دکتر حمید شکری خانقاه با ارائه مدل «نابینایی ارتباطی»، به عنوان پارادایم خاموشی که سرمایه اجتماعی را میبلعد، معتقد است این مفهوم، صرفاً یک استعاره ادبی یا یک هشدار اخلاقی نیست؛ بلکه مدلی تحلیلی برای فهم یکی از مهمترین بحرانهای عصر جدید است؛ بحرانی که در آن، افراد، سازمانها، خانوادهها و حتی نظامهای تصمیمگیری، بهتدریج توانایی دیدن انسان بهعنوان یک «کل معنادار» را از دست میدهند و او را به عدد، سود، ظاهر، داده، نقش یا کارکرد تقلیل میدهند. بحران امروز فقط کمبود ارتباط نیست؛ انسانها در جامعه، سازمان و خانواده به عدد، نقش، سود، ظاهر و کارکرد تقلیل یافتهاند و همین مسئله سرمایه اجتماعی را از درون فرسوده میکند.