درگذشت «تژا میرفخرایی»، استاد ارتباطات
قربانیانی که در آمارها غایباند
تعزیه یک اپرای کامل است
اهمیت رسانهها در دوران پساجنگ؛ چرا بدون رسانههای نیرومند بازسازی ممکن نیست؟
از اقتصاد توهم تا سونامی دیپفیکها
گرهگشایی سخت
چگونه مسئلۀ ساده و فنی اینترنت به لحظهای خاص در سیاستورزی ایران تبدیل شد؟
زمان شنیدن مردم
«تژا میرفخرایی»، استاد ارتباطات و متخصص تحلیل گفتمان روز چهارشنبه (۲۴ تیرماه) بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت. او عضو پیشین هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی بود.
هر بار که اینترنت قطع میشود، ماشین محاسبه روشن میشود. خسارت کسبوکارها، اختلال در زنجیره تأمین، افت تراکنشهای مالی و...؛ همهچیز به عدد تبدیل شده و گزارش میشود.
بهروز غریبپور سالهاست اپرای عروسکی عاشورا را به صحنه میبرد؛ اثری که بهعنوان شکلی مدرن از تعزیه، با بهرهگیری از مقاتل معتبر، مراثی شاعران و موسیقی دستگاهی ایران، تلاش کرده واقعۀ عاشورا در قالبی دراماتیک بازآفرینی کند. نمایشی که به کشورهای دیگر هم سفر کرد و با استقبال روبهرو شد.
هنگامی که آتش جنگ خاموش میشود، نخستین ویرانهای که باید بازسازی شود، اعتماد عمومی است.
در تحریریه، هنگام طراحی پروندههای ویژه، با عبور از اخبار روزمره و هیجانات رسانهای فناوری، بر هستۀ سخت تحولات متمرکز شدیم.
در یک سال اخیر، تجربههای مکرر اختلال یا محدودسازی گستردۀ اینترنت بینالملل نشان داده است تصمیمگیری دربارۀ اینترنت از یک مسیر واحد عبور نمیکند.
اگر در شرایط جنگی یا وضعیتهای اضطراری بتوان برای محدودیت کوتاهمدت اینترنت استدلال امنیتی ارائه کرد، استمرار آن در بازهای نزدیک به سه ماه نیازمند توجیهی فراتر از منطق وضعیت استثنایی بود.
جنگها و بحرانهای یک سال اخیر، بار دیگر یک واقعیت مهم را پیش روی همهٔ ما قرار دادند؛ اینکه در لحظههای خطر، بزرگترین سرمایهٔ هر کشوری نه تجهیزات نظامی، نه منابع اقتصادی و نه شعارهای سیاسی، بلکه مردم آن کشور هستند.
یکصد و نود و سومین ماهنامه مدیریت ارتباطات به مدیرمسئولی امیرعباس تقیپور و سردبیری علی ورامینی منتشر شد. این شماره تازه ماهنامه دو پرونده خواندنی دارد؛ پروندههایی درباره مسیر گرهگشایی سخت اینترنت و پروندهای دیگر درباره روندهای جهانی فناوری ارتباطات.
روابط عمومی در سیر تاریخی خود مسیری طولانی و پر فراز و نشیب را طی کرده است. به گفته گرونیک، تاریخ روابط عمومی چهار مرحله را گذرانیده است: تبلیغات، خبررسانی، ارتباطات یکسویه و ارتباطات دوسویه.
ما باید به این باور برسیم که اعتماد عمومی، زیرساخت نامرئی توسعه است. اگر قرن بیستم، قرن ماشین، سرمایه و ساختار بود، قرن بیستویکم قرن رابطه، اعتماد و تابآوری انسانی است.
نخستین و شایعترین باور خطا، نسبتدادن توانمندیهای فرابشری به فناوریهای دیجیتال است؛ این تصور که فناوری میتواند نفوذ دیپلماتیک کارگزاران را به سطوحی فراتر از ظرفیتهای ساختاریشان ارتقا دهد.