7

بررسی دیدگاه‌های ایدئولوژیک، محافظه کارانه و ارتباطی شبکه‌های ماهوارهای

  • کد خبر : 2520
  • 22 دی 1397 - 9:20
بررسی دیدگاه‌های ایدئولوژیک، محافظه کارانه و ارتباطی شبکه‌های ماهوارهای
در ماههای اخیر تأسیس شبکه های جدید فارسی زبان چه از نوع دولتی آن و چه خصوصی با کارکردهای خبری و سرگرم کننده موجب شده است که واکنشهای مختلفی از جانب متولیان امور فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور در رسانه ها انعکاس پیدا کند.

به گزارش ما آنلاین، به نظر می رسد استقبال بخش کثیری از خانواده ها و اشخاص در رده های سنی مختلف از این شبکه ها مخصوصاً از نوع سرگرم کننده و خانوادگی آن به برخی نگرانی ها در مورد آثار اجتماعی و روانشناختی و نیز هویتی آن بر گروههای مختلف مردم دامن زده است. در این مقاله کوتاه نگارنده بر آن است که با شرح کوتاهی از شکل بندی تاریخی این رسانه ها، چالشهای پیشروی پژوهش در این عرصه را بیان کرده و در پایان مهمترین رویکردهای موجود در تبیین و توضیح اثرات این رسانه ها را تشریح کند.

شکلبندی تاریخی رسانه‌های فارسی زبان

رسانه های تصویری فارسی زبان که هم اکنون در حال فعالیت هستند، از نظر شکل و محتوا و اهدافی که دنبال می کنند متنوع هستند و پس از سالها فعالیت، مخاطبان خود را تا حدود زیادی شناخته اند و تجربه لازم برای ارائه یک عملکرد حرفه ای رسانه ای را پیدا کرده اند. در گذشته و در ابتدای امر اولین تلویزیون های فارسی زبان با انگیزه های سیاسی و به منظور به چالش کشیدن ساختار سیاسی و رسمی کشور توسط تعدادی از جریان های اپوزیسیون خارج نشین تأسیس شدند و از آنجایی که علاقه مندان به نقد سیاسی محدود بوده و از طرفی همه خانواده ها امکان در اختیار داشتن گیرنده های ماهوارهای را نداشتند، فقط در میان بخش محدودی از اقشار و خانواده ها مخاطب پیدا میکردند. این تلویزیونها در کنار بخش های مربوط به نقد سیاسی، به پخش نوع خاصی از موسیقی که در داخل کشور ممنوع و حرام اعلام شده و نیز آگهی های تبلیغاتی پیرامون برخی نیازهای افراد که امکان پخش آن از طریق رسانه ملی جمهوری اسلامی نبود، اقدام میکردند و طیف جدیدی از مخاطبان را متوجه خود کردند تا جایی که برخی از این شبکه ها ترجیح دادند که یکسره کار نقد سیاسی را به سیاستمداران واگذارند و صرفاً به پخش موسیقی ایرانی خارج کشور و شوهای سرگرم کننده ویژه اعیاد و نیز مصاحبه های خبری با هنرمندان مبادرت ورزند. به دلایل اقتصادی و اختلافات درون گروهی این شبکه ها هر از گاهی با بحران مواجه شده و تعطیل میشدند یا با ساختار جدیدتری شروع به فعالیت میکردند.
رواج و گسترش سخت افزاری و نرم افزاری شبکه جهانی اینترنت موجب شد که این شبکه ها بخش وسیعی از مخاطبان خود را به تدریج از دست بدهند و روز به روز دایره فعالیت آنها در بخش های سیاسی و خبری محدودتر شود.
تحولات اجتماعی و فرهنگی حاصل از دگرگونی های سیاسی در زمان دولت اصلاحات و نیز دولتهای بعد از آن موجب شد که این شبکه ها مجدداً موضوع تضادها و گسست های سیاسی و فرهنگی در درون جامعه را دستمایه خود قرار دهند و مجدداً مخاطبان جدیدی را به سوی خود جلب کنند. در کنار شبکه های تلویزیونی لوس آنجلسی به تدریج طیف وسیعتری از شبکه های تلویزیونی فارسی زبان با اهداف کاملاً غیرسیاسی و صرفاً هنری و سرگرمی شروع به فعالیت کردند که دیگر مرکز پخش آنها آمریکا نبود، بلکه با مدیریت افراد حرفه ای از آلمان، انگلستان و دوبی تأسیس و راه اندازی شدند و شائبه دخالت برخی کارگزاران و مسؤولان جمهوری اسلامی در راه اندازی آنها همیشه وجود داشت. این شبکه ها با کیفیت تصویری و صوتی بهتری پخش می شدند و اهداف اقتصادی و درآمدی مشخص تری داشتند. مخاطبان این شبکه ها از نظر سطح سلیقه های سیاسی و اجتماعی چندان بالا نبودند و نوجوانان و جوانان علاقه مند به موسیقی پاپ و یا آنچه که در ایران به موسیقی زیر زمینی مشهور است را به همراه داشتند. این شبکه ها البته با پخش موسیقی ایرانی و خارجی روز، مجالس بزم و مهمانی برخی خانواده های ایرانی را سرشار می کردند و البته با روی آوردن به پخش فیلم های هالیوودی و نیز سریالهای خانوادگی پرمخاطب ایرانی، علاقه مندان جدیدی را به سوی خود کشاندند.
این ماجرا ادامه داشت تا اینکه شبکه های دولتی صدای آمریکا و انگلستان با شکل و ظاهری کاملاً حرفه ای و با تأکید بر انعکاس مسائل عمدتاً سیاسی و اجتماعی، موج جدیدی از مخاطبان در داخل کشور ایجاد کردند. البته ابتدا صدای آمریکا با رویکردی کاملاً سیاسی و معاندانه با جمهوری اسلامی شروع کرد و بی بی سی با تأخیر نسبتاً طولانی آغاز به کار کرد. استقبال از این شبکه ها علیرغم همه تمهیدات قانونی و انتظامی دولت قابل توجه بود و تأثیرات آن بر حوادث سیاسی بعد از انتخابات انکارناپذیر است. همزمان شبکه جدید فارسی وان با ارائه نوع جدیدی از برنامه ها و سریال هایی که تاکنون در کانالهای فارسی زبان نظیر نداشت، مرزها و رکوردهای معمول در جلب مخاطب آنهم در همه طیف ها و اقشار اجتماعی را در هم شکست تا جایی که حتی در برخی موارد مخاطبان شبکه های سیاسی دولتی آمریکا و انگلستان را از آن خود کرد، توضیح و تحلیل برنامه های آن نقل محافل خانوادگی و اجتماعی شد و الگویی شد برای برخی شبکه های دیگر که به تدریج از پخش صرف موسیقی به پخش سریالهای خانوادگی و ارائه شخصیت های جدید روی آورند؛ شخصیت هایی که زنان، مردان، جوانان و حتی کودکان به راحتی با آنان هم ذات پنداری می کنند.

رویکردهای نظری
از منظر صاحبنظران ارتباطات و رسانه و متولیان و کارگزاران امور سیاسی و فرهنگی و نیز از نظر عامه مردم، پیرامون تأثیرات تلویزیون های فارسی زبان و نحوه تعامل با آن دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. مهمترین این دیدگاه ها را میتوان در سه گروه دسته بندی کرد:
۱- دیدگاه ایدئولوژیک و سیاسی
۲ – دیدگاه محافظه کارانه
۳- دیدگاه ارتباطی و رسانه ای
طرفداران دیدگاه اول عمدتاً سیاستمداران و متولیان رسمی امور اجتماعی و فرهنگی کشور هستند. اینان بر این باورند که این شبکه ها با هدف تغییرات سیاسی در جامعه توسط مخالفان انقلاب اسلامی به وجود آمده اند و اگر مستقیماً به حوزه سیاسی هم وارد نشوند، در حوزه های سرگرمی و برنامه سازی سیاسی، این تلویزیون ها صورت های جدیدی از روابط اجتماعی و روابط بین اعضای خانواده را که مغایر با ارزشهای اسلامی و شرقی است، ترویج می کنند و در پشت سر آنها دست های دشمنان اسلام و ایران از آنان حمایت مالی به عمل میآورند. بر همین فرض موجود، طرفداران این دیدگاه خواهان برنامه ریزی برای مقابله با آن هستند و برای مقابله در برابر آن علاوه بر تقویت برنامه های جایگزین در رسانه ملی، خواهان برخورد انتظامی و قانونی با پدیده ماهواره هستند. اصطلاحات جنگ نرم، جبهه فرهنگی، شبیخون فرهنگی و اخیراً ناتوی فرهنگی از مهم ترین مفاهیمی است که طرفداران این نظریه مطرح می کنند. دیدگاه دوم یا همان دیدگاه محافظه کارانه معتقد است که در دنیای پرشتاب امروز از نظر تکنولوژی اطلاعاتی، ظهور شبکه های پرمخاطب و استقبال از برنامه های متفاوت امری طبیعی و محتوم است و در عین حال این اقبال در بسیاری موارد گذرا و مقطعی است. بنابراین نگرانی در مورد پیامدهای فرهنگی، دینی و اجتماعی ضرورتی ندارد. به باور اینان، این شبکه ها کارکرد رسانه ای، اطلاع رسانی و سرگرمی خودشان را دارند، می آیند و می روند و استقبال از آنها از سوی شهروندان ایرانی به این خاطر است که برای مسائل، خواسته ها و مطالباتی که دارند، با شخصیت های نمایشی این سریالها همذات پنداری می کنند یا اینکه از نظر سیاسی تخلیه میشوند. طرفداران دیدگاه محافظه کارانه معتقدند که مسائل اجتماعی، تضادهای سیاسی، بحران هویت، تضاد طبقاتی و… منشاء رسانه ای ندارند بلکه در ساختار جامعه موجود هستند و این رسانه ها فقط انعکاس دهنده مطالبات و آرمان های مخاطبان خود هستند. اینان هر نوع توجه بیش از اندازه و نگرانی از گسترش این شبکه ها را بی مورد می دانند و برخوردهای قانونی و انتظامی با پدیده ماهواره را غیرضروری و در عین حال کاری عبث و بی حاصل می پندارند و برخورد قهرآمیز با رسانه ها را صرفاً پاک کردن صورت مسأله تلقی می کنند چرا که معتقدند ریشه مسائل و آسیب های اجتماعی و سیاسی را در ساختارهای غیر از ساختار رسانه باید جستجو و دنبال کرد.
دیدگاه رسانه ای، استقبال گسترده شهروندان از برنامه های شبکه های فارسی زبان را از منظر علوم ارتباطات مورد بررسی قرار میدهد. مهمترین تأکید اینان بر اهداف و کارکردهای حرفه ای رسانه هاست. این یک واقعیت اقتصادی و حرفه ای رسانه ای است که برای فروش برنامه های خود و جلب آگهی های اقتصادی، نیازمند مخاطبان یا به تعبیری مشتریان هر چه بیشتر هستند. مخاطبان پرتعداد برای رسانه های دولتی فارسی زبان مثل صدای آمریکا و بی بی سی نیز که متکی به درآمدهای آگهی های بازرگانی نیستند، بسیار مهم است. بنابراین دست اندرکاران این رسانه ها به خوبی میدانند که با توجه به مطالبات، آرمان ها و نیازهای فرهنگی و روانی مخاطبان چه نوع برنامه هایی را تدارک ببینند و از چه تکنیک هایی بهره گیرند. مدرنیته با تمام صورت ها و محتوای آن سالیان طولانی است که برای مردم ایران مخصوصاً اقشار متوسط و جوانان، افق های روشن رفاه و امنیت و برابری و آزادی است. اگر هم این را سرابی بیش ندانیم، واقعیت مطلب این است که نوع روابط اجتماعی و سیاسی موجود در گفتمان مدرنیته برای اقشار مدرن جامعه پرکشش و جذاب است. این رسانه ها اگر هم در سطح مخاطبان با سلیقه های پایین هم باشند، به شیوه های مختلف دارند این گفتمان پرجاذبه را به نمایش می گذارند. برخلاف دیدگاه محافظه کارانه، دیدگاه رسانهای به آثار و نتایج فرهنگی، روانشناختی و جامعه شناختی تلویزیون های فارسی زبان توجه زیادی دارد. اگر چه همه پیامدهای این برنامه ها مخرب نیستند اما تأثیرات گاه آسیب زای این برنامه ها بر بنیان خانواده و آسیب هایی که بر شکل متعارف و معمول روابط اجتماعی افراد جامعه وارد می سازند، جای تردید ندارد. این مهم در مواقعی که رسانه خاص نه با فروش آگهی های بازرگانی بلکه با حمایت مالی اشخاص و نهادهایی که با اغراض سیاسی اداره می شوند، بیشتر نمود پیدا میکند؛ اگر چه این حمایتها در دنیای حرفه ای رسانه ها امری عادی و اجتناب ناپذیر تلقی میشود. بنابراین طرفداران این دیدگاه قائل به برنامه ریزی و مطالعه همه جانبه این رسانه ها هستند اما این بررسی و توجه باید از طریق مطالعه علمی صورت گیرد و نظرسنجی درست از تأثیرات رسانه در همه ابعاد آن از بهترین و معتبرترین روشهاست. اینان بر این باورند که اگر قرار است با این پیامدها مقابله شود، راه حل آن بازخورد رسانه است، نه ایجاد محدودیتهای بیحاصل قانونی و انتظامی قهرآمیز. اگر قرار است رسانه ملی به عنوان یک رسانه جایگزین دست به اقدامی بزند، در درجه اول باید دارای ویژگیهای حرفه ای رسانه ای باشد نه صرفاً یک بلندگوی تبلیغاتی با برنامه  ها و گفت وگوهای کلیشه ای و با اهداف صرفاً آرمانی و غیرواقعی. رسانه جایگزین باید منعکس کننده مطالبات واقعی و نیازهای اساسی مخاطبان باشد تا مخاطبان به راحتی بپذیرند و هم ذات پنداری کنند. نظرسنجی علمی و مداوم از مخاطبان پیرامون این شبکه ها در صورتی که به شیوه درست و بی غرضانه انجام شود و متخصصان علوم ارتباطات ناظر واقعی این نظرسنجی ها باشند، بسیار ضروری است. دامن زدن به بحث های غیرکارشناسانه با اغراض سیاسی، هیچ سرانجام مشخص و روشنی به دنبال نخواهد داشت.

چالش های پژوهش رسانه ای


از آنجایی که سرآغاز فعالیت های تلویزیون های فارسی زبان خارج نشین با اهداف کاملاً سیاسی اپوزیسیون خارج کشور همراه بود، این رسانه ها صرفاً با انکار و تحریم و ممنوعیت قانونی مواجه شدند. همین امر اجازه نمی داد که مسأله پژوهش رسانه ای حتی مجال طرح پیدا کند. متولیان فرهنگی حتی منکر مشاهده برنامه ها بودند و هستند و ممنوعیت قانونی و انتظامی به شکل قالب مقابله با این رسانه ها شده است؛ چرا که اصولاً این رسانه ها شناسایی و به رسمیت شناخته نمی شدند. با ظهور شبکه های تلویزیونی پرمخاطب دولت های آمریکا و انگلیس و نیز کانالهای اجتماعی با کیفیت تصویری و صوتی بالا که مخاطبان خود را در اقشار متنوع تری از مردم و خانواده ها پیدا کردند، ناکارآمدی برخوردهای قهرآمیز برای همه تا حدودی به اثبات رسید. از آن پس بود که در بین متولیان امر، مطالعه و تحلیل علمی تأثیرات فراگیر این رسانه ها اندکی مورد عنایت قرار گرفت.
از چالش های دیگر پژوهش رسانه ای، ضعف تکنیکی پژوهش های رسانه ای است. نظرسنجی هنوز به عنوان یک حرفه برای اشخاص و نیز پژوهشکده های علوم ارتباطات (رسمی و غیررسمی) در کشور ما برای مسؤولان و مردم شناخته شده نیست و متأسفانه همه آسان ترین راهها را انتخاب می کنند و نه درست ترین روش ها را. برای به دست آوردن تحلیلهای راهگشا، تأمین و حمایت مالی از نظرسنجی های علمی و درست امری اجتناب ناپذیر است و این امر البته باید پیگیر و مداوم باشد، چرا که رسانه ها همیشه و همه جا قدرتمندانه حضور دارند.

گفتنی است علاقه‌مندان می‌توانند این ماهنامه از کیوسک های مطبوعاتی خریداری کرده و یا با مراجعه به سایت این ماهنامه به آدرس www.cmmagazine.ir   و تکمیل فرم اشتراک،آن را دریافت کنند.

لینک کوتاه : https://cmmagazine.ir/?p=2520
  • ارسال توسط :

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.