بهمن 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره8  دي 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره7  آذر 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره6  آبان 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره5  مهر 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره4 شهريور 1389  همراه با متن کامل مطالب
 شماره3  مرداد 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره2  تير 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره1  خرداد 1389 همراه با متن کامل مطالب

 چاپ   

آخرین اخبار
تاریخ: 1393/02/16 نظرات: 0 نظر نمایش: 1147 مرتبه تعداد امتیاز: 1   (Article Rating)
مهم‌ترین رسالت امروز رسانه‌ها تقویت تفاهم اجتماعی است

مهم‌ترین رسالت امروز رسانه‌ها تقویت تفاهم اجتماعی است

جست‌وجوی پاسخی برای پرسش «بیماری مطبوعات امروز ایران» در گفت‌وگو با محمدمهدی فرقانی:مهم‌ترین رسالت امروز رسانه‌ها تقویت تفاهم اجتماعی است


  مدیریت ارتباطات(ما) آن لاین: محمدمهدی فرقانی در سال 1331 در یزد به دنیا آمده است. او فارغ‌التحصیل دوره کارشناسی روزنامه‌نگاری، کارشناسی ارشد و دکترای علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیأت علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. فرقانی از سال 1378 تا آبان 1382 رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها بود و از آن سال تا سال 1386 ریاست دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی را برعهده داشت. او فعالیت مطبوعاتی‌اش را از همکاری با روزنامه کیهان شروع کرد. او در این روزنامه به عنوان خبرنگار، گزارشگر، دبیر سرویس، عضو شورای سردبیری و عضو شورای تیتر روزنامه در فاصله سال‌های 1351 تا 1375 فعال بوده است. وی به مدت 20سال سردبیری ماهنامه تخصصی تدبیر را به عهده داشته است. در کارنامه او عضویت در انجمن‌ها و مراکز پژوهشی مختلف جهانی دیده می‌شود. دکتر فرقانی هم در عرصه مدیریت رسانه‌‌ای فعال بوده، هم در عرصه تولید محتوا و هم در عرصه پژوهش و فعالیت‌های آموزشی. وی از مناسب‌ترین افرادی است که می‌توان با او درباره رسانه‌ها و به‌ویژه مطبوعات صحبت کرد . رضا قربانی در شماره اردیبهشت 93 ماهنامه مدیریت ارتباطات با او گفت‌وگو کرده است.

بخشی از این مصاحبه را اینجا و متن کامل آن را اینجا تهیه و مطالعه فرمائید:

   آقای دکتر! قبل از این که گفت‌وگو را آغاز کنیم گفتید که می‌خواهید مقدمه‌ای بگویید و مصاحبه را بر مبنای آن مقدمه جلو ببرید. می‌خواهید اول مقدمه را بگویید تا بعد شروع کنیم.

 چون نشریه شما موضوع مدیریت ارتباطات را دنبال می‌کند، می‌خواهم در ابتدای بحث به یک نکته یا مسأله مدیریتی در رسانه‌های کشور اشاره کنم که به نظر من در نظام ارتباطی و رسانه‌ای ما اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رادیو و تلویزیون و سایت‌های خبری، یک حلقه مفقوده است. شبکه‌های اجتماعی داستان جدایی دارند.

   یعنی مثل مطبوعات، روزنامه و تلویزیون ساختار ندارند؟

 بله، ساختار و نیروی حرفه‌ای ندارند. به اعتقاد من مهم‌ترین مسأله رسانه‌های امروز در سپهر رسانه‌ای ایران و حتی جهان، عدم اهتمام و بی‌توجهی به یک نیاز حیاتی و اساسی و مبرم در جامعه است و آن نیاز به تولید و پاسداشت مفهومی به نام «تفاهم اجتماعی» است. امروز رسانه‌ها بیش از آنکه بر طبل تفاهم بکوبند، بر طبل اختلاف می‌کوبند.  بیش از آنکه اختلاف‌ها، تفرقه‌افکنی‌ها و منفی‌بافی‌ها را تقلیل بدهند، به عنوان یک عنصر جذاب رسانه‌ای از آن استفاده می‌کنند و در مجموع به این نیاز تاریخی و مقطعی جامعه بی‌توجه‌اند.

   چرا؟

 برای اینکه نگاه مدیریتی درستی بر این عرصه حاکم نیست. این به آن معنی نیست که همه رسانه‌ها در یک کفه قرار می‌گیرند و از این نظر هم وزن هستند اما در مجموع، دچار غفلت، کم‌توجهی و ضعف نگرش مدیریتی صحیح در این عرصه هستیم.

   به حلقه مفقوده تقویت تفاهم اجتماعی اشاره کردید. گفتید که ممکن است مدیران رسانه‌ای و به طور خاص مدیران مطبوعاتی به دلیل جذابیت بر  طبل اختلاف بکوبند. می‌خواهم همین را ادامه دهیم. شاید مدیران مطبوعاتی در یک حلقه تکرار افتاده‌اند و احساس می‌کنند اگر محتوایی تولید کنند که درونمایه‌اش اختلاف و کشمکش باشد جذاب‌تر است. بالاخره کشمکش یکی از ارزش‌های خبری است. شاید آش ما زیادی شور شده باشد. البته شما گفتید که این موضوعی جهانی است و مختص ایران نیست.

 بله دقیقاً چنین است. همان‌طور که گفتید ارزش خبری کشمکش، اختلاف و درگیری در همه جای دنیا ارزش خبری غالب است و نتیجه این است که شما همیشه جنگ را بیشتر از صلح در کل رسانه‌های دنیا می‌بینید. جنگ از یک جنبه خیلی مهم است و جزو اولویت‌های همه رسانه‌ها هم هست، به این دلیل که با حیات و جان و زندگی انسان‌ها سروکار دارد اما اینکه جنگ چگونه بازنمایی می‌شود و چه چهره‌ای از جنگ نمایش داده می‌شود و چقدر جنگ تقبیح می‌شود و چقدر صلح تقدیس می‌شود، مهم است. در بسیاری از رسانه‌ها عملاً به جنگ و خشونت مشروعیت داده می‌شود و ارزش‌های صلح و مدارا مورد کم‌توجهی و غفلت قرار می‌گیرد. این را در ابعاد کوچک‌تر می‌آورم. در جامعه خودمان، اگر رسانه‌ها را از صبح تا شب رصد کنیم چه محتوایی بر آنها غالب است؟ قبول دارم که رسانه‌ها به نوعی صدای جامعه خود را بازتاب می‌دهند و واقعیت‌های جامعه را روایت می‌کنند و بنابراین در جامعه‌ای که کشمکش و درگیری و جدال سیاسی غلبه دارد، رنگ غالب رسانه‌ها هم همین خواهد بود اما در کنار این بازتاب دادن‌ها، به نظر من رسانه‌ها می‌توانند و باید مسیری را انتخاب کنند و راهی را بروند که به توسعه تفاهم اجتماعی کمک کند. به این معنا که نشان دهند مردم ما از خشونت، از جدال‌های بی‌پایان سیاسی، از تسویه‌حساب‌های شخصی، از غرض‌ورزی‌هایی که لطمه آن به منافع ملی و تک‌تک مردم وارد می‌شود خسته شده‌اند. آنها نباید گفتمان‌های تند و پرخاشگرانه و جنجال‌برانگیز را برجسته کنند و اجازه میدان‌داری به این گفتمان‌ها بدهند. برعکس باید به گفتمان‌های موجد همدلی و مدارا مجال عرضه شدن بدهند. یعنی باید حرکتی علیه برخی ارزش‌های مسلط و جاری صورت بگیرد؛ چه در ایران و چه در جهان. در جامعه ما که به خصوص در سال‌های اخیر جدال‌های سیاسی بالا گرفته، تسویه‌حساب‌ها شدت گرفته و برخوردهای مغرضانه پررنگ شده، به نظرم این نقش رسانه‌ها باید مدیریت شود.

   اگر بخواهم برای حرف‌های شما مصداقی پیدا کنم، انگلستان مصداق خوبی است. گاردین نسبت به نشریه‌ای مثل سان جذابیت کمتری دارد. سان نزدیک چهار میلیون تیراژ دارد و بارها هم صحبت از حمله و جنگ به خاورمیانه می‌کند و در مقابل گاردین منطقی‌تر است اما نیم میلیون هم تیراژ ندارد. در امریکا هم همین است. در ایران هم دعوا‌ها، کشمکش‌ها و زد و خورد‌ها، ارزش خبری غالب است. مثلاً در مورد مسأله خلیج فارس برخی از مطبوعات ما از آن سوی بام افتادند و نسبت به اعراب با ادبیات تنفرزا تولید محتوا کردند. سؤال من این است که انگار این روند طبیعی است و کاری نمی‌شود کرد. تقلای بیهوده نسبت به یک امری که حتمی است. اگر بخواهم در مطبوعات کار کنم باید به این شرایط تن بدهم وگرنه از دور خارج می‌شوم و حاشیه‌نشین می‌شوم. این‌طور نیست؟

 درست است. گفتمان و جریان غالب این است و هر کسی که بخواهد در مقابل این جریان قرار بگیرد باید هزینه مادی یا معنوی آن را بدهد. اما آن طرف قضیه هم بخش روشنفکری جامعه قرار دارد؛ روشنفکری به مفهوم تعهد به منافع ملی و مسؤولیت‌های اجتماعی. بالاخره وظیفه‌‌ای وجود دارد. حتی اگر فریاد به جایی نرسد و انتقاد و اعتراض مستقیماً در سطح وسیعی تأثیرگذار نباشد، اما باید در گفتمان غالب خلل و تردید ایجاد کرد تا آن گفتمان، روزبه‌روز مسلط‌تر و قوی‌تر نشود. مردم باید ببینند که غیر از این گفتمان غالب، خرده‌گفتمان‌های دیگری هم وجود دارد که در صورت تقویت می‌توانند آرامش و مدارا را به جامعه برگردانند و تحمل را بالا ببرند. متأسفم که وقتی به برخی مطبوعات و خبرگزاری‌ها نگاه می‌کنیم با اینکه همه دارند نقل قول می‌کنند، اما پر از تهمت و افترا و فحاشی هستند. در شرایط عادی هر کدام از اینها جرم قابل پیگرد است، اما آب از آب تکان نمی‌خورد و هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

  از تقویت خرده‌گفتمان‌ها گفتید. این تقویت چگونه باید اتفاق بیافتد؟

 اینکه بپذیریم نیاز جامعه ما تقویت هم‌زیستی، مدارا و تفاهم است و نه تشدید اختلاف و کینه و نفاق و تفرقه، نیاز به تفاهم و عزم ملی دارد. به نظر من ضرورت این اصل به عنوان یک اصل فرهنگی و انسانی و اخلاقی، نیازی به اثبات ندارد. معتقدم که نظام ارتباطی و رسانه‌ای ما به ویژه مطبوعات و برخی از خبرگزاری‌ها، در این زمینه مسؤولیت مضاعف دارند. در اینجا برمی‌گردیم به حوزه تخصصی شما یعنی مدیریت ارتباطات و رسانه‌ها. باید پذیرفت فضای رسانه‌ای ما باید آشتی‌جویانه شود و خشونت، هتاکی، تهمت و فحاشی و گفتمان‌های خشونت‌مدار، بایکوت و تحریم شود و برعکس، به گفتمان‌های مهرورزانه و عطوفت‌مدار بیشتر میدان داد. این نه به معنای بها دادن به احساسات در قبال عقلانیت است که اتفاقاً عقلانیت حکم می‌کند تنش‌ها، تضاد‌ها، برخورد‌ها و دعوا‌ها را به حداقل برسانیم. این نقش رسانه‌هاست که نشان دهند مردم واقعاً آرامش و امنیت روانی می‌خواهند و از این همه جنگ و جدال و درگیری خسته شده‌اند. نگاه کنید در پهنه سیاست، بخش مهم یا اعظم انرژی دولتمردان ما صرف خنثی کردن حملات یکدیگر می‌شود تا صرف سازندگی و پیش‌برد امور کشور.

   بله. همین‌طور است که می‌گویید...

 اجازه می‌خواهم چند نکته را اضافه کنم. ببینید من بیش از 40سال است که در این عرصه نفس می‌کشم و درسش را خوانده‌ام، کار تجربی کرده‌ام و آموزش هم داده‌ام، یعنی سه تجربه توأمان را از سر گذرانده‌ام و حالا دیگر نه توقعی از کسی دارم و نه به دنبال چیزی هستم. فکر می‌کنم وظیفه امثال من است که اگر ناهنجاری و ضعفی می‌بینیم حداقل بیان کنیم که روزی گفته نشود کسانی که تجربه‌ای داشتند، بی‌تفاوت از کنار این قضایا گذشتند. نکته دیگر، کژتابی‌هایی است که در برخی از رسانه‌ها اتفاق می‌افتد: «خبرسازی به جای خبررسانی و تولید واقعیت اجتماعی به جای منعکس کردن و بازتاب دادن آن». بسیاری از سازمان‌ها که ادعای رسانه‌ای‌ بودن دارند عملاً رسانه نیستند، بلکه یک حزب سیاسی و درگیر جنگ قدرت هستند که برای رسیدن به هدف‌های سیاسی تلاش می‌کنند پوشش رسانه‌ای بسازند. به این معناست که به خبرنگار مأموریت داده می‌شود که تو باید فلان خبر و گزارش را برای ما این‌گونه بیاوری و نه اینکه حقیقت را کشف کنی، در حالی‌که مهم‌ترین رسالت روزنامه‌نگار، حداقل به لحاظ نظری، کشف و بیان واقعیت است. نمی‌دانم که در سپهر رسانه‌ای، این نوع رفتار چگونه قابل توجیه است. این بخشی از آفت مدیریت در برخی از رسانه‌های ماست. ناگفته نماند که بسیاری از خبرنگاران واقعاً گناهی ندارند و مجری سیاست‌های مدیریت هستند. نکته دیگر اینکه می‌خواهم در این گفت‌وگو بیشتر به آسیب‌ها و آفت‌ها بپردازم. معتقدم اگر این هشدارها را ندهیم اشتباه  تاریخی مرتکب شده‌ایم. مشکل دیگر این است که اخلاق در جامعه ما در همه عرصه‌ها مظلوم واقع شده و به شدت آسیب دیده است. در بخش اقتصاد شاهد فساد هستید و در عرصه سیاست شاهد جنگ و جدال و تسویه‌حساب‌های سیاسی و در حوزه اجتماعی شاهد پرخاشگری‌ها و حتی مخدوش بودن روابط میان فردی.

می‌خواهم بگویم رسانه‌ها هم واقعیت را بازتاب می‌دهند و هم می‌توانند بر واقعیت‌های اجتماعی تأثیر بگذارند. بحت متن و زمینه‌ متن است که هر دو بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. اخلاق عمومی در جامعه و اخلاق حرفه‌ای تقریباً در اکثر حوزه‌ها به شدت آسیب دیده است. اگر یک مهندس، اخلاق حرفه‌ای را زیر پا بگذارد نهایتاً ممکن است سقف یک خانه بر سر صاحب آن خراب شود یا ضرری اقتصادی وارد کند اما اگر رسانه‌ها اخلاق حرفه‌ای را زیر پا گذاشتند و نادیده گرفتند، آسیب آن به کل جامعه و به کل بشریت برمی‌گردد. دیگر آسیب محدود به اطرافیان نمی‌شود و این فاجعه‌ای است که امروز شاهد آن هستیم. نمی‌خواهم بگویم که این صرفاً امری درون رسانه‌ای است. امری اجتماعی است و در آن شکی نیست اما می‌خواهم بگویم که مدیران و مدیریت رسانه‌های ما هم در این زمینه نقش دارند. وقتی می‌شنوم که برخی مدیران رسانه‌ها، خبرنگاران‌شان را نه تنها منع نمی‌کنند که گاه به رابطه مالی و بده‌بستان با منابع خبری تشویق هم می‌کنند، متأسف می‌شوم. آنها خودشان فضا، زمان و صفحه به سازمان‌های مختلف می‌فروشند و این اتفاق در رادیو و تلویزیون هم می‌افتد. در تلویزیون سریال‌ها و برنامه‌هایی ساخته می‌شود که به اسم برنامه تولیدی به خورد مخاطب داده می‌شود در حالی که سراسر این سریال آگهی است و تلویزیون وجوه کلانی را بابت آن دریافت کرده است. این امر خلاف اصول اخلاق حرفه‌ای و تجاوز به حقوق مخاطب و مصرف‌کننده رسانه است. جعل و تحریف و برچسب زدن در بخشی از مطبوعات و خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری ما بیداد می‌کند. به نظر من اینها آفت‌هایی هستند که جامعه ما را از درون تهدید می‌کنند. عامل اصلی این اتفاقات را هم سیاسی‌کاری می‌دانم. بسیاری از ما، مردمی شده‌ایم منفعت‌طلب که سود و منافع شخصی را به منافع جمع ترجیح می‌دهیم. مردمی شده‌ایم که نه ارزش‌ها و هنجارهای دینی‌مان را پاس می‌داریم و نه حتی آن ارزش‌هایی را که در بسیاری از جوامع سکولار، چه به عنوان اخلاق و چه به عنوان قانون به آن پایبند هستند، رعایت می‌کنیم.

   صحبت از ارتباطات فریب‌کارانه و ساخت و تولید محتوای غیرواقعی کردید و ناهنجاری‌های دیگر. این یعنی اینکه کارمان تمام است و به بن‌بست رسیدیم و کاری نمی‌شود کرد؟

 نه اصلاً بدبین نیستم. خوش‌بینی کاذب هم ندارم و این برمی‌گردد به‌‌ همان سؤالی که پرسیدید. این جو غالب است، حالا می‌توان کاری کرد یا نه؟ معتقدم هم به صورت فردی و هم به صورت نهادی می‌شود کاری کرد. همه کسانی که این درد را حس می‌کنند و همه مصلحان و خیراندیشان و خیرخواهان باید اینها را بیان و مطرح کنند و به میدان بیایند، به این منظور که زبان ما زبان نرم‌تری شود و زبان منطق و استدلال جای زبان پرخاشگری و برچسب‌زنی را بگیرد. در کشورهای در حال توسعه که به آنها جوامع در حال گذار هم گفته می‌شود، چون همیشه در تب و تاب و غلیان و تغییر مدام هستند، همه بخش‌های جامعه عصبی‌اند و نگران از دست رفتن ارزش‌های خود. به همین دلیل مدام به گروه‌هایی که فکر می‌کنند ارزش‌های مورد نظرشان را تهدید می‌کنند حمله و پرخاش می‌کنند و با زبان تند می‌خواهند حملات را دفع کنند، در حالی که زبان تند، پاسخ تند را هم به دنبال دارد و این چرخه معیوب مدام تکرار و تشدید می‌شود. اگر دولت با رسانه‌ها تند رفتار کند خواه‌ناخواه واکنش رسانه‌ها هم تند خواهد بود و بالعکس. رسانه‌هایی که تهمت بزنند، تحریف کنند و دروغ بگویند، هم روی‌گردانی مخاطب را شاهد خواهند بود و هم حرف‌های تند طرف مقابل‌شان را. به نظر من مهم‌ترین نقش رسانه‌های امروز این است که آرامش، تفاهم، همدلی و انسانی زندگی کردن را ترویج کنند. ممکن است حرف من خیلی آرمانی به نظر برسد اما اگر این آرمان‌ها گفته نشود، ما و همه جوامع بشری در مسیر قهقرا پیش خواهیم رفت. به نظر من این حرف‌ها آرمانی نیست و دست‌یافتنی است، منتها باید عزم و تلاش ملی صورت گیرد و همین‌طور تلاش جهانی. یادم می‌‌آید سال‌ها پیش اواخر دهه ۷۰ یا اوایل ۸۰ مقاله‌ای نوشتم برای کنفرانس ائتلاف برای صلح که توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی در ایران برگزار شد. من در آنجا بحث روزنامه‌نگاری و گزارشگری صلح را مطرح کردم. مقاله‌ای ارائه کردم که در مجله رسانه چاپ شد. این را گفتم که بیایید ارزش‌های خبری تازه‌ای را تعریف کنیم و به نوعی رسانه‌ها را متقاعد کنیم که تا این حد به ارزش‌های منفی و کشمکش‌مدار بها ندهند. بشریت نیاز دارد که در صلح و صفا و آرامش زندگی کند. ما در یک جامعه عصبی محال است بتوانیم توفیق پیدا کنیم.

   نشستند ارزش‌ها را تعریف کنند یا خیر؟

 نه، مثل همه سمینارهای دیگر نشستند و گفتند و برخاستند.

   این چرخه معیوب را کجا می‌شود متوقف کرد؟ نهاد‌های دولتی و پایین‌دستی به هم پاسخ می‌دهند و این چرخه تکرار می‌شود و هر کس فکر می‌کند که اگر پاسخ طرف مقابلم را ندهم حقم خورده می‌شود. حتی در سینما فیلم‌هایی می‌سازیم که می‌گوید اگر بره باشی تو را می‌خورند، پس گرگ باش! این چرخه کجا متوقف می‌شود؟ از مردم انتظار داشته باشیم؟ از تولیدکننده‌های محتوا یا از کسان دیگر؟

 مسلماً یک بخش جامعه نمی‌تواند در تغییر این وضعیت حرف آخر را بزند. این نیاز به عزم و اراده ملی دارد و به نظر من، گرچه باید از عرصه سیاست شروع شود اما رسانه‌ها می‌توانند عرصه سیاست را هم متقاعد کنند که به گفتمان جدیدی روی بیاورد و گفتمان تنازع‌محور را به گفتمان تفاهم‌محور تبدیل کند. ما از این فرسایش‌ها هیچ‌گاه سود نخواهیم برد. انرژی‌ها، زمان‌ها و منابع به شدت در لای چرخ‌دنده‌های تنازعات در حال فرسوده شدن هستند و اخلاق چیزی متعلق به تاریخ می‌شود. می‌دانیم در غرب، زمانی که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در اواخر قرن نوزدهم متولد شد و اوایل قرن بیستم تکوین پیدا کرد، همزاد روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، اصول اخلاق حرفه‌ای نیز شکل گرفت. این به این معناست که حتی خود روزنامه‌نگاران می‌دانستند که گفتمان یعنی قدرت، و رسانه‌ها عنان گفتمان یعنی قدرت را در اختیار دارند و اگر عوامل مهارکننده‌ای وجود نداشته باشد، می‌تواند به حقوق عمومی مردم و به مصلحت اجتماعی خلل و خدشه وارد کند. بنابراین میثاق اخلاق حرفه‌ای را به عنوان یک مکانیسم نظارتی و کنترلی طراحی کردند. این در همه عرصه‌ها صادق است و این مشکل فقط مشکل جامعه ارتباطی و روزنامه‌نگاری نیست. شما این را در پزشکی و مهندسی و معماری و صنف لوازم خانگی هم می‌بینید. در همه عرصه‌هاست، اما چون رسانه‌ها گفتمان سازند و این گفتمان‌ها هستند که بر شرایط اجتماعی تأثیر می‌گذارند طبیعتاً آنها را می‌شود پیشگام در نظر گرفت اما بدون مساعدت عرصه سیاست، به خصوص و بدون مساعدت نهادهای مدنی، نمی‌شود انتظار توفیق چشمگیری داشت.

 ... ادامه: اینجا

کد: 614
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  • مهم‌ترین رسالت امروز رسانه‌ها تقویت تفاهم اجتماعی است
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

 

گفتگو های ویژه

گفتگو با حمید بقایی

 گفتگو با هاشمی رفسنجانی

‌گفتگو ‌با‌ سید محمد حسینی

 گفتگو با کمال خرازی

 گفتگو با محسن رضایی

 گفتگو با حسین توفیق

 گفتگو با مهدی کلهر

 گفتگو با فاطمه طباطبایی

 گفتگو با منوچهر متکی

گفتگو با حسن خجسته

گفتگو با محمد حسین صوفی

گفتگو با معصومه ابتکار

گفتگو با باقر لاريجاني 

گفتگو با کاظم معتمد نژاد

گفتگو با جواد شمقدری

گفتگو با محمد جعفر محمد زاده

گفتگو با مسعود جزایری

گفتگو با رامین مهمانپرست

گفتگو با محمد هاشمی

گفتگو با احمد مسجد جامعی

گفتگو با سعید رضا عاملی

گفتگو با رضا تقی پور

گفتگو با علیرضا کریمی

گفتگو با صابر فیضی

گفتگو با پدرام پاک آیین

گفتگو با یحیی کمالی‌پور

گفتگو با مهدی محسنیان‌راد

گفتگو با محمد جواد آقاجری

گفتگو با شهیندخت خوارزمی

گفتگو با‌علی‌اصغر‌شعردوست

گفتگو با باقر ساروخانی

گفتگو با علی اکبر جلالی

گفتگو با یونس شکر خواه

گفتگو با حسام الدین بیان

گفتگو با حسام الدین آشنا

 گفتگو با حسین انتظامی

 گفتگو با خلیف کدیه موسی

گفتگو با محمد سلطانی‌فر

گفتگو با پدرام پاک آیین

گفتگو با عفت مرعشی

گفتگو با امیر خوراکیان

گفتگو با علی معلم

گفتگو با رضا سجادی

گفتگو با محسن گودرزی

گفتگو با اسحاق صلاحی

گفتگو با محمدرضا عارف

گفتگو با سیداحمد معتمدی

گفتگو با  علی زارعی‌نجفدری

گفتگو با سید محمد غرضی

گفتگو با حسن نمکدوست

گفتگو با محمد‌رضا صادق

گفتگو با محمد سلیمانی

گفتگو با علی‌اکبر فرهنگی

گفتگو با مسعود کوثری

گفتگو با کامبیز نوروزی

گفتگو با بهمن نامور‌مطلق

گفتگو با سیدرضا صالحی امیری

گفتگو با مجید رضاییان



  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH