جنگ، جامعه را چندپاره میکند؛ گروهی جان باختهاند، گروهی آواره شدهاند، گروهی از سود جنگ ثروتمند شده و گروهی به فقر مطلق رسیدهاند و گروهی احساس میکنند که به اهدافی دست نیافتهاند. بدون رسانههای مستقل و کارآمد، زخمهای روانی گوناگون بخش بزرگی از مردم هرگز التیام نمییابند.
رسانهها در پساجنگ سه نقش حیاتی ایفا میکنند:
الف) شفافسازی دربارۀ حقیقت جنگ تا آشکار شود که بهراستی چرا جنگ روی داد؟ چه کسانی یا چه نهادهایی در بیرون و درون کشور چه تصمیمهای مهمی گرفتند، چه کسانی سود بردند، چه کسانی زیان دیدند و چه کسانی مجازات شدند یا باید مجازات شوند؟
ب) نظارت بر فرایند بازسازی: تعیین اولویتهای تخصیص منابع مالی و اعتباری، تعیین شایستۀ اولویتهای بازسازی و جلوگیری از فساد در قراردادهای عظیم عمرانی و توزیع کمکهای بینالمللی.
پ) ایجاد فضای گفتوگوی شایستۀ ملی میان قربانیان، بازماندگان، نظامیان و مسئولان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی.
کشورهایی که پس از جنگ، رسانههای خود را آزاد و رقابتی کردهاند (مانند آلمان پس از ۱۹۴۵ یا آفریقای جنوبی پس از آپارتاید)، بسیار زودتر از کشورهایی که رسانه را در انحصار دولتی نگه داشتهاند، به ثبات رسیدند.
صلحی که پس از مذاکرات ایران و آمریکا حاصل میشود، اگر فقط به آتشبس و بازسازی فیزیکی محدود باشد، دوام نخواهد آورد. صلح راستین، در ذهن و باور مردم ساخته میشود، در فضایی که هر کسی میتواند سخن خود را بر زبان راند، به نقد کارکردها و ساختارها بپردازد، پیشنهادهای خود را آزادانه و بهآسانی و با روشهای مناسب عرضه کند و بدون ترس از برچسب «جاسوس» یا «فتنهگر» اشتباه قدرت را به رخ بکشد. رسانههای مستقل، رادیوهای محلی، روزنامههای خصوصی و تلویزیونهای اینترنتی، ابزارهای گفتوگوی ملی هستند.
دولت اگر چنین فضایی را با قوانین شفاف و عادلانه مدیریت کند، نهفقط نفوذ دشمن را کاهش میدهد، بلکه ملتی میسازد که به جای فرار از اخبار، برای حل مشکلات پای رسانهها مینشیند. صاحبان رسانه نیز اگر اخلاق ملی و اخلاق حرفهای را سرلوحۀ کار رسانهای قرار دهند، «آزادی» را چونان ابزاری برای خودنمایی سیاسی به کار نمیبرند، بلکه آن را به «مسئولیتی» برای التیام زخمهای ملی تبدیل میکنند.
🗞این مقاله با عنوان «رسانهها در ایران پساجنگ؛ از انحصار تا تکثر خردمندانه» در شماره ۱۹۳ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.
















