زمان شنیدن مردم
سیاستِ اتصال
بحران خاموش روابط عمومی ایران
مدیران آیندهساز، رابطه میسازند؛ سرمایه عاطفی، مزیت پنهان سازمانها
آیا دیپلماسی دیجیتال میتواند از کشورهای کوچک، بازیگران بزرگ بسازد؟
بحران تازه «نابینایی ارتباطی»
انزوای اجتماعی، پیامد روانی آموزش مجازی
چگونه طرحواره «شاگرداولی» به بحران معنا در نظام آموزشی تبدیل شد؟
جنگها و بحرانهای یک سال اخیر، بار دیگر یک واقعیت مهم را پیش روی همهٔ ما قرار دادند؛ اینکه در لحظههای خطر، بزرگترین سرمایهٔ هر کشوری نه تجهیزات نظامی، نه منابع اقتصادی و نه شعارهای سیاسی، بلکه مردم آن کشور هستند.
آیا زمان آن فرا نرسیده است که «کنشگری شرکتی» را به مثابه یک «نُرم جدید» در دنیای کسبوکار بپذیریم؟
هنگام نوشتن این یادداشت هنوز تصوری از میزان جانباختگان اعتراضاتی که مصادره و به بلوا تبدیل شد، در دسترس نیست.
«آب مایۀ حیات است»، امروز دیگر نه یک شعار، که واقعیتی ملموس و بحرانی است که ایران را درنوردیده است.
موسیقی در ایران پیش و بیش از اینکه به مثابه یک هنر نسبتی با اعتراض داشته باشد، خود یک سوژۀ مورد مناقشه در طول تاریخ بوده که منازعاتی در سطوح مختلف روابط قدرت را نمایندگی کرده است.
در اوایل قرن شانزدهم پاپ ژولیوس دوم به بزرگترین هنرمند پیکرتراش و نقاش آن دوران سفارش ساخت مجسمههایی برای آرامگاه خودش میدهد.
ناصر فکوهی، مردمشناس و نویسنده، از نقش دولتها در کنترل شبکههای اجتماعی میگوید
اساساً ظهور اینترنت و شبکههای اجتماعی مفاهیمی را تغییر دادهاند.
حذف خیابان و جایگزینی آن با بزرگراه کاری بود که در تمامی قرن بیستم توسط کشورهای سرمایهداری و کمونیست در شرق و غرب عالم صورت گرفت و تلاش شد آن آشوب متحرک مابعد هوسمانی بهکلی از میان برداشته شود.
دیگر هیچکس تردیدی ندارد که وارد دنیایی جدید شدهایم و باید خود را با آن تطبیق بدهیم.
اقتصاد توجه به افرادی که خودشیفته و اهل ترویج خویش هستند، پاداش میدهد، زیرا این افراد در جلب توجه، عملکردی عالی دارند.
گفتوگو با بهرام دبیری، نقاش معاصر به مناسبت اهدای آثارش به موزه هنرهای معاصر
یک فرد معمولی، اکنون روزانه بین شش تا هشت ساعت را صرف خیرهشدن به صفحات نمایش میکند. این زمان انباشته، در طول یک عمر به رقمی تکاندهنده، یعنی بیش از ۳۰ سال عمر خالص تبدیل میشود که به جای صرفشدن در دنیای واقعی، پشت شیشۀ دیجیتال میگذرد.