9

نشست «بودن یا نبودن رسانه، ژورنالیسم و آزادی بیان» برگزار شد

  • کد خبر : 8308
نشست «بودن یا نبودن رسانه، ژورنالیسم و آزادی بیان» برگزار شد
مدرسه روزنامه نگاری و مطالعات رسانه بهاران میزگردی با عنوان«بودن یا نبودن رسانه ژورنالیسم و آزادی بیان» با حضور علی اکبر قاضی زاده، حسن نمکدوست تهرانی، مجید رضاییان و محمدجواد روح سردبیر روزنامه هم میهن برگزار کرد. حاضرین در این میزگرد به بیان دیدگاه درباره پیشینه تاریخی آزادی بیان و رسانه‌ها، وضعیت آزادی بیان در دیگر کشورها و رسانه‌های داخلی پرداختند.

به گزارش ما آنلاین، رضاییان به عنوان مدیر این مدرسه تصریح کرد که  این میزگرد اولین نشست بعد از شرایط اخیر در جامعه بوده و تلاش خواهند کرد که سلسله میزگردهای این مجموعه را ادامه دهند و میزگرد بعدی درباره «مصونیت حقوقی» خواهد بود.

قاضی زاده با اشاره تاریخی به بحث آزادی بیان در رسانه ها گفت: موضوع رسانه و آزادی بیان در حدود ۲۰۰ سال است که بسیار جدی گرفته شده  و به آن اهمیت داده می شود‌. قدیمی ترین سند در این مورد، سند منشور استقلال آمریکا و منشور مشابه دیگر، پس از انقلاب فرانسه است، که درباره آزادی اظهار نظر و آزادی بیان تصریح شده است.

رسانه‌ی آزاد نیازمند جامعه آزاد است

او ادامه داد: یک بار به شعبه سازمان ملل در ژنو برای کمک به وجود مطبوعات آزادتر رفته بودیم، در آنجا یک نفر جمله ای به من گفت که مثل پُتک بر سرم فرود آمد‌، او گفت که ابتدا دموکراسی خود را محیا کنید، بعد به دنبال مطبوعات آزاد باشید.  منظورش این بود که در یک جامعه نیاز به سازمان ها و نهادهای دیگری هست تا فعال شوند و  مطبوعات بتوانند کار خود را آزادانه انجام بدهند.

این استاد روزنامه نگاری با انتقاد جدی به مبانی اولیه قانون مطبوعات و ایرادات اساسی آن توضیح داد: رسانه ها بدون بهره وری از یک جامعه آزاد قادر نیستند، آزادانه تبادل فکر و جامعه را هدایت کنند یا حرف مردم را انعکاس دهند. در کشور ما بعد از پیروزی مشروطه و تشکیل مجلس، یکی از نخستین لایحه هایی که در موردش بحث و تبدیل به قانون شد، قانون مطبوعات بود که در واقع اولین قانون رسانه بود که صحبت درباره مبانی اولیه و ریشه‌های این قانون باعث تاسف است.

قانون مطبوعات از لحاظ سختگیری به خبرنگاران روزآمد شده است

او ادامه داد: در طول گذر زمان نه تنها این قانون به نفع رسانه ها ملایم تر نشده، بلکه روش مندتر و سخت تر و قاطع تر هم شده است. دو مشکل باعث آن تب و تاب مجلس اول شد، مطبوعات و اهالی مطبوعات آن زمان، مثل شیخ احمد تربتی، جهانگیر خان و دهخدا، اینان ناگهان تصور کردند که کاملا در نوشتن هر مطلبی آزاد شدند و حتی فراتر از کشورهای آزاد آن زمان مثل فرانسه. به‌همین خاطر شروع به نوشتن روزنامه نگاری و مقاله های بسیار تند کردند.

قاضی زاده روایت کرد: طرف دیگر ماجرا سراسیمگی و آزردگی صاحبانِ قدرت و نفوذ در آن زمان بود، مثل شاهزادگان و پادشاهان و …این مقامات از اینکه مطبوعات درباره آنها نقدی بنویسند، ترسیده بودند و از اینکه مطبوعات رازهای آنان را افشا کند به تب و تاب افتاده بودند. برخورد این دو جریان، یعنی روزنامه نگاری تندرو و لجام گسیخته و از طرف دیگر حساسیت و برخورد مقامات، حاصل این دو جریان متضاد، در قانون مطبوعات بعد از صدور فرمان مشروطه نمایان شد.

مقامات اجرایی، روزنامه نگاران را درک کنند

این  پیشکسوت روزنامه نگاری با تاکید بر لزوم درک حرفه روزنامه نگاری تشریح کرد: ما ۹ قانون مطبوعات داشتیم که الگو و چارچوب آنها، همان قانون بهمن سال ۱۲۸۶ شمسی است، از منویات آن گرفته تا برخوردهایی که با روزنامه نگاران صورت گرفته است. تنها هنر قانون فعلی ما این است که سخت گیری ها نسبت به روزنامه نگاران به روز شده است. تا وقتی این دو جریان نتوانند همدیگر را درک نکنند، یعنی قوای اجرایی درک نکند که روزنامه نگاران دشمن و برانداز نیستند و شغل آنها اطلاع رسانی است و از آنچه در جامعه می گذرد، صحبت می کنند، همچنان چالش و مشکلات در رسانه ها زیاد است.

او ادامه داد: همچنین قوای اجرایی باید به این درک برسند که برای بقای خودشان، بهتر است جامعه شفاف باشد و مردم جامعه آگاه باشند، در فضای فعلی ما همچنان شاهد تنش و درگیر شدن بین دولت و اهالی رسانه بوده ایم.

آزادی بیان و آزادی حق دسترسی به اطلاعات جدایی ناپذیرند

دکتر نمکدوست با اعتراض به زندانی بودن روزنامه نگاران در زندان و حق آزادانه آنان در اطلاع رسانی و ایجاب حرفه آنان، گفت: اصولا یک سری از کلید واژه ها یکپارچه شده اند، مثلا وقتی درباره آزادی بیان صحبت می کنیم، خود به خود آزادی اطلاعات یا آزادی حق دسترسی به اطلاعات مطرح می شود و این دو آزادی از یکدیگر جدایی ناپذیرند. برای مثال می گویند آزادی بیان زیربنای همه آزادی هاست، مثل آزادی حریم خصوصی که آن هم چنین خاصیتی دارد.

او ادامه داد: اما درباره حق دسترسی آزاد به اطلاعات گفته می شود اکسیژن دموکراسی است و بدون آن چیزی به نام آزادی بیان نمی تواند محقق شود.چون تا دسترسی به اطلاعات نداشته باشید، اینکه آن را بیان کنید، امکان پذیر نیست. به همین خاطر وقتی از آزادی بیان و رسانه و اطلاعات می گوییم، درباره همه آزادی ها می گوییم.

از گذشته های دور همواره خواستار آزادی بوده ایم

این استاد روزنامه نگاری با اشاره به پیشینه حق دسترسی آزاد به  اطلاعات گفت: قدیمی ترین قانون حق دسترسی آزاد به اطلاعات به کشور سوئد در سال ۱۷۶۶ برمی گردد که همگی معتقدند بنیان های اولیه این قانون در این کشور پایه گذاری شده البته که رد این قانون را در کشورهای چون کره و چین در قرن ۸ تا ۱۱ هم دیده شده است. سوئدی ها معتقدند دموکراسی این کشور مرهونِ حق دسترسی آزاد به اطلاعات است. طبق روایتی که استاد قاضی زاده مطرح کردند، مطالبه آزادی، همواره از گذشته های دور و به اشکال مختلف مطرح بوده و این گمشده ای است که بیش از یک قرن در ایران بیان می شود و از همان زمان مشروطه آزادی بیان، آزادی رسانه، آزادی اندیشه، آزادی احزاب و… در دستور کار بوده است و جز مطالبات همیشگی مردم بوده است.

نمکدوست با انتقاد بیان کرد: درست است که هیچ چیز شبیه به پنجاه سال گذشته نیست و فضای جامعه بسیار تغییر کرده، اما این مساله به این معنا نیست که استاندارهای آزادی توسعه پیدا کرده، واقعا چنین نبوده است و ساختار سیاسی که در ۲۰۰ سال گذشته در ایران حاکم بوده، علیه آزادی بوده و هست. به همین خاطر، تکلیف ما با ساختار سیاسی حاکم در کشور روشن است، چرا که سنخیتی با آزادی بیان و رسانه ها ندارد.  اما تمرکز صحبت های ما درباره حرفه های روزنامه نگاری و رسانه و جامعه مدنی است که ما باید چه اقداماتی انجام بدهیم و تکلیف ما چیست؟ نهادهای مدنی، جامعه دانشگاهی و حقوقدان ما می خواهند چه کارهایی در این وضعیت و ساختار،انجام دهند؟

چرا آزادی رسانه جزئ مطالبات مردم نیست؟ 

نمکدوست با اظهار تاسف از اینکه آزادی رسانه ها جز مطالبات مردم نیست،  تصریح کرد: صنعتگران ما می خواهند چه کارهایی انجام دهند، همه جای دنیا گفته شده که یک روی دیگر اقتصاد آزاد، مطبوعات آزاد است. اگر اقتصاد آزاد باشد اما مطبوعات آزاد نباشند، آن اقتصاد آزاد نیست، انحصار و عدم شفافیت است. از همه مهم تر این مساله است که چرا در شعارهای مردم آزادی مطبوعات و رسانه مطرح نیست‌، یا ما چه کار کردیم که این مطالبه در شعارهای مردم مطرح نشده است، شاید کم کاری از طرف ما بوده است.

 توانستیم فضای روزنامه نگاری را تا حدی تغییر دهیم

سردبیر روزنامه «هم میهن» با اشاره به انتشار دوباره روزنامه اش و برخوردهای صورت گرفته با این رسانه گفت: از ۱۱ تیر ماه امسال، بعد از رفع توقیف هایی که صورت گرفت، سومین دوره ای بود که روزنامه «هم میهن» منتشر شد. تا الان هم ۱۹۷ شماره روزنامه را منتشر کردیم و مجموع ۲۰۰ شماره در سال ۱۴۰۱ منتشر کردیم. با توجه به فضای حاکم بر جامعهِ رسانه و ناامید شدن بسیاری از روزنامه نگاران و از طرفی تمایل کم افکار عمومی به خواندن مطبوعات، روزنامه «هم میهن» توانست گزارش های اثرگذاری در این مدت چاپ کند و حتی فضای روزنامه نگاری را تغییر داد. هر چند بعد از ناآرامی های اخیر در جامعه و دستگیر شدن یکی از خبرنگاران ما، فشارهای زیادی بر تحریریه و روزنامه نگاران ما اعمال شد.

قوه قضاییه جایگاه مستقل خود را درباره رسانه ها حفظ کرد

او ادامه داد: باید به این نکته هم اشاره کنم که در این مدت، یکی از نهادهای امنیتی مدام شکایت هایی از ما می کرد، اما قوه قضاییه تنها نهادی بود که جایگاه مستقل خود را حفظ کرد و با توجه به سیل شکایت هایی که مدام از روزنامه های اصلاح طلب می شد، قوه قضاییه چه در دوره آقای رئیسی و چه الان که قوا یکدست است اما نوع برخوردش تا کنون با یک سعه صدر و استقلال همراه بوده و امیدواریم این مش همچنان ادامه داشته باشد.

سردبیر «هم میهن» چندین چشم انداز را برای روزنامه اش بیان کرد که یکی از آنها چشم انداز نهادی است که معنای همان نهاد روزنامه نگاری را دارد. او این چشم انداز را در مقابل قوت گرفتن شبکه های اجتماعی و سایه انداختن بر روی رسانه های رسمی دانست.

از مشروطه تا به امروز راجع به مفاهیم «وحدت نظر» نداریم

استاد رضاییان در ابتدای صحبت های خود بر خلا «وحدت نظر» اشاره کرد و گفت: نباید از دیدگاه هایی که درباره آزادی و بیان و نسبت این دو با «روزنامه نگاری و رسانه» وجود دارد، غافل شد‌. چرا که همه مشکلاتی که همکاران مطرح کردند، از جایی ناشی می شود که ما از مشروطه تا به امروز راجع به مفاهیم «وحدت نظر» نداریم. با این پرسش نمکدوست هم موافقم که ما به عنوان روزنامه نگار – فارغ از اینکه دیدگاه های ما برای حاکمیت به رسمیت شناخته می شود یا نه؟- چه کارهایی باید انجام دهیم.

آیا آزادی حق است یا ودیعه؟

او ادامه داد: موضوع آزادی در پنج دیدگاه خلاصه می شود، هابز، کانت، استوارت میل، دورکیم و رئالز. اگر این پنج دیدگاه را کنار یکدیگر بگذاریم این پرسش مطرح می شود که آیا آزادی حق است یا ودیعه؟ در کشور ما اینگونه به نظر می رسد که آزادی را باید اعطا کرد. اگر به این دیدگاه برسیم که آزادی اعطا کردنی نیست و آزادی ودیعه است، آنوقت موضوع متفاوت می شود.

رضاییان با اشاره به دیدگاه صاحب نظران درباره آزادی تشریح کرد: هابز دیدگاهش این است که آزادی را حق طبیعی می داند، کانت نگاه اخلاقی دارد و موضوعی به نام خودمختاری را مطرح می کند و می گوید: انسان آزاد آفریده شده و به او گوهر وجودی به نام آزادی داده شده و او آزادی را ودیعه می داند. اسمارت میل می گوید: آزادی باعث خیر کثیر می شود و نه شر کثیر. دورکیم و رالز آزادی را مکمل می دانند، دورکیم آزادی را مکمل کرامت می داند، رالز آزادی را مکمل عدالت می داند. دین پژوهان و اهالی اصول، آزادی را ودیعه می دانند و معتقدند قرار نیست کسی آزادی را به کس دیگری بدهد.

این استاد روزنامه نگاری درباره طرح دلایل این چند دیدگاه توضیح داد:  در کشور ما روایت های رسمی، آزادی را اعطاکردنی می دانند در حالیکه اگر آزادی را ودیعه بدانیم، دو اتفاق خواهد افتاد. یکی نگاه روانشناسی اجتماعی و دیگری نگاه جامعه شناسان. روانشناسان اجتماعی گویند آزادی سبب حیات بشر است و جامعه شناسان می گویند، آزادی عامل بقای جامعه است.

روایت سازی رسانه میان ذهن و عین

او با تشریح رابطه آزادی با بیان و رابطه دیالکتیکی که بین آنها وجود دارد، گفت:  انسان وقتی چیزی را بیان می کند، یک دیالکتیک میان ذهن و عین یا میان اُبژه و سُوژه اتفاق می افتاد. آنچه امر عینی است مربوط به زبانشناسی و نشانه شناسی می شود و حال می خواهیم در آنچه که در بیرون اتفاق افتاده را با ذهن برداشت کنیم. که اصطلاحا به آن می گویند «وحدت مفهوم» یا «وحدت مصداق». کار رسانه این است که بین این دیالکتیک حرکت می کند.

رضاییان ادامه داد: رسانه می خواهد میان ذهن و عین‌ روایت بسازد. شما نمی توانید عین‌را حذف کنید، یعنی اگر جامعه در اقتصاد دچار تناقض هست و دچار تعارض در سیاست هست و دچار افسردگی در عرصه فرهنگ است، نمی توانیم بگوییم هیچ کدام از اینها نیست، «وحدت مصداق» هست که «وحدت مفهوم» را می سازد. حرکت دیالکتیک میان ذهن و عین هست که بیان را می سازد. در حرکت میان ذهن و عین دو نکته وجود دارد یکی «معنا» و دیگری «لفظ» است. مثلا اگر بگویید ساعت، یک برداشت این است که در حال حاضر ساعت چند است و برداشت دیگر معنای ارزشمندی زمان را می گوییم. یا مثلا توپ که یک لفظ قراردادی است و معناهای زیادی از آن به ذهن متبادر می شود به همین خاطر ما از لفظ به معنا می رسیم. حال یا معنای مستقیم است یا معنای جانشین و هم نشین و مترادف است.

این پژوهشگر حوزه ژورنالیسم با انتقاد گفت: در جامعه ما پارادوکس، تناقض و تعارض هایی وجود دارد که اصلا روی آنها «وحدت لفظ» و «وحدت مصداق» نداریم، چه برسد به اینکه روزنامه نگار به دنبال «وحدت مفهوم» آن برود. رسانه با در نظر گرفتن دیالکتیک میان ذهن و عین، می خواهد عنصری به نام «متن» بسازد که این خودش دارای چهار طبقه است.«متن بر اصل روایت استوار است»،«روایت بر مفهوم استوار است»،«مفهوم بر معنا استوار است» و«معنا هم بر دال و مدلول استوار است» آنچه که وجود دارد و ما می خواهیم بر اساس لفظ یک برداشت انجام دهیم. اگر رسانه می خواهد به یک روایت برای اطلاع رسانی برسد باید از یک «دال و مدلول» به «معنا» برسد و از«معنا» به«مفهوم» و از«مفهوم» به «روایت» می رسد و این سیر باید طی بشود چرا که روایت ذهنی ساخته نمی شود و عینی است.

روزنامه نگاری کارش«پرسش» است

رضاییان تاکید کرد: محور اصلی آنچه که باعث می شود ما به متن و روایت می رسیم،«پرسش» است. روزنامه نگاری کارش«پرسش» است، روزنامه نگار بدون«پرسش» نمی تواند هیچ روایتی بسازد و روزنامه نگار نمی تواند بدون«پرسش» بین عین و ذهن حرکت کند. وقتی آن‌«پرسش» هست، حرکت بین عین و ذهن درست شکل می گیرد.

این استاد روزنامه نگاری با تاکید بر اینکه کشور ما  آزادی را ودیعه نمی دانند، تحلیل کرد: در بحث بیان، ما معتقد به «بیان روایت» نیستیم، در روایتی که بین عین و ذهن ساخته می شود، یک هرم وجود دارد در راس و بخش میانی آن «روایت رسمی» وجود دارد و ممکن است «روایت رسمی» ارتباطی به عین نداشته باشد و بیشتر سوژه و ذهنی باشد، اما اگر روزنامه نگار «روایت رسمی» را روایت کرد، درست است اگر روایت نکرد، می گوییم مقصر است. در حالیکه روزنامه نگار قرار نیست بین آن روایت و آنچه در عین وجود دارد را نادیده بگیرد و بعد خودش یک روایت جعلی یا شبه جعلی بسازد.

اگر «عینیت» نباشد، روایت و روزنامه نگاری معنایی ندارد‌

او ادامه داد: وقتی صحبت از آزادی بیان می شود، یعنی آزادی بیان روایت ها. اساسا رسانه واسطه است بین حرکت و ذهن. در واقع رسانه، آنچه در جامعه در عرصه اقتصاد، فرهنگ، سیاست، اجتماعی می گذرد را روایت عینی می کند. پایه و اساس«روزنامه نگاری تحلیلی»هم objectivist است و اگر «عینیت» نباشد، روایت و روزنامه نگاری معنایی ندارد‌. ایراد ما این است که در روزنامه نگاری در بحث آموزش های کاربردی، آموزش های حرفه ای و فرم گرایی و درک آنچه در عینیت می گذرد. تسلط کافی نداریم.

رضاییان با اشاره به اینکه آزادی بیان، بقای رسانه است، در تناقض و تعارض میان بیان آزادی و حفظ رسانه تاکید کرد که باید به فکر آزادی بود، چرا که ذات کار رسانه آزادی است.

شهروندخبرنگاران، آموزه های ساده روزنامه نگاری را آموزش ببینند

قاضی زاده در ادامه با بیان اینکه عواملی بر جریان آزاد اطلاعات تاثیر می گذارند، گفت: هرکسی با دسترسی به یک تلفن همراه نیمه مجهز، می تواند بالقوه روزنامه نگار، سردبیر و تهیه کننده شود. من خوشحال می شوم که خیلی ها می توانند از چنین تکنولوژی استفاده کنند و حتی گاهی خوشحال می شوم از اینکه اگر ما نکته ها، حرف ها و کشف هایی را می کردیم در دادگاه ها دچار خشم، لایحه و دفاع از خود می شدیم، ولی الان می بینیم که آن ها نسبت به ما خیلی راحت تر مسائل را مستدل و با مدرک نشر می دهند.

او به مشکلات کار در فضای مجازی اشاره کرد و گفت: اول؛ ادبیات این نوع روزنامه نگاری لجام گسیخته و اغلب نادرست است. یعنی زبان دور از جامعه را انتشار می دهد. اصطلاحاتی مثل دوسِت دارم، خوجل موجل و… . دوم؛ این فضا اعتبار معدودی دارد. یعنی شما از درون کارهای شهروند خبرنگاران نمی توانید اعتبار کسب کنید.

قاضی زاده ادامه داد: آمریکایی ها اصطلاحی با عنوان دبلیو چک به معنای کنترل دوباره نکته ها در روزنامه نگاری دارند. ولی روزنامه نگاری شهروندی حتی کنترل ابتدایی هم ندارد. هر چیزی که با احساس و توجه شهروند خبرنگار سازگار است، با برداشت و روایت خود می تواند به تعداد کثیر و فوری انتشار دهد و این امکان در روزنامه نگاری مکتوب وجود ندارد.

او ضمن اشاره به توصیه یک نویسنده انگلیسی مبنی بر اینکه روزنامه نگاران حرفه ای و استادان روزنامه نگاران وظیفه دارند تا آموزه های پایه روزنامه نگاری و استفاده از فضای وب را به شهروندخبرنگاران گسترش دهند، گفت: اگر شهروندخبرنگاران می توانستند آموزه های ساده را آموزش ببینند، بخش مهمی از نیاز جامعه به اطلاع رسانی مرتفع می شد.

رسانه به خاطر زیست خود باید به سراغ واقعیت های جامعه برود

در ادامه نمکدوست به وضعیت جامعه روزنامه نگاری اشاره کرد و گفت: جامعه پر از تلاطم ایران هر چند وقت یکبار بزنگاهی برای روزنامه نگاران خلق می کنند. به عنوان مثال؛ بزنگاه قبلی فاجعه تلخ سرنگونی هواپیمای اوکراینی بود که اکثر رسانه ها تیتری با عنوان «شرمساری» زدند. به عقیده من ماجرای مهسا امینی هم بزنگاه است. من همواره فکر می کنم این چه نوع روزنامه نگاریست که حادثه ای به این عظمت و ابعاد در جامعه ساری و جاری شده و روزنامه های ما از آن عکس ندارند، با افراد شرکت کننده در کنش ها مصاحبه نمی کنند و حرفشان را نمی زنند، میزگرد برگزار می کنند ولی درباره موضوعات به صراحت صحبت نمی کنند، به جای گزارش و خبر، مقاله می نویسند و… .

او در ادامه به طرح این سوال پرداخت که «جامعه روزنامه نگاری ایران با کسانی که نشسته اند و همواره از آن ها شکایت می کنند، باید چه کند؟» و گفت:  تا کی قرار است یک روز اقای روح به خاطر مطالب منتشر شده اش برود پاسخ دهد، یک روز اقای قوچانی و… . ما با این اتفاق باید چکار کنیم؟ جامعه رسانه ای ما برای این ۶ ماه چه تصمیمی می گیرد؟ همه افراد دلسوز در این سال ها در قالب های مختلف رسانه ای سعی کردند با حکومت ها گفتگویی داشته باشند و همه هم بی نتیجه مانده است. این پرسش جدی است که ما به عنوان اهالی رسانه با این موقعیت می خواهیم چه کنیم؟ اتفاقات ۶ ماه اخیر انقدر بزرگ است که ما را به سمت صحبت صریح درباره این موضوعات بکشاند و از جوانب مختلف و افرادی با دیدگاه های متفاوت صحبت کنیم.

نمک دوست با اشاره به وظیفه حرفه روزنامه نگاری گفت: با توجه به اینکه حرفه ما آگاهی بخشی، اطلاع رسانی، انسجام بخشی، پیگیری و تلاش برای شفافیت است باید درباره آن صحبت کنیم. اگر صحبت نکنیم از کل این فضا عقب می مانیم.

او ادامه داد: در شرایطی که افراد در همین رسانه های آلترناتیو به سراغ طرح این مسائل می روند، باید جامعه حرفه روزنامه نگاری چکار کند؟ اگر این پرسش را با خودمان حل نکنیم، نگرانم که پاسخ پرسش  «رسانه ها اری یا نه؟» نه باشد. چون رسانه ها باید به موضوعاتی که تبدیل به دستور جلسه جامعه شده اند، جواب دهند. رسانه ای که به آن جواب ندهند طبیعتا مورد استقبال مردم قرار نمی گیرند و بود و نبودشان نتیجه ای نخواهد داشت. بنابراین اگر برای زیستمان، نقطه عظیمت و واقعیت های محرز جامعه را قرار ندهیم و به سراغ آن ها نرویم دلیلی وجود ندارد که کسی به سراغ مای رسانه بیاید.

نباید به رسانه با نگاه نظامی نگریست/

جامعه مدنی باید در حوزه رسانه به یک اتحاد و همراهی برسد

روح هم در ادامه به چشم اندازهای طرح شده برای رسانه اش اشاره کرد و گفت: با توجه به چشم انداز هایی که برای انتشار روزنامه داشتیم، قطعا دشمن شبکه های اجتماعی نیستم ولی این فضای طبق صحبت دوستان حاضر در نشست مشکلات جدی دارد که ناشی از عدم به رسمیت شناخته شدنش است. ما به عنوان روزنامه نگار قطعا باید این فضای مجازی را به رسمیت بشناسیم ولی این کار باید با رعایت فاکتورهای حرفه ای باشد. یکی از نقدها درباره اخبار منتشر شده درباره حوادث اخیر در این فضا نبود اعتبار منبع بود. چون هر فیلم و شنیده ای را بدون راستی ازمایی  و با نگاه سیاسی منتشر می کردند.

او ادامه داد: دومین چشم انداز که در انتشار روزنامه برایمان مهم بود، بحث حرفه ای بودن است. در شرایطی که به نظر می رسد جامعه ایران در مسیر بن بست و یا انحطاط قرار گرفته، نقش روزنامه نگاری متوقف کننده، حمایت کننده و یا هل دهنده است؟ ما از یک طرف باید با جامعه همراهی می کردیم و از طرفی به ملاحظات امنیتی و ثبات جامعه هم توجه می کردیم.

روح به چشم انداز بعدی درباره معیشت و اقتصاد رسانه اشاره کرد و توضیح داد: هم موجودیت نهاد رسانه دچار مشکل معیشتی و اقتصادی است و هم معیشت روزنامه نگاران و هم اعضای جامعه.

او با اشاره به صحبت سخنرانان درباره آزادی بیان در رسانه ها گفت: معتقدم این آزادی بیان در رسانه و کلیت آزادی اگرچه ودیعه ای الهی و حق انسان است، ولی وقتی احساس خطر شود طبیعتا قدرت سیاسی و امنیتی با ان مقابله می کند. بنابراین آزادی و دموکراسی نه پیش نیاز فعالیت بیان و رسانه است، بلکه نتیجه توازن قوا و تعامل سه جانبه بین قدرت، جامعه و نخبگان است. این توازن قوا باید استمرار داشته باشد.

روح به حوادث اخیر کشور اشاره کرد و گفت: موضوع مهسا را که اقای دکتر نمک دوست مطرح کردند، آن را از یک منظر فرصت می بینم. اینکه حکومت و امپراتوری رسانه ای که ۴۰ سال هزینه کرده و رسانه انحصاری و خبرگزاری های متعدد شکل داده است، بعد از ماجرای مهسا حداقل در درون خود به این درک رسیده اند که این امپراتوری رسانه ای شکست می خورد و نباید به رسانه با نگاه نظامی نگریست.

او ادامه داد: جامعه مدنی هم باید در حوزه رسانه به یک اتحاد و همراهی برسد. اگر می خواهند جامعه دارای اصول آزادی های فرهنگی و اجتماعی و ثبات  و چشم انداز توسعه ای داشته باشند، علاوه بر اظهارنظر و صحبت باید از لحاظ اقتصادی هم این مسئولیت اتحاد و همراهی را متوجه خودشان بدانند.

رضاییان هم در ادامه تاکید کرد: از طرف مدرسه روزنامه نگاری دوباره میزگردی درباره همین موضوع ولی از منظر حرفه ای و حقوقی خواهیم داشت.

این استاد روزنامه نگاری در جمعبندی صحبت های خود گفت: من همچنان معتقدم باید بحث های مفهومی خودمان را داشته باشیم چون هرکجا وارد بحثی می شویم از آنچه در آن مقطع در جامعه می گذرد، صحبت می کنیم ولی چند ماه بعد در جامعه چیز دیگری نزدیک و یا شبیه به آن می گذرد و ما دوباره از وضعی که در جامعه وجود دارد، می گوییم. اگر یکبار از بیرون نگاه کنیم و ببینیم نسبت به واژه های بکار برده شده خود چه نگاه مفهومی داریم؟ چه اندازه این نگاه مفهومی را قبول داریم؟ اختلاف نظرهایمان چیست؟ و مسئله ای به نام “پرسش” را در روزنامه نگاری مطرح کنیم که به رسمیت شناخته می شد، روزنامه نگاری ما درگیر «وی گفت وی افزود» نبود.

اگر آزادی بیان را یک امر بدانیم طبیعتا نگاهمان هم سیاسی خواهد شد

او گفت: در میزگرد آینده درباره فرم های روزنامه نگاری، دلایل وجود نگاه امنیتی و سیاسی به رسانه ها، دلایل نبود نگاه فرهنگی و…  و اینکه چرا «آزادی بیان» یک «امر» است به جای اینکه یک «پدیده» باشد، صحبت می کنیم. وقتی آزادی بیان را یک امر بدانیم طبیعتا نگاهمان هم سیاسی خواهد بود. وقتی نگاه سیاسی باشد، از منظر روایت رسمی با آن برخورد می شود. بنابراین معتقدم باید یکبار دیگر این مفاهیم را مرور و نگاه کنیم‌ این مرور می تواند توسط معلمان روزنامه نگاری، حرفه ای ها، پیشکسوتان و … صورت بگیرد.

رضاییان در ادامه به این مسئله پرداخت که در حال حاضر باید چه نگاه و وظیفه ای به مسئله مطالعات روزنامه نگاری و رسانه داشت. او گفت: وقتی صحبت از آزادی بیان یا هر مسئله دیگری مطرح می شود، یکی از ایرادات این است، موضوع مطالعات رسانه و مطالعات روزنامه نگاری که به شدت تنگاتنگ هم هستند، ولی مرز دارند را یک مبحث در نظر می گیریم. دلیل به این برمی گردد که در مطالعات روزنامه نگاری در هر رسانه ای وظیفه تولید محتوا داریم که این تولید محتوا اصولی دارد.

جامعه ارتباطی دچار بن بست است مگر با تبادل معنا و گفتگو

او با اشاره به حوادث اخیر کشور گفت: در همان روزهای اول یادداشتی آماده کردم و به این پرداختم که جامعه امروز ما دچار بن بست ارتباطی است. یعنی بحثی که در حال حاضر درباره «بود و نبود رسانه» می کنیم درباره وضعیت جامعه ارتباطی هم صدق می کند و دچار بن بست هستیم. این بن بست ارتباطی از بین نمی رود جز با تبادل گفتگو و معنا. در عین حال معتقدم در شرایط کنونی مخاطبانی داریم. این مخاطبان شامل؛ جامعه نخبگانی، مخاطبان خاص در روزنامه های تخصصی و مخاطبان عام هستند که این به معنای دست کم گرفتن تاثیرپذیری و تاثیرگذاری نیست، بلکه نسبت روزنامه نگاران با این سه نوع مخاطب رابطه دو طرفه است و حتما تاثیر دارد.

رسانه های social همچنان تحت تاثیر رسانه های حرفه ای

رضاییان تاکید کرد: در همین دوره هر زمان روزنامه ها، خبرگزاری ها و وب سایت های تخصصی ما درباره هر موضوعی، گزارش تحلیلی، مصاحبه خوب و مطلب خوبی نوشتند در شبکه های اجتماعی جریان ساز شده است. این واقعیت است که رسانه های social همچنان تحت تاثیر رسانه های حرفه ای  هستند. بنابراین اگر روزنامه نگاران ما در این مقطع تلاش کردند، تاثیرگذار بودند، جریان ساز بودند و… جا دارد، از آنها ها تشکر کرد.

رضاییان در ادامه نسبت به اقدام و پیگیری کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران برای تلاش در جهت آزادی روزنامه نگاران ابراز امیدواری کرد و گفت: تلاش هیات این کمیته بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است و  امیدوارم دیگر شاهد این مسئله نباشیم که روزنامه نگار را به دلیل پوشش مراسم ترحیم بازخواست کنند.

رضاییان در پایان گفت: من شرایط را سخت می دانم ولی این به معنای ناامیدی نیست. روزنامه نگاران، اساتید روزنامه نگاری و… از هر منظری از جمله منظر علمی، حرفه ای و میدانی که ورود کنند اثر خود را بر سه مخاطب خواهند گذاشت.

انتهای پیام

لینک کوتاه : https://cmmagazine.ir/?p=8308
  • منبع : شفقنا رسانه

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.