زمان شنیدن مردم
سیاستِ اتصال
بحران خاموش روابط عمومی ایران
مدیران آیندهساز، رابطه میسازند؛ سرمایه عاطفی، مزیت پنهان سازمانها
آیا دیپلماسی دیجیتال میتواند از کشورهای کوچک، بازیگران بزرگ بسازد؟
بحران تازه «نابینایی ارتباطی»
انزوای اجتماعی، پیامد روانی آموزش مجازی
چگونه طرحواره «شاگرداولی» به بحران معنا در نظام آموزشی تبدیل شد؟
جنگها و بحرانهای یک سال اخیر، بار دیگر یک واقعیت مهم را پیش روی همهٔ ما قرار دادند؛ اینکه در لحظههای خطر، بزرگترین سرمایهٔ هر کشوری نه تجهیزات نظامی، نه منابع اقتصادی و نه شعارهای سیاسی، بلکه مردم آن کشور هستند.
ماهیت وسواسگونه و تبدیلشدن تولید دانش به فانتزی مورد علاقۀ نخبگان برای پسزدن امر متفاوت یا مواجهه با کمبود، در دهههای ۵۰ و ۶۰ در ایران به اوج خود رسید.
نظم بینالمللی در میانۀ یک گسست بنیادین قرار دارد که نهفقط موازنۀ قدرت مادی، بلکه زیرساختهای معرفتی و بوروکراتیک کنش دیپلماتیک را بازتعریف کرده است.
مدرسه فقط مکانی برای یادگیری مفاهیم دانشی نیست؛ فضایی است که در آن کودکان و نوجوانان خود را در نسبتهایی که با دیگران برقرار میکنند، کشف میکنند، دوستی میآموزند، مسئولیت را تجربه میکنند و نخستین گامهای ورود به زندگی اجتماعی را برمیدارند.
داستان از آنجایی شروع شد که عدهای میانمایه برای توجیه استعداد اندک و همت کوتاهشان شروع کردند به انکار شأن و منزلت آدمحسابیها و فضیلتتراشی برای کوتولهها.
یک دهه پیش، دیپلماسی دیجیتال فقط یک «تجربۀ فانتزی» در حاشیۀ سیاست بود، اما از سال ۲۰۱۷ روایتگر بلوغ این نوزاد دیروز و ابزار قدرتمند امروز است.
اکنون در دوران گذار از «دیپلماسی برای دیجیتال» به سوی «دیجیتالیشدن دیپلماسی» ایستادهایم؛ فرایندی که در آن، پلتفرمها دیگر نه ابزارهای جانبی، بلکه معماران نوین ساختار قدرت هستند.
نیچه معتقد بود که انسان حافظه و تاریخ دارد و گذشته را مدام با خود حمل میکند و اسیر آگاهی تاریخی میشود.
علوم انسانی و کتابخوانی را نمیتوان با معیارهای سودمندی فوری و خروجی مادی سنجید.
در چند سال گذشته، واتساپ ــ در مقام ابزاری که پیونددهندۀ بیش از دو میلیارد کاربر در سراسر جهان است ــ به وسیلهای کارآمد و نوآورانه در عرصۀ «کشورداری» مبدل شده است.
کسانی که مدعی هدایت فکری دیاسپورای سلطنتطلب هستند، از یک دهه و نیم پیش، فرایندی را آغاز کردند تا نوستالژی را به جای تاریخ به مردم عرضه کنند.
من همیشه تکلیفم روشن بوده است. دلم میخواسته روشنفکر باشم؛ به معنای اینکه به جهان طور دیگری نگاه کنم و از هنر سر دربیاورم و نظر صائبی دربارۀ موسیقی و سینما و ادبیات داشته باشم.
هفتۀ روابط عمومی سال ۱۴۰۵ در حالی برگزار میشود که فعالان این حوزه یکی از دشوارترین دورههای حرفهای خود را پشت سر گذاشتهاند.