دلم میخواست بتوانم همۀ آن کتابهایی را که برایم جالباند، بخوانم. تصمیمهای غلط زندگی من هیچکدام از کتابخواندن ناشی نشده، ولی با اطمینان میگویم که هر جا کار درستی انجام دادهام و در زندگی از خودم خشنود شدهام، مربوط به چیزهایی بوده که از کودکی در کتابها خواندهام. در نتیجه به نظرم، این هجمه به روشنفکری و کتابخوانی مضحک است.
میشود نقد کرد که فلان آدمی که ادعای کتابخواندن دارد، چرا اینطوری حرف میزند یا فلان حرکت را انجام داده است. اصلاً شیخ اجل ما چند قرن پیش گفته بود که عالم بیعمل به زنبور بیعسل ماند. اینکه کسی کتاب میخواند، اما در منش و تصمیماتش، عقلانیت و انساندوستی و شور و شعور دیده نمیشود، مشکل از کتابخواندنش نیست؛ یا کتاب درستی نخوانده یا درست کتاب نخوانده یا اصلاً خواندههایش را فرستاده در غاری گوشۀ مغزش و به جایش تن داده به زشتی و پلیدی و بیاخلاقی دنیا.
من همیشه و هنوز به کتابخواندن و تشویق دیگران به خواندن معتقد بوده و هستم. حملههای اشباح در اینترنت هم برایم اهمیتی ندارد، اما سؤالی که برایم پیش میآید این است که این جماعت ضدکتاب که معتقدند کتابخواندن روشنفکران باعث اتفاقات بد اجتماعی و اقتصادی در کشور شده، دستاورد خودشان چیست؟ بهجز دخیلبستن به غلطترین آدمهای روی زمین و فحشدادن به زمین و زمان و حمله به هر کسی با نظر مخالف، چه حرفی زدهاند و چه حرکتی کردهاند که دو نسل بعدتر از ما به روحشان درود بفرستد؟
در این لشکر مجازی ضدکتاب، محض رضای خدا یک نفر هم نیست که بگوید به جای کتابخواندن در زندگیاش چه کاری انجام میدهد که ایران و ایرانی را خوش بیاید. زور دارد که این جماعت فضای مجازی را دستشان گرفتهاند و چون صدای دادوهوارشان بلند است و قداره میکشند، نجوای عقلانیت بقیه به گوش نمیرسد که معتقدند کتاب اول از همه قرار است مسیرهای فکری خوانندهاش را باز کند، به او قدرت تحلیل و تخیل ببخشد، جهان را بشناساند و مردم جهان را، و از چارچوب دنیای کوچکی که میتواند تجربه کند، خلاصش کند.
🗞 مطلبی که خواندید بخشی از یادداشتی است که با همین عنوان در شماره ۱۹۲ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.














