چطور مخاطب باید به جای شبکههای رسمی رادیو و تلویزیونی و مطبوعاتی، به سراغ شبکههای اینترنتی برود؟ برای این کار یک روش، بیاعتماد کردن افراد به سخنان و تصاویر آن شبکههاست و یک روش دیگر، ارائۀ محتوا در قالبها و بهصورتهایی است که افراد بیشتر به آن علاقهمند هستند.
برای نمونه یک شبکۀ رسمی باید خبر یک حادثه را در قالبهای خاصی و گاه حتی با زبان و واژگان خاصی و با رفتار مشابهی از طرف گوینده عرضه کند. اما یک شبکۀ اینترنتی میتواند همان خبر را در قالبهای شکلی کاملاً متفاوتی؛ مثلاً با طنز، با استفاده از کارتون یا شکلکهای تصویری، فیلمهای قدیمی و رفتار دوستانه و شوخیهای مجری ارائه دهد؛ بنابراین برای بسیاری از جوانان این شیوه مطبوعتر است.
شکی نیست که دولتها تلاش خواهند کرد از طریق سوءاستفاده از همۀ ابزارها؛ از علم و تحصیلات و رسانهها گرفته تا دخالت در شبکههای مجازی و هوش مصنوعی موتورهای جستوجو و شبکههای اجتماعی، سیستم را کنترل و در آن دست بالا را داشته باشند.
اما فراموش نکنیم که تا همین امروز نیز دلیل آنکه مردم عادی به شبکۀ اینترنت و چنین گسترهای از اطلاعات دسترسی دارند، آن است که جوانان و دانش و هوش آنها، مثلاً در میان مهندسان فناوریهای جدید، اجازه ندادند دولتها بتوانند چنین فناوریهایی را از مردم دریغ کنند. در آینده نیز چنین خواهد بود.
🗞 مطلبی که خواندید بخشهایی از گفتوگویی با عنوان «تحدیدکنندگان در نهایت بازندهاند» است که در شماره ۱۵۹ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.


















