|  ورود به سايت  |  1397/08/26

                 
آرشیو شماره‌های گذشته

 شماره102 آبان 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره101 مهر 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره100  شهريور 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره99 مرداد 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره98 تير 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره97 خرداد 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره96  ارديبهشت 1397 همراه با متن کامل مطالب
 شماره95 فروردين 1397 همراه با متن کامل مطالب

 شماره94  اسفند 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره93  بهمن 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره92  دی 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره91  آذر 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره90  آبان 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره89 مهر 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره88 شهريور 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره87 مرداد 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره86 تير 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره85 خرداد 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره84 ارديبهشت 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره83 فروردين 1396 همراه با متن کامل مطالب
 شماره82 اسفند 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره81 بهمن 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره80 دي 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره79 آذر 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره78 آبان 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره77 مهر 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره76 شهريور 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره75 مرداد 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره74 تير 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره73 خرداد 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره72 اردیبهشت 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره71 فروردین 1395 همراه با متن کامل مطالب
 شماره70 اسفند 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره69 بهمن 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره68 دی 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره67 آذر 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره66 آبان 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره65 مهر 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره64 شهريور 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره63 مرداد 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره62 تير 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره61 خرداد 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره60 ارديبهشت 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره59 فروردین 1394 همراه با متن کامل مطالب
 شماره58 اسفند 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره57 بهمن 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره56 دي 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره55 آذر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره54 آبان 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره53 مهر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره52 شهریور1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره51 مرداد  1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره50 تیر 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره49 خرداد 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره48 ارديبهشت 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره47 فروردين 1393 همراه با متن کامل مطالب
 شماره46 اسفند 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره45 بهمن 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره44 دي 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره43 آذر 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره42 آبان 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره41 مهر 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره40 شهريور 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره39 مرداد 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره38 تير 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره37 خرداد 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره36 ارديبهشت 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره35 فروردي 1392 همراه با متن کامل مطالب
 شماره34  اسفند 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره33  بهمن 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره32  آبان 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره31  آذر 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره30 آبان 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره29  مهر 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره28  شهريور 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره27  مرداد 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره26 تير 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره25  خرداد 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره24  ارديبهشت 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره23 فروردين 1391 همراه با متن کامل مطالب
 شماره22 اسفند 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره21  بهمن 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره20  دي 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره19  آذر 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره18  آبان 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره17 مهر 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره16 شهريور 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره15 مرداد 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره14 تير 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره13 خرداد 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره12  ارديبهشت 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره11  فروردين 1390 همراه با متن کامل مطالب
 شماره10  اسفند 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره9  بهمن 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره8  دي 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره7  آذر 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره6  آبان 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره5  مهر 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره4 شهريور 1389  همراه با متن کامل مطالب
 شماره3  مرداد 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره2  تير 1389 همراه با متن کامل مطالب
 شماره1  خرداد 1389 همراه با متن کامل مطالب

 چاپ   

آخرین اخبار
تاریخ: 1393/09/09 نظرات: 0 نظر نمایش: 1908 مرتبه تعداد امتیاز: 7   (Article Rating)
محمدابراهیم رنجبر امیری از 76 سال روزنامه‌فروشی‌اش می‌گوید

محمدابراهیم رنجبر امیری از 76 سال روزنامه‌فروشی‌اش می‌گوید

مدیریت ارتباطات(ما) آن لاین- «محمدابراهیم رنجبر امیری» اکنون قدیمی‌ترین روزنامه‌فروش کشور است. از 9 سالگی که به تهران آمد، روزنامه‌فروشی را به واسطه همسایه‌های روزنامه‌فروش‌شان آغاز کرد و این روزها هنوز هم با عشقی وصف ناشدنی از شغل و حرفه‌اش می‌گوید. جلال رفیع، نویسنده و حقوقدان از او به عنوان موزه زنده مطبوعات ایران نام می‌برد.

در پنجاه‌وپنجمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، گفت‌وگوی ساره گودرزی با رنجبری منتشر شده است. به همین بهانه سه مطلب ذیل را می‌توانید در ارتباط با این موضوع مطالعه کنید:

 

·          گذری بر کتاب «خاطرات یک روزنامه‌فروش»/ همه‌چیز از امامزاده هشت گنبد تا ماجرای مفقود شدن فرخ شاد لیستر به قلم محمدرضا وحیدی

·         حافظه شگفت پيرمرد به قلم فتح‌الله جوادی آملی، سردبیر اطلاعات هفتگی

·         به مناسبت انتشار خاطرات یک روزنامه‌فروش/ پیشینه پخش‌گری و فروشندگی مطبوعات به قلم سید فرید قاسمی، پژوهشگر مطبوعات

بخش‌هایی از این گفت‌وگو را می‌خوانید. تهیه و مطالعه متن کامل از اینجا.

 

 

 

 به یاد دارید نخستین روزنامه‌فروشی که کار می‌کردید، کجا بود؟

چهارراه لاله‌زار اسلامبول. آن موقع 9 ساله بودم و تازه با 2 برادر روزنامه‌فروش کار خود را شروع کرده بودم.

 9 سالگی و روزنامه‌فروشی؟ چطور شد که سر و کارتان به روزنامه‌فروشی افتاد؟

من تازه از دست زن بابا در امیرکلای بابل به تهران فرار کرده بودم. آن موقع‌ها امیرکلا در چهار کیلومتری بابل قرار داشت و الان به هم چسبیده‌اند. وقتی به تهران رسیدم دو ماهی در این شهر سرگردان بودم تا توانستم مادرم را پیدا کنم. آن موقع‌ها تهران مثل حالا نبود که ابتدا و انتهایش مشخص نباشد، یک سو لاله‌زار و دروازه یوسف‌آباد و از بالا هم دوراهی یوسف‌آباد بود که الان به میدان سیدجمال‌الدین اسدآبادی معروف است. در قدیم بالای این میدان یک آسیاب بود که به آسیاب گاومیشی معروف بود. ما از لاله‌زار به همراه چند نفر از دوستانم پیاده می‌رفتیم و آب‌تنی می‌کردیم. یوسف‌آباد یک قریه کوچک بود و از آنجا تا ونک بیابان بود.

.

.

.

 

 

 

 آن زمان رسم بر این بود که تیترهای پرکشش را داد می‌زدند. جذاب‌ترین تیتری که داد زدید را به یاد می‌آورید؟

معمولاً اخبار جنگ و حوادث بیشترین طرفدار را داشت و به همین دلیل اغلب تیتر آنها را داد می‌زدم. در برخی برهه‌ها اخبار جنگ پررنگ‌تر بود مثل حمله هیتلر به ترکیه و روسیه.

 در این میان مردم به سمت کدام اخبار بیشتر کشش داشتند؟

عده‌ای نظامی بودند که همیشه به سراغ اخبار جنگ می‌آمدند اما عموم مردم زمانی که تیتر خبر حوادث و قتل‌ها را داد می‌زدیم، روزنامه را می‌خریدند و می‌خواندند تا بدانند چه اتفاقی افتاده است. مثلاً یک روز رئیس کلانتری میدان سپه را یک گردن‌کلفت کشته بود. جریان از این قرار بود که رئیس کلانتری او را دستگیر کرده بود و در راه کلانتری، مرد از او پرسیده بود که مرا کجا می‌بری و او هم گفته بود که می‌برمت کلانتری. آن گردن‌کلفت لات هم در ماشین چاقویش را درمی‌آورد و سر رئیس کلانتری را می‌برد که ازجمله خبرهای جنجالی آن زمان بود که خیلی سر و صدا کرد طوری که تا دو ماه این خبر و حواشی آن تیتر یک روزنامه‌ها بود.

 خودتان قبل از اینکه روزنامه‌ها را بفروشید، اخبار آن را می‌خواندید؟

من سواد زیادی نداشتم. وقتی شمال بودم تا کلاس دوم ابتدایی درس خواندم و قبل از اینکه به تهران بیایم یک ماهی کلاس سوم را خوانده بودم اما می‌توانستم خبرها را بخوانم. هر وقت بیکار می‌شدم داستان‌های مجله اطلاعات هفتگی را مطالعه می‌کردم. سال 1330، امتحان دادم و گواهی‌نامه ششم ابتدایی را گرفتم و پس از آن هم تا مقطع دیپلم درسم را ادامه دادم اما متأسفانه روزی که امتحان ریاضی داشتیم روزی بود که در وزارت دارایی استخدام شده و سرپرست ابلاغ شده بودم و نتوانستم سر جلسه امتحان بروم و نشد دیپلم بگیرم.

.

.

.

 برای اغلب خاطره‌هایی که در کتاب آورده‌اید، پایانی شگفت‌انگیز انتخاب کرده‌اید، مثل داستان جن که خواننده در پایان دچار نوعی تعلیق می‌شود و نمی‌داند موضوع واقعیت داشته یا نه. عمداً این کار را انجام داده‌اید؟

واقعیت را گفته‌ام. آن موقع‌ها در خیابان غیاثی (آیت‌الله سعیدی) درجه‌دار گارد شاهنشاهی خانه داشت. آنجا در قدیم حالت بیابانی داشت. وقتی شیر را باز می‌کردند صدای ناله‌ای می‌آمد که بین اهالی شایعه شده بود صدای جن‌هاست. البته واقعیت‌ها و خاطره‌های دیگری را هم داشتم و دارم که در کتاب‌های بعدی‌ام حتماً به آنها اشاره می‌کنم، مثل شرخری که نزول‌خوار بود و وقتی فوت کرد، حدود 2هزار خانه در شهر مشهد داشت و در خیابان غیاثی و میدان خراسان هم خانه‌های زیادی داشت. وقتی بانک بازرگانی (تجارت) به تازگی تأسیس شده بود، شعبه‌ای از آن در میدان خراسان راه‌اندازی شده بود. در آن زمان این مرد حدود 100 میلیون تومان در آن بانک گذاشته بود و آنها به افتخارش جشنی برپا کرده بودند. او هم لباس مندرسی با گیوه قدیمی پوشیده بود و وقتی می‌خواست داخل جشن شود، نگهبان جلوی او را گرفت و نگذاشت داخل شود. او در پاسخ نگهبان چیزی نگفت و کمی بعد به مغازه خواروبارفروشی‌ای که به او بدهکار بود رفت. پشت دخل نشست و یک چک 10 میلیون تومانی کشید و به شاگرد مغازه داد تا یک گونی پول را برایش بیاورد و از او خواست به هیچ‌کس نگوید که کجا نشسته است. حالا فکر کنید ساعت 4 بعدازظهر بود و همه منتظر حضور این مرد بودند. رئیس بانک با تعجب پول را به شاگرد داد و سراغ مرد را گرفت اما شاگرد پاسخی نداد. کمی بعد چک بالاتری کشید و دوباره به بانک رفت. بار دوم رئیس و هیأت مدیره بانک دیگر شاگرد را رها نکردند و همگی به مغازه آمدند و با سلام و صلوات او را به مراسم بردند و همان نگهبانی که او را به بانک راه نداده بود وادار کردند، مرد را روی دوش‌هایش بنشاند و به داخل بانک ببرد. فردی که اگر او را می‌دیدی، به او کمک هم می‌کردی.

 درست است می‌گویند شما قدیمی‌ترین روزنامه‌فروش کشور هستید؟

از من قدیمی‌تر هم بودند اما به رحمت خدا رفته‌اند. اکنون من قدیمی‌ترین روزنامه‌فروش هستم. حدود یک سال و نیم با برادران روزنامه‌فروش همسایه کار می‌کردم و پس از آن با وجود سختی‌های فراوان در گوشه خیابان‌های مختلف بساط می‌کردم. چون جثه کوچکی داشتم خیلی‌ها مرا اذیت می‌کردند و بارها کتک خوردم اما گلیمم را از آب بیرون کشیدم و توانستم کارم را ادامه بدهم. سال‌ها بعد وقتی ازدواج کردم زمینه استخدامم در اداره دارایی فراهم شد اما من باید با 240 تومان یک خانواده سه نفره را اداره می‌کردم. قبل از اینکه دارایی بروم بعدازظهرها از ساعت 2 در روزنامه‌ها کار می‌کردم، مثلاً برای روزنامه‌های صبح امروز، فرمان و ملیون به خبرگزاری پارس می‌رفتم، بولتن اخبار را می‌گرفتم به سردبیر می‌دادم و تا ساعت 10 شب، کارهای سرپایی را انجام می‌دادم.

.

.

.

 کمی درباره خانواده و فرزندان‌تان بگویید. شنیده‌ام فرزندان تحصیل‌کرده‌ای دارید؟

بله. شش فرزند دارم؛ سه دختر و سه پسر. حمید پسر بزرگم پزشک است و در آلمان زندگی می‌کند. پسر دیگرم محمد، میکروبیولوژی خوانده است. پسر کوچک‌ترم مهندس راه و ساختمان است که او هم در آلمان زندگی می‌کند. دخترانم هم همه ازدواج کرده‌اند و سر خانه و زندگی خود هستند و هفت نوه هم دارم.

 

پنجاه‌وپنجمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات در 84 صفحه تمام رنگی به قیمت 10 هزار تومان از کیوسک‌های مطبوعاتی قابل خریداری است.

همچنین علاقه‌مندان می‌توانند این ماهنامه را توسط نرم‌افزار «برگ» (کیوسک الکترونیکی مطبوعات) بر روی گوشی‌ها و تبلت‌های دارای سیستم عامل اندروید خریداری کرده و مطالعه کنند. نرم‌افزار اندرویدی «برگ» از نشانی http://barg.asr24.com    یا  cando.asr24.com  قابل دریافت است.

آرشیو کامل ماهنامه مدیریت ارتباطات از نشانی http://www.magiran.com/cmmagazine  قابل تهیه و مطالعه است. این ماهنامه از طریق سایت http://www.prshop.ir   نیز برای درخواست‌کنندگان، ارسال می‌شود.

 

 

کد: 642
نویسنده خبر: ماهنامه مدیریت ارتباطات
 
تصاویر مرتبط
  • محمدابراهیم رنجبر امیری از 76 سال روزنامه‌فروشی‌اش می‌گوید
  • محمدابراهیم رنجبر امیری از 76 سال روزنامه‌فروشی‌اش می‌گوید
  • محمدابراهیم رنجبر امیری از 76 سال روزنامه‌فروشی‌اش می‌گوید
امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:


چاپ  

 

گفتگو های ویژه

گفتگو با حمید بقایی

 گفتگو با هاشمی رفسنجانی

‌گفتگو ‌با‌ سید محمد حسینی

 گفتگو با کمال خرازی

 گفتگو با محسن رضایی

 گفتگو با حسین توفیق

 گفتگو با مهدی کلهر

 گفتگو با فاطمه طباطبایی

 گفتگو با منوچهر متکی

گفتگو با حسن خجسته

گفتگو با محمد حسین صوفی

گفتگو با معصومه ابتکار

گفتگو با باقر لاريجاني 

گفتگو با کاظم معتمد نژاد

گفتگو با جواد شمقدری

گفتگو با محمد جعفر محمد زاده

گفتگو با مسعود جزایری

گفتگو با رامین مهمانپرست

گفتگو با محمد هاشمی

گفتگو با احمد مسجد جامعی

گفتگو با سعید رضا عاملی

گفتگو با رضا تقی پور

گفتگو با علیرضا کریمی

گفتگو با صابر فیضی

گفتگو با پدرام پاک آیین

گفتگو با یحیی کمالی‌پور

گفتگو با مهدی محسنیان‌راد

گفتگو با محمد جواد آقاجری

گفتگو با شهیندخت خوارزمی

گفتگو با‌علی‌اصغر‌شعردوست

گفتگو با باقر ساروخانی

گفتگو با علی اکبر جلالی

گفتگو با یونس شکر خواه

گفتگو با حسام الدین بیان

گفتگو با حسام الدین آشنا

 گفتگو با حسین انتظامی

 گفتگو با خلیف کدیه موسی

گفتگو با محمد سلطانی‌فر

گفتگو با پدرام پاک آیین

گفتگو با عفت مرعشی

گفتگو با امیر خوراکیان

گفتگو با علی معلم

گفتگو با رضا سجادی

گفتگو با محسن گودرزی

گفتگو با اسحاق صلاحی

گفتگو با محمدرضا عارف

گفتگو با سیداحمد معتمدی

گفتگو با  علی زارعی‌نجفدری

گفتگو با سید محمد غرضی

گفتگو با حسن نمکدوست

گفتگو با محمد‌رضا صادق

گفتگو با محمد سلیمانی

گفتگو با علی‌اکبر فرهنگی

گفتگو با مسعود کوثری

گفتگو با کامبیز نوروزی

گفتگو با بهمن نامور‌مطلق

گفتگو با سیدرضا صالحی امیری

گفتگو با مجید رضاییان



  Copyright 2009-2012 by cmmagazine Design & Support: 7TABLIGH