1
سیدعبدالجواد موسوی/ شاعر و نویسنده

در زمانۀ پرهیاهوی فرومایگان

  • کد خبر : 11592
  • 20 خرداد 1405 - 9:12
در زمانۀ پرهیاهوی فرومایگان
داستان از آنجایی شروع شد که عده‌ای میان‌مایه برای توجیه استعداد اندک و همت کوتاه‌شان شروع کردند به انکار شأن و منزلت آدم‌حسابی‌ها و فضیلت‌تراشی برای کوتوله‌ها.

می‌گویند: کسروی چون نتوانست خودش را به مرتبۀ پیامبری برساند، سعی کرد مقام و مرتبۀ پیامبر را پایین بیاورد تا بلکه هم‌رتبۀ او شود. میان‌مایه‌ها در ابتدا نه‌فقط جرئت ابراز وجود نداشتند، بلکه همۀ حواس‌شان را جمع می‌کردند تا مبادا دیگران به سطح سلیقۀ نازل آن‌ها پی ببرند.

میان‌مایه‌ها در منزل با دیدن فیلم هندی و فیلمفارسی از خود بیخود می‌شدند و با شنیدن موسیقی کوچه‌بازاری سرخوش. نهایت درک‌شان از شعر فارسی «بی‌تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم…» بود و حد اعلای فهم‌شان از نثر و داستان فارسی کتاب‌های مطیع‌الدولۀ حجازی. اما یا این ‌همه را پنهان می‌کردند یا از ترس رسوا نشدن، به رنگ جماعت روشنفکر درمی‌آمدند و به تکرار همان نام‌هایی که متر و معیار زمانه محسوب می‌شدند، می‌پرداختند.

تا اینکه روز و روزگار چرخید و چرخید و چیز نوشتن و انتشار که پیش‌تر در اختیار گروه اندکی بود، برای همگان میسر شد. اینجا بود که دیگر میان‌مایه‌ها تصمیم گرفتند تریبون خودشان را داشته باشند. تا اینجایش هم خیلی خوفناک نبود. می‌گفتیم بازار است و صالح و طالح متاع خویش عرضه می‌کنند و هر کسی در این میانه امکان این را دارد که طبق سلیقه و پسند خود جنس مورد نظرش را انتخاب کند و اصلاً چه چیزی بهتر از این. اما کار به اینجاها ختم نشد.

اندک‌اندک میان‌مایگانی که پیش‌تر جرئت ابراز وجود نداشتند، به تلافی آن ‌همه حقارتی که در خلوت تحمل کرده بودند، به میدان آمدند تا انتقام بی‌استعدادی و بی‌هنری‌شان را از آدم‌حسابی‌ها بگیرند. اولش با این دست‌فرمان شروع کردند که: ما نباید هر چیزی را که مخاطب عام پیدا می‌کند، نکوهش کنیم، اصلاً باید این پدیده‌های فراگیر را جدی بگیریم و از منظر جامعه‌شناختی و اپیستمولوژیک در آن‌ها بنگریم تا علت رویکرد مردم را به این آثار کشف کنیم! این‌جوری‌ها شد که فی‌المثل یک «نشانه‌شناسی» چسباندند تنگِ فیلم‌های ایرج قادری و فردین تا بگویند این مفاهیم صرفاً برای فیلم‌های خاصی ساخته نشده‌اند و می‌توان چشم‌ها را شست و سینما را هم جور دیگر دید.

قصد تحقیر و تخفیف این عزیزان در میان نیست. همۀ حرف این است که وقتی پای نقد و تحلیل در میان است دوغ و دوشاب را به هم نیامیزیم. چه‌بسا راقم این سطور بارها از سر اضطرار یا اختیار به تماشای فیلمفارسی نشسته است یا به موسیقی خالطوری گوش داده است اما از این نکته هیچ وقت غافل نبوده که: هر مرتبه از وجود حکمی دارد.

🗞️مطلبی که خواندید بخشی از یادداشتی با همین عنوان است که در شماره ۱۹۲ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.

لینک کوتاه : https://cmmagazine.ir/?p=11592
  • نویسنده : روابط عمومی
  • منبع : ما آنلاین

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.