نیچه معتقد بود که انسان حافظه و تاریخ دارد و گذشته را مدام با خود حمل میکند و اسیر آگاهی تاریخی میشود.
در سالهای گذشته پدیدههای زیادی در فضای مجازی رشدونمو کردهاند و موفقیتهای آنها فعالان تنبل رسانهای را به این فکر انداخته که راه رفتن خودشان را کنار بگذارند و شیوهای جدید در پیش گیرند.
با سخنان وزیر ارشاد و معاون مطبوعاتی او در زمان برگزاری نمایشگاه مطبوعات بار دیگر لایحه سازمان نظام رسانهای در میان اهالی رسانه موضوع روز شده است.
فضایی است ممتزج با فضای واقعی یا فیزیکی که گاه در برخی امور از آن پیشی میگیرد. این فضا بسیاری از قابلیتها، عناصر و مفاهیم دنیای واقعی از جمله زمان، مکان، فرهنگ، هویت و غیره را در خود جای داده است. فضای مجازی نه به عنوان فضایی در مقابل یا در امتداد فضای فیزیکی که همواره متداخل و پیوسته با آن است.
استاد عکاسیام میگفت از سه تا «گ» هیچوقت عکس نگیرید: گل و گربه و گدا. دو تایشان بهخودیخود زیبا هستند و ثبتکردنشان باعث نمیشود شما عکاس خوبی باشید، سومی هم که همیشه جلب توجه میکند و مهم است، چه زاویه و نگاهتان درست باشد چه نه.
حالا کشور و جامعه امروز ایرانی به سمت جدیدی رفته است که شاید بتوان نام آن را "سوژه به نرخ روز خور" گذاشت. نقش اصلی این وضع را شبکههای اجتماعی ایفا میکنند و در کمال تعجب بخش غالب رسانههای کشور نیز قدم در همین راه گذاشتهاند.
بسیاری از داستانهای امروزی شباهت بسیاری به خاطره دارند و تشخیص مرز بین این دو اغلب خیلیها را به اشتباه میاندازد. شاید یکی از دلایل آن، استفاده افراطی برخی از نویسندگان امروز از زاویه دید اول شخص مفرد باشد که در نگاه اول، اثر خلق شده را به یک خاطره به ظاهر واقعی بیشتر شبیه میکند تا داستان خیالانگیز که آن هم مختصات خاص خود را دارد.
آیا هر نوع نگاه به وقایع و رویدادهای بشری که به تبع به دلیل حضور نداشتن جمع زیادی از مردم در زمان وقوع، نیاز به بازخوانی و روایت دوباره دارد را باید خاطرهگویی بدانیم؟
روابطعمومیها میتوانند تغییر و تحول در سازمانها را به سود انتظارات و خواستههای مردم سمتوسو بدهند. راستی چرا نباید پرچم اصلاحات و تغییرات مثبت در هر سازمان و مؤسسهای در دستان روابطعمومی باشد؟
کسب، تولید و توزیع اطلاعات در شکلهای گوناگون و با اهداف متفاوت همواره به عنوان یکی از مهمترین نیازهایی قلمداد میشود که انسان را به تلاش و کوشش واداشته است. شکلگیری ارتباطات و مناسبات از آغاز تاکنون یکی از اقدامات اصلی برای برآورده ساختن این نیازها بوده است. این روند با اختراع چاپ و شکلگیری گسترده وسایل ارتباط جمعی ابعاد جدیدی یافت و با حضور رسانههای دیداری- شنیداری و مولتیمدیا توسعه یافت تا جایی که امروزه رسانهها به عنوان بازیگران اصلی در زندگی اجتماعی نقش ایفا میکنند و با توسعه فناوریهای ارتباطی گستردهتر هم میشوند.
همبستگی اجتماعی و احساس تعلق کارکنان، مشتریان و سایر ذینفعان به سازمان از جمله نیازهای هر مؤسسه برای تحقق تعهدات درون-برون سازمانی است. به همین منظور همافزایی (Synergy) یکی از کارکردهای بنیادین روابطعمومی در دستگاههای اجرایی (چه در شرایط عادی و چه در شرایط بحرانی) محسوب میشود و بهواسطه آن امکان گذر از بسیاری از تنشهای سازمانی و تحقق اهداف سازمانی میسر خواهد بود.
ستون خوانندگان و عناوینی از این دست تا همین چند سال پیش، تنها راه انتشار دیدگاههای مردمی درباره عملکرد سازمانها، انتقادات و پیشنهادات در رسانههای مکتوب بود که اگر خارج از چارچوبها و مرامنامهها نبود، چاپ میشد. رادیو و تلویزیون نیز در قالب گزارشهای تلفنی و میدانی که عموماً تولیدی و نه زنده، بودند هم ممکن بود برخی از اظهارات مردم و انتقادات آنان از دستگاههای دولتی و عمومی را پخش کنند.
دانش به عنوان مقولهای که امروزه خیلی مورد توجه قرار گرفته نهایتی است برای اندوختههای فکری، تجربی و عملی یک شخص. به این معنی که یک شخص در سی چهل سال از عمر خود فعالیتهایی انجام میدهد و بعد میشود ۵۰، ۶۰ و ۷۰ ساله.