در شرایطی که کشور با ناترازیهای متعدد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی روبهروست، ناترازی آب، پایهایترین و تعیینکنندهترین آنها محسوب میشود. بحران آب صرفاً یک چالش فنی یا بخشی نیست، بلکه شاخصی است که کیفیت حکمرانی، کارآمدی سیاستگذاری و توان مدیریت منابع را میسنجد.
آب زیربنای محیط زیستی تمامی معضلات دیگر است و ناتوانی در مدیریت آن، آیندهای پایدار را ناممکن میسازد. در مواجهه با این بحران، روایت رسمی غالباً بر اصلاح الگوی مصرف فردی متمرکز شده است. اگرچه مشارکت شهروندان حیاتی است، تقلیل مسئله به «مصرف خانگی»، تصویری ناقص و گمراهکننده ارائه میدهد. ریشۀ اصلی بحران را باید در سالها تصمیمگیری ناپایدار، بهرهبرداری فراتر از ظرفیت اکولوژیک سرزمین، مدیریت ناکارآمد بخش کشاورزی و تعویق در اصلاح ساختارهای حکمرانی آب جستوجو کرد. نادیدهگرفتن این سهم تعیینکننده، فقط به فرسایش بیشتر اعتماد عمومی میانجامد.
در این میان، رسانهها و نظام ارتباطات عمومی نقشی محوری دارند. حل بحران با اطلاعرسانی مقطعی و توصیههای تکراری ممکن نیست، بلکه نیازمند تبیین مستمر، روایت منصفانه و ایجاد گفتوگوی اجتماعی است. رسانهها باید با پرهیز از سادهسازی و مقصرسازی یکجانبه، پیچیدگی مسئله را شفاف کنند و همزمان، پرچم پاسخخواهی از نهادهای تصمیمگیر را بالا نگه دارند. تعادل میان اقناع عمومی و پرسشگری حرفهای، سنگ بنای اعتماد اجتماعی است.
مدیریت ارتباطات آب فقط زمانی اثربخش خواهد بود که صرفهجویی به یک «توصیۀ اخلاقی» یا «واکنش اضطراری» محدود نشود، بلکه در قالب یک «قرارداد اجتماعی محیط زیستی» بازتعریف شود. در این قرارداد، مسئولیتها و تعهدات تمامی ذینفعان؛ شهروندان، کشاورزان، صنایع و بهویژه نهادهای حاکمیتی و سیاستگذار بهروشنی، شفاف و به شکل قابل پیگیری و نظارت تعیین میشود. بدون این شفافیت و پاسخگویی، حتی علمیترین پیامها نیز با بیاعتمادی و خستگی اجتماعی روبهرو میشوند. اگر قرار است آیندهای برای این سرزمین متصور شد، آب باید در کانون توجه حکمرانی و گفتمان عمومی قرار گیرد، نه در حاشیۀ آن. غلبه بر این بحران نیز فقط زمانی ممکن است که همه در قالب یک پیمان ملی، مسئولیت تاریخی خود در قبال این میراث مشترک فرابخشی و بیننسلی را بپذیرند.🗞 یادداشتی که خواندید در شماره ۱۸۷ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.


















