• امروز : دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳
2

شاید سیب چکه کند از درخت

  • کد خبر : 9513
  • 08 فروردین 1403 - 9:46
شاید سیب چکه کند از درخت
اگر زنده‌مانی، نام دیگر زندگی است و همچنان محترم است، به‌ خاطر عزت‌بخشی به هستی بچه‌هاست

همین که هر روز در آینه با خودتان دیدار می‌کنید و یقۀ کت‌تان را بالا می‌دهید که سوز سُر نخورد پشت گردن سرفراز شما، همین که پشت پنجره خرده‌نان می‌ریزید تا آقا یا خانم کبوتر بریزد از آسمان تا دوباره یادتان بیاید اگر کبوتر بودید درست به دقیقۀ اکنون از پشت پنجره پرنده می‌شدید تا از آن درخت تا آن درخت دیگر، پرواز به پرواز شوید تا از تهران برسید مثلاً به سنندج یا به شیراز و پشت پنجرۀ یار غزل‌خوان شوید یا پشت پنجره‌ای کوچک در آن سوی آب‌ها تا تُک بزنید به شیشۀ بیداری اتاق خواهر یا پسرتان و بگویید کاش می‌شد امسال با هم زیر یک سقف نوروز را بغل می‌کردیم. نام این کارها زندگی است؛ حتی اگر روزگار پاییزی ما را رها نکند.

نگویید زندگی که خواب و خیال نیست، از شما بعید است آقای روزنامه‌نگار! شما باید راوی واقعیت‌های زندگی باشید. حق با شماست، اما واقعیت تاریک‌تر از شب است و ما قرار نیست ته زمستان، سر بهار و لب باغچۀ نوروز کنار رود ماهی، راه را به روی بهار ببندیم. مگر می‌توانیم؟ راست این است که حق نداریم بچه‌ها را از دیدن و تجربۀ هفت‌سین و سبزۀ سیزده محروم کنیم. آنان باید نوروز را و بهار را تن‌پوش کنند؛ حتی اگر پاییز در کمین باشد! زندگی همین است. این را بهار هم می‌داند.

حالا و اکنون بهار کم‌کمک سبز می‌ریزد در روزگار پاییزی ما که بیکاری مزمن، گرانی مهلک و جان ارزان‌تر از نان است. زندگی برای مردمان سال‌های دور و کمی نزدیک، آمیخته با رنجوری است؛ مگر نگفته‌اند دانستن رنج است و رنجوری یادآوری خاطرات است و اگر زنده‌مانی، نام دیگر زندگی است و همچنان محترم است، به‌ خاطر عزت‌بخشی به هستی بچه‌هاست؛ بچه‌هایی که دیروز و امروز و فردا را جا گذاشته‌اند و در پس‌فردا همدیگر را ملاقات می‌کنند.

برای اینان بوی باران در سال‌های خشکسالی می‌تواند خود باران باشد و پرپر زدن پولک سرگردان برف می‌تواند برف تهمتن باشد. برای بچه‌های جهان مجازی هر لحظه می‌تواند چهارفصل باشد؛ همچنان که از مشغولیات زندگی غیرقابل درک ما، حرص می‌خورند و میلی به درک و دریافت ما بزرگ‌ترهای غافل و متوهم ندارند!

با این همه بزرگ‌ترین نعمت زندگی بچه‌ها هستند و هرجا آنان هستند، بهار و زندگی همان‌جاست و به همین دلیل در اتاق، ضیافت بهار به خاطر حضور بچه‌ها ‌یا به یاد آنها روی میز مهیاست؛ یک بشقاب نان شیرینی نخودچی، دو شناگر در دریای تُنگ و جنگلی سبزه در دست بشقاب و بهاریه‌های دیگری که نامش هفت‌سین است. لطفاً بهار را با وجود روزگار پاییزی به امید آمدن چهارفصل‌های بهاری باور کنیم.

✍️ فریدون صدیقی| استاد روزنامه‌نگاری

? نسخه چاپی «مدیریت ارتباطات» را از  دیجی‌کالا  و نسخه دیجیتال آن را از مگیران و طاقچه تهیه کنید.

لینک کوتاه : https://cmmagazine.ir/?p=9513

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.