اصلاً یکی از ترسهای وصلشدن دوبارهٔ اینترنت و شبکههای اجتماعی مواجهه با آمار ازدسترفتگان حوادث دیماه ایران است. دوستی میگفت: «میترسم اینستاگرام باز شود، ببینم کسی از دوستانم دیگر در میان ما نباشد.»
این روزها را بسیاری از دلسوزان ایران پیشبینی کرده بودند. شاید بدبینترین آنها هم برآوردی کمتر از میزان تلفات چند روز اعتراضات میداشت، ولی بودند کسانی که دائم میگفتند، راه تغییر و بهبود از خیابان نمیگذرد و خیابان بوی خون میدهد. افسوس و هزاران افسوس که کلام آنها در فضای بهشدت دوپاره شنیده نشد و شد آنچه نباید میشد.
نمیتوان چشم بر کاسبان خون مردم هم یکسره بست. به آنان که رزقشان را به برادرکشی گره زدهاند و هرچه ایران آشفتهتر، آنها پرروزیتر و هرچه ایرانی سیاهبختتر، عیش آنها بینقصتر. آنهایی که راه رسیدن به ایران آباد را به خاک و خون کشیدن خیابان نشان دادند، درحالیکه خودشان در آرامترین خیابانهای جهان حتی تعطیلات ژانویهشان را هم بیخیال نشدند.
سوژهٔ ایرانی در زیست روزمرهاش، هر صبح تا شام با هزاران اضطراب و ناکامی دستوپنجه نرم میکند. روایت رسمی، روایتی که صداوسیما بلندترین و گستردهترین بلندگوی آن است، اساساً این اضطراب و ناکامی را نه به رسمیت میشناخت و نه حتی الان هم میشناسد.
سوژهٔ ایرانی هیچ ردپایی از خودش و بازنمایی وضعیتش را در این روایت ندید و نخواهد دید. آدم هم که بیروایت نمیشود. اساساً آدمی یعنی سلسلهروایتهایی از تولد تا مرگ و این آدم وقتی هیچ رد و اثری در روایت رسمی از خودش نبیند به روایت بدیل چنگ میزند. روایتی که یکونیم دهه است با دستکاری میل نوستالژی سوژهٔ ایرانی، در برابر وضعیتی قرار دارد که این سوژه به لحاظ انضمامی در حال تجربهٔ آن است و با گوشت، پوست و استخوان آن را حس میکند.
این کار حسابشدۀ رسانهای/روانشناختی به قدری توانست موفق شود که ارتجاعیترین شعار بیش از یک قرن تلاش جامعهٔ ایرانی برای رسیدن به آزادی و برابری رقم بخورد. سال ۱۳۸۸ چه کسی گمان می کرد ۱۶ سال بعد معترضانی به وضع موجود، «جاوید شاه» بگویند؟
آنان که خواستار بسط این شعار در ایران بودند در برابر وضعیت موجود نامطلوب، وضعیت رؤیایی ناموجودی را به تصویر میکشیدند؛ وضعیتی که از یک گذشتهٔ جعلی تا آیندهای مبهم امتداد داشت. بسیاری از آنان در هیچ وضع و حالی حاضر نیستند به ایران بازگردند.
تنها برندگان دیماه ۱۴۰۴ ایران همینها بودند. آنها که فاندهایشان را گرفتند، خرج زندگی راحتشان در آمریکای شمالی و اروپای غربی را درآوردند. آنها برندگان دی بودند و بازندگان تاریخ.
🗞 مطلبی که خواندید بخشی از یادداشتی است که در شماره ۱۸۸ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.


















