از تبلیغات محصولات زیبایی و برنامه های سبک زندگی گرفته تا اینستاگرام و ویدئوهای کوتاه، بدن زن دائماً در معرض دید است؛ دیده میشود، ارزیابی میشود، اصلاح میگردد و به الگویی برای دیگران تبدیل می شود. رسانه ها اغلب این بدن را با زبانی فریبنده روایت میکنند؛ زبانی که از انتخاب، خودبودن و توانمندسازی سخن می گوید و چنین القا می کند که زن امروز بیش از هر زمان دیگری اختیار بدن خود را در دست دارد. اما این تصویر، اگرچه جذاب، نیازمند تأملی عمیقتر است.
آنتونی گیدنز، در نظریهی مدرنیتهی متأخر، هویت فردی را پروژه ای بازاندیشانه می داند؛ پروژهای که فرد در آن ناگزیر است خود را روایت کند، تصمیم بگیرد و سبک زندگی اش را بسازد. بدن در این چارچوب، دیگر امری طبیعی و بدیهی نیست، بلکه بخشی از این پروژه است؛ بدنی که باید مدیریت شود، بهبود یابد و با روایت زندگی فرد هماهنگ گردد. رسانهها در این منطق نقش مهمی ایفا می کنند؛ آنها به فرد می آموزند چگونه بخورد، چگونه ورزش کند، چگونه لباس بپوشد و چگونه بدنش را به نمایش بگذارد. برای زنان، این آموزشها اغلب در قالب توصیه هایی دربارهی زیبایی، تناسب اندام، جوانی و خودمراقبتی ارائه می شود. بدن زنانه در این روایت، پروژه ای شخصی است که موفقیت آن نشانهی خودکنترلی و آگاهی، و شکست آن نشانهی کم کاری فرد تلقی می شود.
اما این تصویرِ بدنِ انتخابپذیر، از منظر جودیت باتلر با تردیدهای جدی مواجه می شود. باتلر نشان می دهد که جنسیت و بدن نه حاصل انتخابی آزاد، بلکه نتیجهی تکرار کُنش ها و بازنمایی هایی هستند که در چارچوب هنجارهای اجتماعی معنا پیدا می کنند. آنچه انتخاب نامیده می شود، همواره در محدوده ای رخ می دهد که از پیش تعیین شده است. بدن زنانه تنها زمانی قابلفهم و قابل قبول است که هنجارهای خاصی را اجرا کند؛ هنجارهایی که تعیین می کنند چه بدنی زیبا، سالم، زنانه یا حتی طبیعی به حساب می آید.
رسانهها دقیقاً در نقطهی تلاقی این دو منطق عمل می کنند. از یکسو، با زبان انتخاب و عاملیت سخن میگویند: بدن تو، انتخاب توست. از سوی دیگر، با بازنمایی های تکرارشونده، محدودهی این انتخاب را مشخص می کنند. بهعنوان مثال، در بسیاری از تبلیغات، بدن زنانه ای که بهعنوان بدن سالم نمایش داده می شود، بدنی است لاغر، جوان و بینقص؛ بدنی که آثار خستگی، پیری یا تفاوتهای طبیعی در آن به حداقل رسیده است. حتی زمانی که رسانهها از پذیرش بدن سخن می گویند، اغلب بدن هایی را نشان می دهند که تنها اندکی از معیار مسلط فاصله دارند، نه آنقدر که نظم زیبایی شناختی را به چالش بکشند.
شبکه های اجتماعی نمونهی روشنی از این وضعیت اند. اینفلوئنسرهای زن با روایت های شخصی از بدن، سلامت روان و خوددوستی سخن می گویند و مخاطب را به پذیرش خود دعوت می کنند. اما تصاویر منتشرشده، همچنان در چارچوب نورپردازی حرفهای، ژست های آشنا و زیبایی شناسی مسلط قرار دارند. بدن زن در این فضا بهظاهر حاصل انتخاب فردی است، اما این انتخاب تنها در محدودهای مشخص امکان پذیر است. بدن هایی که از این محدوده فراتر می روند، یا دیده نمیشوند یا بهعنوان استثنا بازنمایی می گردند؛ گویی حضورشان نیازمند توجیهی اضافی است.
در چنین فضایی، آنچه رسانه ها به عنوان آزادی معرفی میکنند، اغلب شکلی از الزام نرم است. زنی که بدن خود را مطابق الگوهای مسلط مدیریت می کند، احساس می کند انتخاب کرده است، در حالی که در حال اجرای اسکریپتی است که بارها و بارها تکرار شده. این الزام نه از طریق اجبار آشکار، بلکه از راه مقایسه، الگوسازی و طبیعیسازی معیارها عمل می کند. بدن زنانه در این معنا نه صرفاً قربانی قدرت است و نه کاملاً سوژهای آزاد؛ بلکه محصول سازشی ناپایدار میان انتخاب و اجبار است.
خوانش هم زمان گیدنز و باتلر به ما کمک می کند از دوگانهی سادهی توانمندسازی یا سرکوب عبور کنیم. بدن زنانه در رسانه نه میدان تحقق کامل آزادی است و نه صحنهی سلطهی مطلق، بلکه فضایی است از اجراهای مکرر، چانه زنیهای خاموش و امکان های محدود مقاومت. شاید مهمترین پرسش امروز این نباشد که آیا زنان بدن خود را انتخاب می کنند یا نه؟ بلکه این باشد که چه انتخاب هایی اساساً برای آنان قابل تصور و قابلنمایش شده است؟
اگر قرار است بدن زنانه از این چرخهی تکرار رها شود، نخستین گام، دیدن همین محدودیت هاست؛ دیدن اینکه زبان انتخاب، همیشه به معنای آزادی نیست و بازنمایی، هرگز بیطرف نیست. شاید مقاومت از همین آگاهی آغاز شود؛ از لحظه ای که زن می پرسد این بدن، پیش از آنکه انتخاب من باشد، چگونه تعریف شده است.
در این پرسش، امکان گشودن افق هایی تازه نهفته است؛ افق هایی که در آن بدن، نه فقط صحنهی اجرا، بلکه میدان بازتعریف معنا میشود.
مارال کاظمی، کارشناس ارشد رسانه
توهم انتخاب؛ تصمیمگیران نمایش بدن زن در رسانه چه کسانی هستند؟
بدن زنانه در رسانههای معاصر، به یکی از پُر چگالیترین میدان های معنا تبدیل شده است؛ میدانی که در آن تصویر، هویت، قدرت و انتخاب بههم گره می خورند.
لینک کوتاه : https://cmmagazine.ir/?p=11327
- نویسنده : روابط عمومی
- منبع : ما آنلاین


















