کتابخوانی، «آزادی درونی» فرد را تضمین میکند، «تفکر انتقادی» را جان میبخشد و «همدلی» را گسترش میدهد، و این همه لازمۀ هر نوع شهروندی دموکراتیک و توسعۀ انسانی پایدارند. علوم انسانی، آثار خود را با تأخیر و به گونهای ناملموس نشان میدهند، ولی در بلندمدت از فروپاشی نهادها، از استبداد، از آلودگی اخلاقی، از بحران هویت و از بیعدالتی جلوگیری میکنند.
متخصصان علوم انسانی ــ چون فیلسوفان، مورخان، جامعهشناسان، پژوهشگران ادبیات و سیاست ــ در کنار دیگر اقشار جامعه حق برخورداری از دسترنج جمع را دارند، ولی در برابر آن بار مسئولیتهای سنگینتری را نیز بر دوش میکشند که از آن میان میتوان از پاسخگویی به این پرسش یاد کرد که چگونه با دانش خود به بهبود تصمیمگیریها و افزایش خرد جمعی یاری رساندهاند. نقدی که گاه بر «کتابخوانان حرفهای» وارد است ــ اگر در جای خود صادق باشد ــ نه نفی ارزش کتابخوانی، بلکه طلب «کاربست مسئولانۀ دانش» است.
کتابخوانی بیعمل و بیتأثیر، ارزش خود را از دست میدهد؛ ولی عمل بیکتابخوانی، عملی با نابینایی یا چشمان بسته و چهبسا ویرانگر است. جامعه هم به مهندسی که پل میسازد نیاز دارد و هم به فیلسوفی که وضوح میبخشد. یکی بیدیگری، به ورطۀ «توسعۀ کور» یا «بحران بیکنشی» سقوط میکند. آن که مهندسی را میستاید و علوم انسانی را مضحکه میخواند، گویی میخواهد با یک بال پرواز کند و این، فقط به سقوط میانجامد.
مهم نیست که چند کتاب خواندهایم یا چه مدرکی داریم. مهم آن است که از خواندن، از اندیشیدن، از نقد کردن و از خدمت به جامعۀ خود دست نکشیم. اگر در گوشهوکنار، صدایی میشنویم که کتابخواندن را «کاری عبث» مینامد، آن صدا را نه با توهین و تحقیر، بلکه با منطق و استدلال و عمل پاسخ دهیم. و مهمترین پاسخ، ساختن جامعهای است که در آن شهروندان آگاه و کتابخوان، خود گواه زنده بر ارزش روشنگری و خرد باشند و نشان دهند جامعهای که کتاب نمیخواند، آیندهای نخواهد داشت. مرگ خِرد، پیشدرآمد مرگ هر تمدن است.
🗞 مطلبی که خواندید بخشهایی از مقالهای با همین عنوان است که در شماره ۱۹۲ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.














