0
سعید صدقی، روان‌شناس

وسوسۀ کمال

  • کد خبر : 11386
  • 29 بهمن 1404 - 10:22
وسوسۀ کمال
در اوایل قرن شانزدهم پاپ ژولیوس دوم به بزرگ‌ترین هنرمند پیکرتراش و نقاش آن دوران سفارش ساخت مجسمه‌هایی برای آرامگاه خودش می‌دهد.

میکل‌آنژ یکی از بزرگ‌ترین نام‌ها در تاریخ هنر بشری مأمور ساخت این طرح عظیم است.

اما فقط دو مجسمه از این مجموعه را به انتها می‌رساند و یک اثر ناتمام رها می‌شود. بردۀ محتضر (Dying Slave) و بردۀ شورشگر (Rebellious Slave) دو مجسمۀ تمام‌شده‌ای هستند که هیچ‌گاه در آرامگاه پاپ ژولیوس دوم قرار نگرفتند و امروزه در موزه لوور نگهداری می‌شوند و مجسمۀ بردۀ اطلس (Atlas Slave) کار ناتمام میکل‌آنژ است.

همین مجسمۀ ناتمام است که انگار بیشتر از هر چیزی از مرجعیت مقام پاپ فاصله می‌گیرد و به ما انسان حاشیه‌های سفید تاریخ، به انسان‌های معمولی و به تمام موجودات بی‌ردپا در آینده‌های دور تاریخ نزدیک می‌شود. شاید یکی از امروزی‌ترین آثار بر جای مانده از نابغۀ ایتالیایی، همین اثر ناتمام باشد.

انسانی بدون صورت که گویی در حال تقلا برای شکل‌دادن به خود و رهاشدن از زندان سنگی اطراف خودش است. طرحی ناتمام از تقلایی برای نجات و رهایی، تلاشی برای ساختن صورت و یافتن شکل، یک امکان نافرجام و کوشش جان‌گدازی برای شدن.

ایدۀ کمال و شکوفایی نهایی یکی از بزرگ‌ترین جاه‌طلبی‌های بشری در طول تاریخ بوده است. انسان همیشه قائل به امکان رسیدن به کمال و شکوفایی نهایی بوده‌ و مدت‌ها گمان غالبش آن بوده که محور و مرکز تمام کائنات است.

انسان تحت تأثیر این پندار خودبزرگ‌بینانه، همیشه تحت فشار و الزام بوده تا جلوۀ نهایی از عظمت و شکوه انسانی خودش را شکل دهد، بسازد و هرگاه از این تلاش نافرجام، خسته و درمانده شده و شرمسار از نواقص خود به خویشتن اندیشیده و دچار دلواپسی‌ای وجودی (اگزیستانسیل) شده، انسانی دیگر را به مرتبۀ کمال و شکوفایی و اسطورگی رسانده.

🗞 مطلبی که خواندید بخش‌هایی از یادداشتی با عنوان «ما بردۀ اطلسیم» است که در شماره ۱۷۰ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.

لینک کوتاه : https://cmmagazine.ir/?p=11386
  • نویسنده : روابط عمومی
  • منبع : ما آنلاین

برچسب ها

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.